مسلمانانى كه به مساجد رفت و آمد دارند ، به خاطر عبادت دسته جمعى ، ذكر خدا ، قرائت قرآن ، خواندن دعا ، شنيدن موعظه ، توبه از گناه ، گريه براى حق و براى اهل بيت قدس سرهما ، شركت در كار خير ؛ روحى با صفا ، روانى پاك ، قلبى رقيق ، بدنى فعال و پركار جهت پرداختن به كارهاى مثبت و نيتى خالص و پاك پيدا مىكنند و در حقيقت تبديل به منبعى از خير و بركت مىشوند و وجدوشان به صورت كليدى براى حل مشكلات مردم در مىآيد و همگان از مهر و محبّت و عشق و دوستىشان بهرهمند مىگردند . اين خصلتها و حالات با ارزش ، بيشتر ويژه مردم مؤمن و اهل مسجد است و آنان كه دچار سستى ايمان و يا بىدين هستند چون چوبى خشك يا سنگى سخت يا حيوانى وابسته به شكم و شهوتاند . آرى ؛ ارتباط با خدا كه منبع مهر و محبّت و عشق و بركت است و رفت و آمد به مساجد و زيارت عالم ربّانى در كنار محراب و منبر و شنيدن نصايح و موعظههاى او ؛ سازنده حيات طيّبه و عامل طهارت روح و ترك زشتىها و مايه خوشى و لذت واقعى در دنيا و آخرت است .
گفت معشوقى به عاشق كى فتى تو به غربت ديدهاى بس شهرها
پس كدامين شهر زآنها خوشترست گفت آن شهرى كه در آن دلبرست
هر كجا باشد شه ما را بساط هست صحرا گر بود سمّ الخياط
هر كجا كه يوسفى باشد چو ماه جنّت است ار چه كه باشد قعر چاه
با تو دوزخ جنّت است اى جان فزا با تو زندان گلشن است اى دلربا
شد جهنم با تو رضوان و نعيم بى تو شد ريحان و گل نار جحيم
هر كجا تو با منى من خوشدلم وربود در قعر گورى منزلم
خوشتر از هر دو جهان آنجا بود كه تو را با من سر و سودا بود