مسئله نعمتها و به خصوص آنچه انسان با آن در ارتباط است ، از بهتآورترين مسائل و شگفت انگيزترين برنامههاست .
نه كسى قدرت برشمردن نعمتها را دارد و نه كسى قادر به درك حقيقت يك نعمت از نعمتهاى الهى است و نه كسى توان اداى شكر يك نعمت را هرچند به اندازه يك ارزن باشد ، دارد !!
در تمام نعمتها وقتى دقت شود ، واضح و آشكار با چشم قلب ، خدا را در آن نعمت مىتوان ديد و منظور قرآن هم از بيان نعمتها ، كسب معرفت و اداى شكر نسبت به آن جناب است ؛ زيرا هرچه هست از اوست و سرايى خالى از دلبر نيست ، به قول فيض آن مست جام عشق :
*
اى فداى عشق تو ايمان ما
گر كنى ايمان ما را تربيت
آتش خوف تو آب ديدهها
اى به ما آثار صنع تو پديد
اى تو هم آغاز و هم انجام خلق
گوشها را سمع و چشمان را بصر
اى جمالت كعبه ارباب شوق
عاجزيم از شكر نعمتهاى تو
اى بدى از ما و نيكويى زتو
فيض را از فيض خود سيراب كن
اى بهشت و كوثر و رضوان ما
*
وى هلاك عفو تو عصيان ما
عشق گردد عاقبت ايمان ما
زآب حكمت آتش طغيان ما
وى تو پنهان در درون جان ما
وى تو هم پيدا و هم پنهان ما
در دل و در جان ما ايمان ما
وى كمالت قبله نقصان ما
عجز ما بين بگذر از كفران ما
آن خود كن پرده پوش آن ما
اى بهشت و كوثر و رضوان ما