پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

تنها راه سعادت در دنيا و آخرت‏

تنها راه سعادت در دنيا و آخرت‏

 پس چگونه زندگى كنيم؟ باز آيات بعد را با «واو» عاطفه مى‏آورد:«وَأَطِيعُواْ اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»
بياييد اين چند روزه‏اى كه در دنيا هستيد، از خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله اطاعت كنيد تا به رحمت خدا برسيد.شما همه متدين و اهل قرآن هستيد. بررسى كنيد در قرآن كريم يا روايات، براى رسيدن به رحمت خدا، كانالى غير از اطاعت خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله هست يا نه؟ اگر هست به من نيز اطلاع بدهيد.
اهتمام اهل‏بيت عليهم السلام به جدايى مردم از كج فهمى دين‏
خدا در قرآن مى‏فرمايد: بعضى‏ها بى‏علم، بى‏دانش،«بِغَيْرِ عِلْمٍ» به نادانى، نفهمى و از روى جهل چيزهايى را مى‏گويند، مثلًا مى‏گويند: اى آقا، خدا «ارحم الراحمين» است، چقدر سخت مى‏گيريد؟ حال دو ريال پول ربا مگر چيست؟ يا يك ليوان عرق خوردن در دستگاه به اين با عظمتى خدا، كجا حساب مى‏شود؟ دو ركعت نماز چه دردى را دوا مى‏كند؟ خدا «ارحم الراحمين» است.
اين حرف‏ها را به نادانى مى‏گويند، در حالى كه دانايانى مانند حضرت صادق عليه السلام وقتى رحمت خدا را مطرح مى‏كنند، مى‏فرمايد:
 «أيقنت أنك أنت أرحم الراحمين»  ما اهل‏بيت نيز اقرار داريم كه تو «ارحم الراحمين» هستى، اما:«فى موضع العفو و الرحمة»
آنجايى كه جا داشته باشد كه پروردگار گذشت و رحم كند، اما اگر جا نداشته باشد كه گذشت كند، آنجا چگونه گذشت كند؟ خدا «ارحم الراحمين» است، اما شمر را نيز جا دارد كه عفو و گذشت كند؟ كسى نمى‏گويد: خدا «ارحم الراحمين» نيست. قرآن، انبيا، ائمه عليهم السلام، دين، علما و ما نيز مى‏گوييم: خدا «ارحم الراحمين» است، اما كجا؟ همين طور بى‏شرط و مطلق؟اين گونه كه نادانان مى‏گويند، معنيش اين است كه اصلًا يك نفر جهنّمى نيز در اين عالم نداريم. جهنّم جايى است كه براى خودش مى‏سوزد، چرا؟ چون خدا «ارحم الراحمين» است، اين كه نمى‏شود. يزيد هفتاد و دو نفر از خوبان عالم را كشت، مگر مى‏شود گذشت كرد؟ باز هم خدا «ارحم الراحمين» است؟ روز قيامت تخت امام حسين عليه السلام را برابر تخت يزيد بگذارند، به امام حسين عليه السلام بگويند: چون تو شهيد شدى، رحمانيت ما تو را به بهشت آورده است و به يزيد بگويند: چون تو گنهكار بودى، عفو ما تو را به بهشت آورده. اين جهالت و به هم ريختن همه قوانين ‏تشريعى پروردگار عالم است.

منبع
  • مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی