یکى از مشقّتهاى مهمى که در راه هدایت نصیب اهل هدایت بوده و روزى واجب و حتمى خدا براى آنها بوده، مسئله جهاد است:« وَکَاَیِّنَ مِنْ نَبِىٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا اَصَابَهُمْ فِى سَبِیلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکَانُوا وَاللّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ »2.انبوهى دانشمندانِ الهى مسلک [ و کاملان در دینِ ] به همراه آنان جنگیدند ، پس در برابر آسیبهایى که در راه خدا به آنان رسید ، سستى نکردند و ناتوان نشدند و [ در برابر دشمن ] سر تسلیم و فروتنى فرود نیاوردند ؛ و خدا شکیبایان را دوست دارد .
عاشقان من که اهل ایمان و هدایتاند، قسمت عمدهاى از عمر گرانبهاى خودشان را در جبهه جنگ با دشمنان من به سر بردند. در این جبهههاى جنگ «مَا وَهَنُوا لِمَا اَصَابَهُمْ فِى سَبِیلِ اللّهِ»3 دست و پا و چشم دادند، بدن دادند، خانههایشان خراب شد، نزدیکانشان شهید شدند، اما سست نشدند، چون اهل معرفت بودند. براى اهل معرفت سستى معنا ندارد، براى کسانى که با هدایت معامله مىکنند و تسلیم صاحب عالَم هستند، سستى معنا ندارد، براى چه در این معامله که عالىترین سود قرار دارد، سست شوند؟امیرالمومنین مىفرمودند : اگر هزار بار در جبهه کشته شوم بهتر است که یک بار در رختخواب بمیرم، خدا نکند در رختخواب بمیرم، من از مردن در رختخواب متنفّرم،امیرالمومنین مىفرماید: هر کسى آدرس بهشت را از من بخواهد نزدیکترین آدرس بهشت زیر سایه اسلحههاست. کسى که به جبهه مىرود باید دید در جبهه چه مىشود. حضرت مىفرماید: اول خدا عاشقش مىشود، بعد او را انتخاب مىکند و جذب جبهه مىکند و در آن جا هم شربت شیرین شهادت را به کامش مىریزد، «انَّ الجِهادَ بابٌ مِن ابوابِ الجَنَّهِ فَتَحَهُ اللّهُ لِخاصَّهِ اولیائِهِ»4 کسى کهاین یک دسته از مردم که هدایت را قبول مىکنند، با علم به این که در مسیر هدایتْ، بلا، مانند باران بهار مىبارد، اما زیر این باران بلا، خوش هستند. تعدادى از اینها هم نسبت به بلا دم درنمىآورند :
از درد منالید که مردان ره دوست با درد بسازند و نخواهند دوا را