وام و شؤون آن در اسلام
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
«1» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ هَبْ لِيَ الْعَافِيَةَ مِنْ دَيْنٍ تُخْلِقُ بِهِ وَجْهِي وَ يَحَارُ فِيهِ ذِهْنِي وَ يَتَشَعَّبُ لَهُ فِكْرِي وَ يَطُولُ بِمُمَارَسَتِهِ شُغْلِي «2» وَ أَعُوذُ بِكَ يَا رَبِّ مِنْ هَمِّ الدَّيْنِ وَ فِكْرِهِ وَ شُغْلِ الدَّيْنِ وَ سَهَرِهِ «3» فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَعِذْنِي مِنْهُ «4» وَ أَسْتَجِيرُ بِكَ يَا رَبِّ مِنْ ذِلَّتِهِ فِي الْحَيَاةِ وَ مِنْ تَبِعَتِهِ بَعْدَ الْوَفَاةِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَجِرْني مِنْهُ بِوُسْعٍ فَاضِلٍ أَوْ كَفَافٍ وَاصِلٍ]
خدايا! بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا از وامى كه به خاطر آن آبرويم را بريزى نجات بخش؛ وامى كه ذهنم را پريشان مىكند، و فكرم را پراكنده مىسازد، و كارم را در چاره كردن آن طولانى مىكند.
اى پروردگارم! از اندوه وام و فكرش، و از دل مشغولى به آن، و بىخوابيش به تو پناه مىبرم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا از آن پناه ده.
اى پروردگارم! از خوارى وام در اين زندگى دنيا، و از گرفتاريش، پس از مرگ به تو پناه مىجويم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا از سختى وام به ثروت سرشار، و رزق كافى كه از من قطع نشود، پناه ده.
از جمله مشكلاتى كه براى مردم پيش مىآيد و از آن چارهاى نيست مشكل اقتصادى است. گاهى در طول يك سال اتّفاق مىافتد كه خرج و دخل يك مؤمن آبرومند، با هم تفاوت پيدا مىكند، به اين معنا كه خرج سالانه او در عين حالى كه كاسب و زحمتكش و فعّال است از دخلش به خاطر حوادثى بيشتر مىشود، در اين صورت دچار كمبود و مشكل مىگردد، كه اين مشكل را برادر مؤمنش به وسيله قرضالحسنه مىتواند از سر راه او بردارد.
گاهى مؤمنى به ناچار به حادثه زلزله، سيل، آتش سوزى، بيمارى سهمگين، تعمير خانه، خريد خانه، عروسى فرزند دچار مىآيد كه قرضالحسنه مىتواند تمام اين سختىها را تبديل به راحتى كند، و بار سنگينى را از دوش مؤمن بردارد.
در هر صورت براى قرضالحسنه در رابطه با حلّ بسيارى از مشكلات جايگاه بلندى است، و اين عمل در ميان اعمال حسنه ويژگى خاصى دارد.
نياز مردم به يكديگر اقتضا كرده كه محبّت و رحمت و عاطفه مردم نسبت به يكديگر به صورت قرضالحسنه تجلّى كند. به همين خاطر است كه قرآن مجيد اين سند محكم الهى، در بيش از ده آيه به قرضالحسنه اشاره كرده، و به صورت امر الهى از آن ياد فرموده است، و به دنبال قرآن مجيد روايات و اخبار از اين مسئله تمجيد زياد نموده، و عمل مقابل آن را كه رباى قرضى است به شدّت مورد حمله قرار داده و ربا دهنده را مستحق عذاب الهى دانسته است.
من در اين سطور ابتدا به آيات شريفه قرآن در رابطه با قرضالحسنه و سپس به روايات و اخبار اهل بيت اشاره مىكنم، آنگاه رباى قرضى و معاملى را از نظر قرآن و روايات بررسى مىنمايم.
قرض در قرآن مجيد
وَ لَقَدْ اخَذَ اللَّهُ ميثاقَ بَنى اسْرئيلَ وَ بَعَثنا مِنْهُمُ اثْنَىْ عَشَرَ نَقيباً وَ قالَ اللَّهُ انّى مَعَكُمْ لَئِنْ اقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلى وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ اقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لُادْخِلَنَّكُمْ جَنّاتٍ تَجْرى مِن تَحتِهَا الاْنْهارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ» «1»
خدا از بنى اسرائيل [بر لزوم اطاعت از آيينش و پيروى از موسى] پيمان گرفت، و از ميان آنان دوازده سرپرست برانيگختيم [تا هر يك عهدهدار امور قبيلهاى از قبايل بنى اسرائيل باشد]، و خدا به آنان فرمود: يقيناً من با شمايم، اگر نماز را برپا داريد، و زكات بپردازيد، و به پيامبرانم ايمان آوريد، و آنان را تقويت و يارى كنيد و به خدا وامى نيكو دهيد، مسلماً گناهانتان را محو مىكنم، و شما را در بهشتهايى كه از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است در مىآورم؛ پس هر كه از شما بعد از اين كافر شود، يقيناً راه راست را گم كرده است.
از آيه شريفه استفاده مىشود كه قرضالحسنه در امّتهاى قبل از اسلام هم به عنوان برنامهاى از برنامههاى الهى و دستورى از دستورهاى حضرت حق، و عملى كه باعث دخول در بهشت است مطرح بوده، و اين كار شايسته و عمل پسنديده اختصاص به امّت اسلام و احكام شريعت محمّديه ندارد.
مَنْ ذَا الَّذى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ اضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ الَيْهِ تُرْجَعُونَ» «2»
كيست آن كه به خدا وام نيكو دهد، تا آن را برايش چندين برابر بيفزايد؟
و خداست كه [روزى را] تنگ مىگيرد و وسعت مىدهد؛ و [همه شما براى دريافت پاداش] به سوى او بازگردانده مىشويد.
تفسيرى بر آيه شريفه
«با در نظر گرفتن اين نكته كه مالك حقيقى اموال پروردگار است و بشر تنها به عنوان نمايندگى خداوند در آنها تصرّف مىكند، و شرط سرپرستى و نمايندگى او اين است كه اضافه بر نيازمندىهاى خود با اين گونه اعمال و به عبارت ديگر انفاق، احتياجات عمومى را نيز برطرف كند، اما با همه اينها قرآن مىگويد: اين كمك مادّى خود را به عنوان قرض به خدا حساب كنيد، قرض به آفريدگار جهان كه همه چيز از اوست، و تازه هنگام استرداد چندين برابر آن را دريافت داريد.
و اين نهايت لطف پروردگار را نسبت به بندگان و كمال اهميّت موضوع قرض را مىرساند. با اين كه مالك و بخشنده اوست، باز برمىگردد و از بنده خود استقراض مىكند آنهم استقراضى كه با چنين سود فراوانى همراه است.
جمله آخر آيه وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ گويا اشاره به اين است كه تصور نكنيد انفاق و بخشش اموال شما را كم مىكند، زيرا وسعت و محدوديّت سرمايههاى شما به دست خداست، اوست كه مىتواند با بركات زمين و آسمان به شما وسعت بخشد و به جاى اموال انفاق شده چندين برابر در اختيار شما قرار دهد، بلكه با توجّه به ارتباط و بهم پيوستگى اجتماع، همان اموال انفاق شده در پايان به شما باز مىگردد. از همه اينها گذشته فراموش نكنيد كه شما به سوى خدا باز مىگرديد و جهان ديگرى در پيش داريد كه از اين كارهاى خير خود در آنجا بهرهمند خواهيد شد.» «3» آياتى در سورههاى مباركه حديد، تغابن، مزّمّل به همين مضمون كه در آيه گذشته توضيح داده شد وارد شده است كه دلالت بر عظمت مسئله قرض دادن دارد با توجّه به اين نكته بسيار مهم كه حضرت حق دستِ قرض گيرنده محتاج را دست خود به حساب آورده است.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- مائده (5): 12.
(2)- بقره (2): 245.
(3)- تفسير نمونه: 2/ 225، ذيل آيه 245.
English