پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

رضايت به فعل حضرت حق

رضايت به فعل حضرت حق

رضايت به آنچه خداوند بزرگ از نعمت‏ها به انسان عنايت فرموده ، از بهترين حالات است ، انبيا و ائمه و شاكران از عباد حق ، از حال رضاى عبد نسبت به داده حق ، تعريف فوق العاده كرده‏اند .
هيچ گاه نعمت حق به نظر شما كوچك نيايد ، هر نعمتى كه به دست شما مى‏رسد ، با كمك هزاران موجب و علت به دست شما مى‏رسد و به خاطر هدفى مقدّس و والا ، آن نعمت به شما عنايت مى‏شود ، شما اگر تجلّى رحمانيّت و رحيميّت و كرم و لطف حضرت او را در نعمت ببينيد ، آن را عظيم خواهيد يافت .  ما در عين اين كه از حضرت حق طلبكار نيستيم و استحقاق هيچ‏گونه نعمتى نداريم ، اما حضرت دوست آن به آن و لحظه به لحظه ما را غرق در نعمت نموده و از هيچ برنامه يا منفعتى نسبت به ما مضايقه نفرموده است . هرگز كميت نعمت را نبينيد به كيفيّت آن بينديشيد ، حقيقت نعمت را در نظر بگيريد ، صاحب نعمت را و محبّت و عشق او را تماشا كنيد . اگر به ما چيزى نمى‏داد ، بايد به واقع از او رضايت داشتيم ، چه رسد به وضع فعلى ما كه پيچيده به هر نوع نعمتى هستيم !!
همين نعمت شناخت خدا و معرفت به انبيا و ائمه و اوليا و نعمت ايمان و اين كه اجازه داريم نام مقدّس او را ببريم و در پنج وقت به پيشگاه او به نماز بايستيم و در ماه رمضان روزه بگيريم و ... مگر برنامه كمى است ؟
برنامه‏هاى معنوى كه تأمين كننده خير دنيا و آخرت ماست ، برنامه ايمان و عبادت كه ما را در قيامت از عذاب ابدى مى‏رهاند چقدر مهم است ؟ با وجود اين برنامه‏ها آيا عدم رضايت و دلتنگى از حضرت حق صحيح است ؟!
عبدى كه از مولايش راضى نيست ، بيچاره عبدى و بدبخت انسانى و فلك زده آدمى است !!
راضى به نعم حق ، چه نعمت اندك باشد چه نباشد ، عبدى پرارزش و بنده‏اى والا و انسانى بزرگوار و با كرامت است .
عبد بايد بداند كمى يا زيادى نعمت‏هاى مادّى بر وفق مصلحت او و از اين بالاتر براى امتحان اوست .
اگر كسى در مضيقه مادّى است ، مصلحت او و كلّ جامعه اقتضا كرده كه در محدوديّت از امور مادى باشد و اين عين لطف حضرت حق به اوست ، نشنيده‏ايد كه موسى به مناجات مى‏رفت ، مردى را ديد تا كمر به خاك فرو رفته ، سبب پرسيد گفت : از شدّت فقر و تنگدستى است ، به خدا بگو مشكل مادى مرا حل كند ، موسى در طور به او دعا كرد ، درهمى چند نصيب او شد ، اما او با آن چند درهم معامله بدى كرد ، وقتى موسى از طور برگشت جمعيتى را در گوشه‏اى ديد ، سؤال كرد : چه خبر است ؟ گفتند : كسى مست كرده و شكم بى‏گناهى را دريده ، چون جلو آمد ديد همان مردى است كه تا ناف در خاك فرو رفته بود !!
اگر تنگ دستى ، حساب كن كه اين تنگدستى از باب لطف خدا به توست ، همه‏جا كه وسعت و گشايش نعمت نيست ، آنان كه در وسعت و گشايش به فرموده قرآن دچار طغيان و عصيان‏اند ، در نقمت‏اند نه در نعمت و سخت منفور و مبغوض حضرت حقند نه مورد محبّت و عنايت !!
تنگدستى و وسعت نسبت به عبد مورد توجه حق ، مقام با عظمت و پرارزش امتحان است ، به داده حق در مرحله تنگ‏دستى راضى باش تا ايمان و عمل صالحت حفظ شود و در وسعت هم به نعمت حق راضى باش و از نعمت در راه دوست استفاده كن تا ايمان و كردار شايسته‏ات از خطر مصون بماند .
در هر دو صورت خود را سرباز الهى حساب كن ، تنگدستى و وسعت را سنگر بدان و در هر دو موقعيّت ، گوش به فرمان مولا باش ؛ در تنگدستى صبر پيشه كن و براى جبران سختى به گناه آلوده نشو ، در وسعت به انفاق و صدقه و حل مشكل مردم بكوش و ثروت را در راه اميال و غرائز و شهوات شيطانى مصرف نكن ، فقط به عنايت او راضى باش و بس ؛ اين فقير در اين زمينه سروده‏ام :
شراب عشق او در كام كردم
گرفتم جا در آغوش خوش يار
من از خم خانه عشق و ولايش
دل و حشى‏تر از وحش بيابان
پيام وصل او را چون شنيدم
زدم بر سينه نامحرمان دست
زغير او بريدم دل به عالم
چو مسكين در ره عشقش فتادم
 پس آن گه ترك كام و نام كردم
خود و جان و دلم بى‏نام كردم
سراپا خويش را گمنام كردم
چه شيرين جرعه‏ها در جام كردم
به عشق حضرتش در دام كردم
دل گريان خود آرام كردم
جدايى من زخاص و عام كردم
همين يك كار را اتمام كردم
پس آن گه ترك كام و نام كردم
راستى بدترين انسان ، آن كسى است كه از حضرت حق ناراضى باشد و از جناب مقدّس او گله و شكايت داشته باشد .
انسان نبايد براى كم شدن يا سخت شدن امور مادّى بنالد ، اين ناله به طور حتم ناله شيطانى است . نبايد چشم و گوش بسته زندگى كرد ، ما از اداى شكر يك نعمت او عاجزيم ، چه رسد به اين همه نعمت كه در آن غرقيم ، مانند نعمت سلامتى ، شنوايى ، بينايى ، چشايى ، گردش خون ، ضربان صحيح قلب ، دست و پا و عقل سالم ؛ انسان نبايد براى نبود يك لقمه نان كه گاهى براى‏امتحان و رشد انسان از آدمى منع مى‏شود زبان به شكايت باز كند ، اگر هم شكايتى داريد ، شكوه و گله را به پيشگاه با عظمت خود او ببريد ، نه اين كه از حضرت او نزد ديگران گله كنيد . سعى كنيد به حقيقت از جناب دوست راضى باشيد ، رضايت شما صرف ادّعا نباشد ، او شما را در اين ادّعا امتحان خواهد كرد ، مواظب باشيد در امتحان شكست نخوريد ، مصائب و بلاها گاهى عطاى اويند ، مانند مصائب و بلاهايى كه در مقام امتحان و ابتلاء ، انبيا و اوليا كشيدند ، آن بزرگواران كه آن همه مصيبت و بلا ديدند ، به خاطر دين و به حركت آمدن فرهنگ الهى و رشد و كمال خودشان بود ، آنان در عين آن همه مصائب و در شدّت ابتلا و سختى به حضرت دوست فقط يك كلمه گفتند : و آن اين بود : إِلهى رِضا بِقَضائِكَ .

منبع
  • برگرفته از کتاب عرفان اسلامی استاد حسین انصاریان