إِنِّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِى فَطَرَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ .
من به دور از انحراف و با قلبى حقگرا همه وجودم را به سوى كسى كه آسمانها و زمين را آفريد ، متوجه كردم و از مشركان نيستم . وَالَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ .
و كسانى كه براى به دست آوردن خشنودى پروردگارشان [ در برابر گناهان و انجام وظايف و حوادث ] شكيبايى ورزيدند ، و نماز را بر پا داشتند ، و بخشى از آنچه را روزى آنان كرديم در نهان و آشكار انفاق نمودند ، و همواره با نيكىِ [ عبادت ] زشتى و پليدى [ گناه ] را دفع مىكنند [ و با خوبىهاى خود نسبت به مردم ، بدىهاى آنان را نسبت به خود برطرف مىنمايند ] ، اينانند كه فرجام نيك آن سراى ، ويژه آنان است .
فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .
پس [ با توجه به فراخبخشى خدا در روزى و رزق ] حقّ خويشاوند و مسكين و در راه مانده را بده . اين انفاق براى آنان كه خشنودى خدا را مىخواهند بهتر است و اينان [ كه حقوق مالى را مىپردازند ]همان رستگارانند .... وَما آتَيْتُم مِن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ . و آنچه از زكات مىدهيد كه [ به سبب پرداختنش ] خشنودى خدا را مىخواهيد [ مايه فزونى است ] ؛ پس اين زكات دهندگانند كه مال و ثوابشان دو چندان مىشود . وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ... .
و آنان كه بامدادان و شامگاهان پروردگارشان را مىخوانند [ و با اين خواندن ] خشنودى او را مىخواهند ، از خود مران . إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لاَ نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلاَ شُكُوراً .
[ و مىگويند : ]ما شما را فقط براى خشنودى خدا اطعام مىكنيم و انتظار هيچ پاداش و سپاسى را از شما نداريم . وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ... .
با كسانى كه صبح و شام ، پروردگارشان را مىخوانند در حالى كه همواره خشنودى او را مىطلبند خود را پايدار و شكيبا دار . وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِى أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلَى وَالِدَىَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِى بِرَحْمَتِكَ فِى عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ .
پس سليمان از گفتهاش با تبسم حالت خنده به خود گرفت ، و [ به سبب نعمت فهم گفتار حيوانات ] گفت : پروردگارا ! به من الهام كن تا شكر نعمتى را كه به من و پدر و مادرم عطا كردهاى به جاى آورم ، و اينكه كار شايستهاى كه آن را بپسندى انجام دهم ، و مرا به رحمتت در ميان بندگان شايستهات درآور .
حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِى أَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلَى وَالِدَىَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحاً تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِى فِى ذُرِّيَّتِى إِنِّى تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّى مِنَ الْمُسْلِمِينَ . تا زمانى كه به رشد و نيرومندى خود و به چهل سالگى برسد ، گويد : پروردگارا ! به من الهام كن تا نعمتت را كه بر من و پدر و مادرم عطا كردهاى سپاس گزارم ، و كار شايستهاى كه آن را مىپسندى انجام دهم و ذريه و نسل مرا براى من صالح و شايسته گردان كه من به سوى تو بازگشتم و به يقين از تسليم شدگان [ به فرمانها و احكام ] توام .