پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

تفضل خدا بر بندگان‏

تفضل خدا بر بندگان‏

اين حريم، حريم عجيبى است. خداوند به ملائكه شب مى‏فرمايد: بنده‏ام در بستر بيمارى، درد زيادى دارد، گوش به زنگ باشيد. او در ناله كردن‏ها اوقاتش تلخ‏ مى‏شود و به من مى‏گويد: اى خدا! اين چه وضعى است؟ مگر قدرت ندارى كه مرا شفا دهى؟ اين چه كارگردانيى است؟ اگر بنده‏ام نسبت به من در ميان تحمل درد، حرفى نالايق زد، در نامه عمل او تسبيح بنويسيد؛ چون بنده من درد دارد و من خدايى نيستم كه وقتى بندگانم در عصبانيت حرف نامربوط بزنند، آنان را چوب بزنم، بلكه مى‏گويم: براى او تسبيح بنويسند.
شما اين گونه مرا نگاه كنيد. نه اين كه چرا فلانى در تصادف مرد؟ شما اين را ببينيد كه در قيامت خدا به آن بچه شما كه در تصادف از بين رفته است مى‏گويد: به خاطر معصوميتى كه دارى و در پرونده خود نيز گناهى ندارى، اين بهشت پاداش تو است. آن گاه آن بچه تا درب بهشت مى‏آيد، مى‏ايستد. مى‏گويد: چرا نمى‏روى؟ مى‏گويند: من دامان پرمهر مادر و پدرم را نديدم، آنها را كم ديده‏ام. خطاب مى‏رسد: آنها را صدا كن و با خود به بهشت ببر. اين فضل خدا را ببين و از خدا گلايه نكن. اگر در امور مالى كارد به استخوانت مى‏رسد، نگو: پس اين همه عبادت و گريه من چه شد؟ مگر قيمت گريه تو را با پول مى‏شود سنجيد؟ تا آخر عمر درب گلايه از خدا را ببنديم.

منبع
  • روابط عمومی و اموربین الملل مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی