به وسيله اين بناى سست، در عمق رودخانه و درّه مىافتد. آن بهتر است يا اين؟«فَانْهَارَ بِهِفِى نَارِ جَهَنَّمَ»
كسى كه زيربناى زندگى خود را با حرام بنا كرده است؛ يعنى با پول حرام خانه ساخته، ازدواج كرده، بچه دار شده، ماشين و اثاثيه خريده و بناى زندگى معنوى را بر لب پرتگاه جهنم ساخته كه ماندنى هم نيست؛ چون زيربنا سست است، با خود صاحب بنا در آتش جهنم مىافتد،
«وَ اللَّهُ لَايَهْدِى الْقَوْمَ الظلِمِينَ»
دست آنهايى كه از حدود حلال و حرام من تجاوز كردهاند را نخواهم گرفت، بلكه آنها بايد به جهنّم بروند؛ چون دست خود را به دست من نمىدهند تا دست آنها را بگيرم.
سقوط اختيارى انسان
خدا كه بخيل نيست تا از كسى كه در خطر است، دستگيرى نكند، ولى اينها دست خود را به خدا نمىدهند، معلوم است اگر ما اكنون شخص ثروتمندى را صدا كنيم و بگوييم: شما چقدر ثروت داريد؟ بگويد: چند ميليارد. بگوييم: چه مقدار آن حلال است؟ مىگويد: پنجاه سال قبل مقدارى پدرم به من ارث رسيد، او نيز اهل مسجد و انسان خوبى بود، همان پول حلال است و بقيه حرام است. به او بگوييم: آيا تو نجات در آخرت را مىخواهى؟ مىگويد: بله، مىگوييم: در اين صورت بايد مابقى را به صاحبان آن برگردانى و زندگى خود را بر پايه همان پول ارث بگذارى. خيلى راحت به ما مىگويد: من آن نجاتى كه تو مىگويى نمىخواهم. بدهم كه چه شود؟ از جهنّم نجات پيدا كنم؟ چه كسى از آنجا آمده تا خبر بياورد؟
«وَ اللَّهُ لَايَهْدِى الْقَوْمَ الظلِمِينَ»
اين يعنى متجاوزان از حدود كه دست خود را به خدا نمىدهند تا آنها را نجات دهد.