در اين جا لازم است به پارهاى از روايات با ارزش كه در كتابهاى معتبر و ريشهدار درباره نشانههاى اهل ايمان ذكر شده ، اشاره كنم ، باشد كه خوانندگان عزيز بهره بيشترى از اين نوشتار نصيبشان گردد .
هشام بن حكم كه از چهرههاى برجسته ايمان و علم است ، از امام هفتم عليه السلام در حديثى طولانى روايت مىكند كه حضرت امام موسى بن جعفر فرمود عليه السلام :
« يَا هُشَامُ كَانَ أميرُالمُؤمِنينَ يَقُولُ : مَا عُبِدَ اللّهُ بِشَىءٍ أَفْضَلَ مِنَ العَقْلِ وَمَا تَمَّ عَقْلُ امرِىءٍ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ خِصَالٌ شَتّى : الكُفرُ وَالشَّرُّ مِنْهُ مَأمُونَانِ وَالرُّشدُ وَالخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولاَنِ وَفَضلُ مَالِهِ مَبْذُولٌ وَفَضْلُ قَوْلِهِ مَكْفَوفٌ وَنَصِيبُهُ مِنَ الدُّنيَا القُوتُ لاَ يَشْبَعُ مِنَ العِلْمِ دَهْرَهُ ، الذُّلُّ أحبُّ إلَيهِ مَعَ اللّهِ مِنَ العِزِّ مَعَ غَيرِهِ وَالتَّوَاضُعُ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ الشَّرَفِ يَستَكْثِرُ قَليلَ المَعرُوفِ مِن غَيرِهِ وَيَسْتَقِلُّ كَثيرَ المَعرُوفِ مِن نَفسِهِ وَيَرَى النّاسَ كُلَّهُم خَيراً مِنْهُ وأَنَّهُ شَرُّهُمْ فِى نَفْسِهِ وَهُوَ تَمامُ الاْءَمْرِ ». اى هشام ! اميرالمؤمنين همواره مىگفت : خدا به چيزى برتر از خردورزى و عقل بندگى نشده است و عقل انسانى كامل نمىشود مگر خصلتهاى گوناگونى در او باشد : خطر كفر و شر از ناحيه او در ميان نباشد و هدايت و خير از سوى او توقع رود ، زيادى مالش بذل شود و اضافه سخنش حفظ گردد ، نصيبش از دنيا به اندازه گذران باشد ، در همه روزگارش از دانش سير نگردد ، خوارى در كنار خدا برايش محبوبتر از عزت با غير باشد و فروتنى و خاكسارى نزد او محبوبتر از كبر و خود بزرگبينى جلوه كند ، خوبى اندك ديگران را بسيار بشمارد و خوبى فراوان خود را اندك به حساب آورد ، همه مردم را بهتر از خود ببيند و خود را از همه بدتر انگارد و اين خصلتها امورى كامل و جامع است .
راستى چه روايت عالى و متنى با ارزش است ، متنى كه نشان دهنده كمال دين و جامعيت فرهنگ اهل بيت قدس سرهما است ، اوصافى را اين روايت بيان مىكند كه اگر در انسان ظهور كند از او انسانى كامل و منبعى از خير و بركت و موجودى پاك و معنوى به وجود مىآورد ، شرح اين روايت كتابى مستقل مىطلبد و تفسيرى جامع مىخواهد و من ناچارم در اين جا به ترجمه آن اكتفا كنم .