يكى از حقايقى كه در اين زمينه در قرآن آمده است و خيلى بايد به آن توجه كنيم مسأله قبل از جدايى جان از بدن مىباشد، يعنى چند لحظهاى كه به شروع اين سفر بسيار عظيم مانده است، كه براى هر كسى اين سفر قطعى و حتمى است.
در قرآن مجيد آياتى را درباره پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيد كه نشان مىدهد، بعد از پروردگار كسى جايگاه، عظمت، مقام، شخصيت، كرامت، بصيرت، دانايى، علم و موقعيت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را ندارد. او كه محبوبترين و عزيزترين بنده پروردگار بود و واقعاً خدا دوست دار پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بود، ولى پروردگار به او خطاب كرد: «إِنَّكَ مَيّتٌ وَ إِنَّهُم مَّيّتُونَ» هم براى تو يقيناً مرگ هست، هم براى ديگران. كسى از مرگ استثناء نشده است. اين كلمه سفرى كه مىگوييم، تعبيرى است كه در روايات ما آمده است؛ يعنى به فرموده اميرالمؤمنين عليه السلام: واقعاً انسان در اين دو جا- بين دنيا و آخرت- مسافر است. پس تلاش بيش از حد در چارچوب امور دنيايى براى مسافر زيبنده نيست. كسى كه توجه و يقين دارد كه بايد از اينجا برود، براى اين دنيا نبايد تدارك حريصانهاى ببيند. اگر اين اشتباه را بكند، او را از مجموع زحمات مادّيش دست خالى به آن جهان منتقل مىكنند و زحماتش نيز روى زمين مىماند، به ديگران مىرسد، ديگران يا آن را نگه مىدارند و استفاده مىكنند، يا آنها نيز بعد از خود به ديگران انتقال مىدهند.
غفلت انسان از سفر آخرتى
انسان مسافر، بايد زمان سفر را در نظر بگيرد و براساس آن بكوشد. اگر مردم از اين حقيقت مسافر بودن خود و مسافرخانه بودن دنيا و سفر مرگ غفلت نكنند، قدمى در راه خطا برنخواهند داشت و به دينارى از مال حرام نيز چشم طمع نخواهند داشت.
گناهان، فساد، معاصى و گرفتار بودن مردم به انواع خلافها، فقط بخاطر قطع توجه قلبى آنان از پروردگار و قيامت است. نمىشود كسى تمام شبانه روز را واقعاً ياد خدا و قيامت باشد، اما منحرف، كج، خلاف و با گناه زندگى كند و به دنبال آن چه كه شايستهاش نيست، برود؛ چون هيچ حرامى شايسته انسان نيست. چرا بيشتر مردم به دنبال حرام مىروند؟ چون از خدا و قيامت غافل هستند. اين ياد در هر روز، هر شب و هر ساعت، انسان را تصفيه، سلامت روح و عمل را تضمين مىكند.