سه آيه ازسوره يونس در رابطه با هزينه كردن عمر در راه حق و باطل است.(1) دو شكل هزينهاى كه از زمان شروع زندگى انسان تا كنون جريان پيدا كرده و تا آينده جريان خواهد داشت. اميرالمؤمنين عليه السلام درزمينه اهميت معرفت وآگاهى خطاب به كميل بن زياد می فرماید : ما مِن حَركةٍ اِلّا وَ انتَ مُحتاجٌ فِيها اِلى مَعرِفَةٍ (2)
اين جمله خيلى پرقيمت است. مىفرمايد: هيچ حركتى در زندگى براى تو به وقوع نمىپيوندد، مگر اين كه در آن حركت، نيازمند به معرفت هستی تا براساس معرفت زحمت تو هدر نرود.
اين درس براى همه مردان وزنان است. اگر همه انسانها براساس معرفت قدم بردارند، فساد در همه زمينهها تعطيل مىشود .
ائمه اطهار عليهم السلام مىفرمايند: روز ظهور امام زمان عليه السلام كه دست بابركت ايشان روى سر مردم دنيا مىآيد، يعنى قدرتش همه دنيا را پر مىكند، عقلها همه کامل مىشود، همه با معرفت وآگاه مىشوند واهل معرفت براساس علم و کمال زندگى مىكنند. يعنى به حالى مىرسند كه براى زندگى كردن كمترين نيازى به گناهى احساس نمىكنند. ديگر چنين زمينهاى وجود ندارد كه بگويد : همه دارند مىبرند ، چرا ما نبريم ؟ همه دارند مىخورند ، چرا ما نخوريم ؟ همه بدحجاب شدند چرا ما باحجاب باشيم؟اصلاً زمينه اين مسايل نابود مىشود . چون آدم با معرفت ، وزين ، با ادب ، سالم و با منفعت زندگى مىكند. براساس اين كلمات حكيمانه آگاهى از بحث عمر و چگونگى هزينه كردن عمر بر ما واجب است، كه مبادا هفتاد سال با عبادت زندگى كنيم ، اما در قيامت به ما بگويند : همه آنها اشتباه و نادرست بوده است.
اما آيات شريفه،تحليل پروردگار مربوط به مردان وزنانى است كه عمر خود را در باطل ، شيطان ، هواى نفس، شكم و شهوت هزينه مىكنند. مانند اين آيات شريفه در قرآن كريم كم است . چون در رابطه با گروه خاصى است كه با نگاه به زندگى آنها اين آيه نازل شده است. می فرماید: إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا كَمَآءٍ (3)
آيه شريفه با إنّما شروع مىشود، يعنى اين گروه بدانند كه غير از اين چيزى كه نسبت به زندگى آنان تحليل مىكنم ، چيز ديگرى نيست، سراغ هيچ تحليل ديگرى نروند، چون براى هزينه كردن عمرآنها يك تحليل بيشترنيست.
دنيا يعنى آسمانها ، زمين ، كوهها ومعادن قيمتى هستند. زندگى دنيا مانندآب است. تشبيه خيلى عجيبى است؛ يعنى هر چه مردم زحمت مىكشند ومىسازند روى آب مىسازند. آب زيربناى زندگى آنها است.
آب جايگاه محكمى دارد.آب رنگ عوض مىكند، بخار مىشود، از بين مىرود، غرق و نابود مىكند. اين مطالب از قرآن استفاده مىشود.آب با قوم حضرت نوح عليه السلام و فرعونيان چه كرد؟ جز اين كه زمينهاى زراعتى را نابود كرد و خانهها را نابود كرد. پروردگار مىخواهد شكل ظاهرى زندگى آنان را بگويد كاخها، ساختمانها، كارخانهها ، منابع درآمدی كه انسان را به خود مشغول و مغرور مىكند و به جايى مىرساند كه نسبت به پروردگار، احساس خطرناك بىنيازى مىكند. می گوید من كه همه چيز دارم ، چه احتياجى به خدا دارم ؟ من نماز بخوانم كه كدام دردم دوا شود؟ من روزه بگيرم كه بدنم سالم باشد؟ من چرا به مكه بروم ؟ دنباله آيه مىخواهد شكل ظاهرى زندگى آنها را بگويد كه اينها فريب چه چيزى را خوردند می فرماید:
كَمَآءٍ أَنزَلْنَهُ مِنَ السَّمَآءِ فَاخْتَلَطَ بِهِنَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعَمُ (4)
مانندآبى كه از آسمان فرستادم، اين آب گياهان را از زمين می روياند و از حالت آب شكل سبزىها ، درختان و ميوهها نشان داد. به وسيله اين آب ، گياهانى خوراكى بیرون آمدند. اين خوراكىها بسیار قيمت دارد.
خدا مىفرمايد: سراين سفره، انسانها، حيوانات، حشرات، خزندهها نشستهاند. آنان خيال كردند كه اين زندگى امتياز است ؟ اگر امتياز بود كه سر اين سفره، حيوانات را نمىنشاندم . يعنى اين مجموعه ، اداره كننده شكم است، پس چه امتيازى دارد ؟
شخصى از کسی پرسيد: آقا از گرگان تا كرمان چقدر فاصله است؟ گفت: يك متر. گفت: من از تو چه پرسيدم، تو عاقلى يا ديوانهاى. گفت: نه من عاقلم. گفت: گرگان مىدانى كجاست؟ گفت: بله گرگان را مىشناسم. گفت: كرمان را مىدانى كجاست؟ گفت: بله، تمام كرمان را هم مىشناسم، گفت: پس چرا مىگويى يك متر، بيش از هزار كيلومتر فاصله است. چطور يك متر است. گفت: اكثر مردم پايبند به دين نيستند، پايبند به پول و شكم هستند، اينها را گرگان مىگويند، كرمان هم يك مترى زمين است كه اين مردم را چال مىكنند، و به تمام بدن ميت كرم مىافتد، از گرگان تا كرمان يك متر است.
می گویند ابوسعيد ابوالخير سالها در شهر نيشابور درس داشت. روزى به روستايى دعوتش كردند . گفتند : هر چند نفر كه مىخواهى، با خودت بياور. ده نفر از شاگردهايش را با خود برد. دربعضى از شهرهاى قديم دستشويى آخر حياط بود. پشت بيشتر حياطها نيز كوچه بود. گودال را بيرون كوچه مىكندند وروى آن طاق مىزدند. بعد از دو سه ماه روى نجاسات خاك مىريختند و مخلوط مىكردند وبا گاله مىبردند. ابوسعيد با شاگردانش رد مىشد . در جايى، طاق چاه را برداشته بودند و هنوز خاك نريخته بودند كه حمل كنند . شاگردان بينى را گرفته بودند و دوان دوان رد شدند، اما ديدند ابوسعيد نيست، نگاه كردند، ديدند كنار چاله ايستاده و دارد سر تكان مىدهد . جلوى بينى خود را نيز نگرفته است. چند دقيقهاى گذشت و بعد همگى راه افتادند. شاگردان گفتند : استاد ! بوى اين كثافتها به شما نخورد ؟ گفت : چرا . گفتند : پس چرا جلوى بينى خود را نگرفتيد ؟ گفت : چون كه اين فضولات شكم آدمىزاد به من گفتند: ابوسعيد ! به اين شاگردهاى بىمعرفت بگو : چرا فرار كرديد ، كجا رفتيد ؟ ما چند ساعت قبل ، عناصر خيلى با ارزشى بوديم كه ما را در بهترين مغازهها، در ويترينها مىچيدند ، خيلى تميز ، خوش رنگ و عالى بوديم . شماها ما را خريديد و خورديد و چند ساعت ميهمان شما بوديم ، شما ما را به اين روز در آورديد . اكنون از ما فرار مىكنيد ؟اگر حيات و زندگى فقط شكم باشد ، آخرش چيست ؟ يعنى خداوند متعال ميلياردها چرخ را معطل كرد و انسانى را ساخت ، تا اين كه كارخانه كودسازى شود ؟ بله ، متأسفانه عدهاى همين گونه هستند. درادامه آيات شريفه می فرماید : مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَ الْأَنْعَمُ حَتَّى إِذَآ أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَ ازَّيَّنَتْ (5) مقدارى كه مىگذرد ، زمين در بهار، خود را آرايش كرده است، گلها ، شكوفهها، رنگها ، زيبايىها، تا زمانى كه اين زينت و سبزى و گلهاى رنگارنگ پا برجاست.
أَتَيهَآ أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنهَا حَصِيداً (6) روز يا شب طوفانى را مأمور مىكنم تا به اين مزارع ، سبزىها و گلها بزند. طوفان خزان يا زمستانى، سيل و بادهاى سنگين مىوزد و همه را زرد ، خشك و درو كرده از بين مىبرد. زندگى اين گروه از مردم، بر آب يا بر باد است. آبى كه توليدات زيبايى دارد ، اين توليدات براى آنها ماندنى نيست ؛ جوانى آنها به پيرى تبديل مىشود . املاك آنها به تدريج با نزديك شدن به مرگ، در سرازيرى نیستی قرار مىگيرد و باعث جدايى از خانواده مىشود .
كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْأَيتِ من مطالب و حقايق را براى مردم روشن مىكنم لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ «(7) براى مردم عاقل و خردمند كه مىفهمند و فريب نمىخورند . مردمى كه انديشه مىكنند . اما كسانى كه عمر خود را به شكل مثبت هزينه مىكنند وَ اللَّهُ يَدْعُواْ إِلَى دَارِ السَّلَمِ خدا شما را به خانه امنيت و سلامت دعوت مىكند كه اين خانه در دنيا ، دين شما است وَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ «(8) شما را دستگيرى ، كمك و راهنمايى مىكند كه در صراط مستقيم قرار بگيريد و در آن جاده، عمر خود را تا وقتى كه زنده هستيد ، در عبادت و خدمت هزينه كنيد.
لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى آنان كه عمر خود را تا حال به زيبايى ودرستى هزينه كردند. براى آنها در آخر زندگى بهتر از عمرى كه هزينه كردند، براى آنها قرار دادم . يعنى آنان خدمت كردند و من پاداش بهتر از خدمت را براى آنان قرار دادم . نماز خواندند ، روزه گرفتند ، كمك كردند . هر چيزى را كه مىخواهيد، حساب كنيد به تمام عبادات و خدمتهاى آنان، پاداش بهتر مىدهم. مىفرمايد : بلکه به همه عبادات و خدمتهاى آنان پاداش بهتر مىدهم ، اما از نظر خدا تمام نيست ؛ زِيَادَةٌ ما اين اضافه را نمىدانيم. چيزهايى درباره اين زِيَادَةٌ نوشتهاند قانع كننده نيست. وَ لَا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لَا ذِلَّةٌ محال است اينها نزد من خجالت زده باشند كه در قيامت سر خود را پايين بيندازند. آنان خيلى عزيز، با منزلت ، با رتبه و جايگاه بلند هستند .
آخر آيه مىفرمايد: أُوْلئِكَ أَصْحَبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ (9) اين هزينه كردن عمر در صراط مستقيم است . دوباره برمىگردد و آن كسانى كه در آيه اول ، زندگى آنان را به آب مثال زده است ، مىفرمايد : وَ الَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيَِّاتِ (10) افرادى كه همه عمر، فقط براى شكم و گناه زندگى كردند، با اينها چه مىكند ؟ اما آنانی كه با من و انبيا و قرآن و ائمه عليهم السلام جنگيدند و همه چيز را زير پا گذاشتند و جنايت كردند، فقط به اندازه گناهشان آنها را كيفر مىدهم. آنها را ذرّهاى اضافهتر جريمه نمىكنم. ما گنهكار را به صد برابر جرمش به مجازات مىكشيديم، اما خدا تمام بدكاران عالم را به اندازه بدى آنان كيفر مىدهد. وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ تمام وجودشان را خوارى فرا مىگيرد.
مَّا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ كسى از جانب خدا در قيامت اينها را يارى نخواهد كرد.كَأَنَّمَآ أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ الَّيْلِ مُظْلِمًا صورت اينها در قيامت مانند اين است كه قطعهاى از شب بسيار تاريك، تمام صورت آنان را سياهى پوشانده است. اينها را انگشت نما مىكنند وآبروى آنان را مىريزند. أُوْلئِكَ أَصْحَبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُونَ (11) آنان كل زندگى خود را به آتش كشيدند. به اين ظاهر زيباى زندگى دنياى آنها نگاه نكنيد.
اگرعمردر معرض غارت شيطان ، شهوت ، هواى نفس و مخصوصاً رفيق بد و دوست ناباب قرار بگیرد ، البته دوست كه نه دشمن ناباب است و گرنه اگر دوست باشد، اين همه به آدم ضربه نمىزند كه دنيا وآخرت آدم را به باد دهد . اگر عمر در تصرف اين چهار عنصرشيطان، شهوت، هواى نفس، همنشين ناباب قرار بگيرد ، انسان دچار خسارتهايى مىشود كه تاابد قابل جبران نخواهد بود .
اگر صدو بيست چهار هزار پيامبر عليهم السلام نيز در كنار اين خسارت ديده، جمع شوند ، خداوند مىفرمايد : فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَعَةُ الشَّفِعِينَ (12) براى آنان سود و فايدهاى ندارد. و باز مىفرمايد : وَمَا لَهُم مِّن نَّصِرِينَ (13) در اولين وآخرين قيامت، حتى يك نفر نيز پيدا نمىشود كه اينها را يارى كند. ناله مىكنند و كمك مىخواهند ، ولى خدا به آنان مىفرمايد: چون همه ارتباط خود را با او قطع كرده است؛ با خدا، انبيا، اوليا و ائمه عليهم السلام. اينها تنها با يك منبع گره خوردند كه جهنم است.
آن كسانى كه به طرف خدا و پيغمبر صلى الله عليه وآله جهتگيرى مىكنند، از همه چهار منبع خطر ؛ شيطان ، شهوت، هوى نفس و دوست بد، دست مىكشند. چون بعد از اين جهتگيرى به طرف آنها كشيده نمىشوند و ایستادگی خوبى در برابر آنها دارند .
پى نوشت :
1) يونس: 28- 26
2) بحار الأنوار: 414/74، باب 15؛ حديث 38؛
3) يونس :24
4) يونس :24
5) يونس :24
6) يونس :24
7) يونس :24
8) يونس :25
9) يونس :26
10) يونس :27
11) يونس :27
12) مدثر :48
13) آل عمران :22