بدبختى در اين بود كه عالمان اهل هوى ، براى پيشبرد اهداف امويان و عبّاسيان هم خود جعل حديث مىكردند و هم به احاديثى كه اسلاف خائن آنان جعل كرده بودند تكيه مىنمودند و با پخش و شرح و ذكر آن احاديث قلاّبى و دروغ ، اكثريّت مردم را ، كه خود آنان از اسلام بىاطّلاع نگاه داشته بودند ، نسبت به وضع بنىاميّه و بنىعبّاس تسليم و راضى مىنمودند و اگر هم اعتراضى از سوى مردم مىشد ، بلافاصله توجيه مىكردند و از اين طريق بزرگترين ضربهها را در مقابل دريافت دينار و درهمى ناقابل به اسلام و انسانيّت مىزدند !!
به چند نمونه از آن احاديث ساخته شده ، كه به بزرگان دين نسبت دادهاند از كتاب « عوامل تحريف » ـ كه نويسندهاش يكى از بهترين و كمنظيرترين متخصّصين حديثشناس و تاريخشناس است و بزرگان شيعه و سنّى به فضل او در اين زمينه اعتراف دارند ـ اشاره كنم :
نمونهاى از احاديث مجعول
اينان ( برخلاف منطق قرآن و عقل ) يكسرى روايات ، در معتبرترين كتب خويش از برجستهترين راويان نقل مىكنند و براساس آن مىگويند كه امام و خليفه مسلمانان هر كارى انجام بدهد ، هر ظلم و جور و اجحاف و فسق مرتكب گردد ، جايز نيست كه بر روى او شمشير كشيد و با او مخالفت كرد و بر او خروج نمود .از قول حذيفه از پيامبر صلىاللهعليهوآله نقل كردهاند كه فرمود : « يَكُونُ بَعْدى أَئِمَّةً لا يَهْتَدُونَ بِهُداىَ وَلا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتى وَسَيَقُومَ فِيهِمْ رِجالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّياطينَ فى جُثْمانِ إِنْسٍ قالَ : قُلْتُ : كَيْفَ أَصْنَعُ يا رَسُولَ اللّهِ إِنْ أَدْرَكْتُ ذلِكَ ؟ قالَ : تَسْمَعْ وَتُطِعْ لِلْأَميرِ وَإِنْ ضَرَبَ ظَهْرَكَ وَأَخَذَ مالَكَ فَاْسمَعْ وَأَطِعْ » .
پس از من پيشوايانى خواهند بود كه بر راه من نمىروند ، وبه روش من عمل نمىكنند ، پارهاى از ايشان دلهايى همچون دل شياطين دارند ، اگرچه به ظاهر انسانند .حذيفه مىگويد :
گفتم : يا رسول اللّه ! اگر من آن زمان را درك كردم چه عكسالعملى نشان بدهم ؟ فرمود :
شنوايى صددرصد و اطاعت مطلق ، اگر او بر پشتت بكوبد و مالت را ببرد تو بايد فرمان برى و گوش به دستورش بسپارى !!
از قول ابن عبّاس از پيامبر صلىاللهعليهوآله نقل مىكنند :« مَنْ رَأى مِنْ إِمامِهِ شَيْئاً يُكْرِهُهُ فَلْيَصْبِرْ فَإِنَّهُ مَنْ فارَقَ الْجَماعَةَ شِبْراً فَماتَ ميتَةً » جاهِلِيَّةً .اگر كسى از پيشوا و زمامدار خويش چيز ناخوشآيندى مشاهده كرد بايد صبر كند ، اگر كسى از دستگاه خلافت و جمع مسلمانان پيرو آن يك وجب دور شود و بر آن بميرد ، مانند مردگان جاهليّت مرده است !در روايات ديگر از ابن عبّاس چنين نقل شده : « لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ النّاسِ خَرَجَ مِنَ السُّلْطانِ شِبْراً فَماتَ عَلَيْهِ إِلاّ ميتَةً جاهِليّةً » . هيچكس از حكومتى دورى نمىگزيند حتّى يك وجب كه اگر در اين حالت بميرد ، به مردن جاهليّت و شرك از دنيا رفته است . يكى از دانشمندان بزرگ اهل سنّت در ذيل اين احاديث در بابى به عنوان «لزوم طاعة الامراء» مىگويد : عموم اهل سنّت يعنى فقها و محدّثين و متكلّمين مىگويند : حاكم با فسق و ظلم و زير پا گذاشتن حقوق مردم معزول نمىشود و نه مىتوان او را خلع نمود و اصولاً جايز و روا نيست كه عليه او قيام شود ، بلكه واجب است او را پند و اندرز دهند و از خداوند و قيامت بترسانند ؛ زيرا در اين زمينه احاديثى از پيامبر صلىاللهعليهوآله به دست ما رسيده است كه ما را از خروج عليه زمامدار باز مىدارد ، خلاصه سخن اين كه قيام بر ضد پيشوايان و زمامداران به اجماع همه مسلمانان حرام است، اگرچه فاسق و ستمگر هم باشد!!
بنابراين نظر خروج بر يزيد بن معاويه شراب خوار و سگباز و قاتل و جانى و قيام عليه عبدالملك كه سربازانش خانه كعبه را زير منجنيق خراب مىكنند و جنگ بر ضد وليد كه قرآن كريم را هدف قرار مىدهد و قيام عليه حكّام خائن بنىعبّاس در آن روز و قيام برعليه حاكمان ظالم و جائر فعلى نه اين كه جايز نيست ، بلكه حرام است !! به راستى لعنت بر اين منطق باد و نفرين خدا بر جاعلين حديث و نويسندگان و پخش كنندگان و تفسير كنندگان و عمل كنندگانش باد .