پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 گلايه مادر شيخ انصارى از كمى روزى‏

گلايه مادر شيخ انصارى از كمى روزى‏

ايشان به ميرزا مى‏گويد: پسر من به شما علاقه‏مند است. من، شيخ و دو دختر و همسرش، زندگى را به سختى مى‏گذرانيم. هفته‏اى دو بار غذاى پخته داريم. اين هم اثاثيه خانه ماست. ميرزا مى‏گويد: مادر! من چه كار بايد بكنم؟ مى‏گويد: از پول‏هايى كه از هند، افغانستان، ايران و عراق براى پسر من مى‏آيد و پسرم با اين موقعيتش به اندازه همه طلبه‏ها حقوق برمى‏دارد و خرج ماهيانه ما را مى‏دهد، بگوييد: مقدارى در زندگى ما گشايش ايجاد كند. ميرزا فرمود: چشم. مغرب به كنار جانماز شيخ در صحن اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏رود و مى‏گويد: استاد! مادر از شما نسبت به زندگى گلايه داشت. با گلايه‏اى كه ايشان دارد، شما باز عادل هستيد كه من نمازم را به شما اقتدا كنم؟ ايشان مى‏فرمايد: بعد از نماز توضيح مى‏دهم. نماز تمام مى‏شود و شيخ دست ميرزاى شيرازى را مى‏گيرد و به حرم اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏برد. به ميرزا مى‏گويد: اين على بن ابى‏طالب عليه السلام جدّ من است، يا جدّ شما؟ ميرزا مى‏گويد: جدّ من است، مى‏گويد: شما به حضرت نزديك‏تر هستيد، ما از زمانى كه با خانواده به نجف آمديم، تا كنون با همين حقوق زندگى ما تأمين بوده است.
 ترس از حساب قيامت‏
مادرم به شما گفت كه گشايشى ايجاد كنيد، من ماهى چقدر اضافه كنم، گشايش ايجاد مى‏شود؟ ميرزا مى‏فرمايد: يك تومان، به ميرزا مى‏گويد: من در محضر اميرالمؤمنين عليه السلام ماهى يك تومان را اضافه مى‏كنم، اما در قيامت جواب اين يك تومان را تو گردن مى‏گيرى؟ ميرزا مى‏گويد: من چنين گرده‏اى ندارم كه جوابش را گردن بگيرم. مى‏گويد: تو كه از فرزندان حضرت هستى، نمى‏توانى گردن بگيرى، آن وقت من گردن بگيرم؟ شما برو مادرم را نصيحت كن، بگو: اين مقدارى كه از عمر ما مانده، به همين مقدار روزى قناعت كن و مرا با آتش جهنم درگير نكن. اين‏ها اين گونه بودند كه خدا مى‏فرمايد:«إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيّبُ»
 اين نفس بد انديش به فرمان شدنى نيست             اين كافر بد كيش مسلمان شدنى نيست‏
  جز پير طريقت كه در اين راه دليل است             اين راه خطرناك به پايان شدنى نيست‏
  جز خضر حقيقت كه در اين راه خليل است             اين آتش نمرود گلستان شدنى نيست‏
   ايمن مشو از خاتم جم كرد در انگشت             اهريمن جادو كه سليمان شدنى نيست‏
   آبادتر از كوى تو اى دوست نديدم             آن خانه داد است كه ويران شدنى نيست 
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏

منبع
  • مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی