منزل اول، اسلام، دوم ايمان، سوم قنوت؛ يعنى طاعت و عبادت مداوم. چهارم صدق، پنجم صبر، ششم خشوع، هفتم تصدّق مالى، هشتم روزه جامع است؛ چون همه را با اسم فاعل ذكر مىكند: «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنتِ وَ الْقنِتِينَ وَ الْقنِتتِ وَ الصدِقِينَ وَ الصدِقتِ وَ الصبِرِينَ وَالصبِرَ تِ وَ الْخشِعِينَ وَ الْخشِعتِ وَالْمُتَصَدّقِينَ وَ الْمُتَصَدّقتِ وَ الصائِمِينَ وَالصائِمتِ وَ الْحفِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحفِظتِ وَ الذَّ كِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَ الذَّ كِرَ تِ أَعَدَّ للَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيًما» نمىگويد: آنهايى كه روزه مىگيرند، مىگويد: آنهايى كه در روزه قرار دارند. اين منزل هشتم مىخواهد بگويد: به قدرى شهوت پرقدرت است كه آن هفت منزل را بايد طى كند تا بتواند بر آن مسلّط شود. تا به «وَ الْحفِظِينَ فُرُوجَهُمْ» برسد كه به شهوات خود بتوانى مهار بزنى. شهوت در هشت منزل قبلى سالك را اذيت مىكند. اول اذان صبح بيدار مىشود، اين كار، كار شهوت است كه مىگويد: حالا چند دقيقه ديگر بخوابم، چرتى بزنم، ناگهان متوجه مىشود كه نمازش قضا شده است. اين به خاطر بدن، شهوت و لذتطلبى است. بعد از طىّ هشت منزل، شهوت مهار بخورد. شهوت به معنى جامع كلمه، نه فقط منظور غريزه جنسى باشد. غريزه جنسى يك بُعد شهوت است.
ذكر، آخرين منزل سالك الى الله
آخرين منزل نيز پر شدن از خداست: «وَ الذَّ كِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَ الذَّ كِرَ تِ»
وقتى به اينجا رسيديد: «أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيًما».
در ره منزل ليلى كه خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است كه مجنون باشى
«من» را بايد بيرون كرد؛ چون تمام كششهاى باطل، شياطين و شهوات در خيمه «من» هستند. اين خيمه را بايد خراب كرد و طنابهايش را بريد.