منش و سيره آزاد مردان عالم
اين اخلاق ، روش و منش افراد با انديشه و درس گير است . پيرمردهاى شهرستانى به ياد دارند . در مناطق كشاورزى ، وقتى گندمها مىرسيد ، با داس مىچيدند و جمع مىكردند . بعد خرمنكوب چوبى را به گاو مىبستند ، گاو مىچرخيد تا كاه از گندم جدا شود .
چند روز مىكشيد تا ده خروار گندم را در زمين خود درو مىكردند . اما مىگفتند : چند روز بايد بماند تا موريانهها ، مورچهها ، كبوترها ، گنجشكها و كلاغها سهم زمستان خود را بردارند ، اگر فقيرى مىآمد ، كيسه او را نيز پر مىكردند ، بعد به خانه خود مىبردند . هيچ وقت نيز كم نمىآورند . چقدر راحت زندگى مىكردند . توليد سالمترين مواد غذايى در دست آنان بود . باغچه سبزى ، زمين گندم ، مرغ و تخم مرغ ، گاو و گوسفند ، شير ، پنير ، سرشير و كره . همانها شبها نماز شبى مىخواندند و گريههايى مىكردند كه عجيب بود .
منبع :
English