پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 حرام خورى و پنج خطر آن‏

حرام خورى و پنج خطر آن‏

وجود مبارك پيامبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله، پنج خطر بسيار سنگين را براى اميرالمؤمنين عليه السلام بيان مى‏كنند، كه اين پنج خطر ميوه تلخ يكى از گناهان است.
گناهى كه در طول تاريخ، رواج داشته و متأسفانه در اين روزگار در كشور ما هم رواج دارد و تعدادى از مردان و زنان دچار اين گناه و اسير اين برنامه شيطانى هستند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با توجه به بصيرتى كه خدا به ايشان عطا كرده‏اند و طبق آيه شريفه‏اى كه در اواخر سوره يوسف است، به اميرالمؤمنين فرمود: «يا على من أكل من الحرام» يا على، هر كسى مال حرام بخورد، پنج خطر متوجه او خواهد شد. يعنى اين پنج خطر در ذات مال حرام است. كسى نمى‏تواند از بيت المال دزدى كند، يا مال مردم را بياورد و نيت او هم اين باشد كه پول آن را ندهد. بگويد: چك مى‏دهم بگذار برگشت بخورد. نمى‏توان ميوه‏هاى تلخ حرام را از حرام جدا كرد و به لقمه حرام‏ گفت: من تو را مى‏خورم، اما تو اين پنج خطر را ايجاد نكن، مثل اينكه بگوييم: آفتاب، بتاب، اما كره زمين را روشن نكن. كسى نمى‏تواند اين پنج خطر را از مال حرام جدا بكند. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:
نه اينكه در تمام عمرش حرام خور باشد، بلكه اگر گرفتار اندكى حرام خورى شود. مقدار حرام خورى را از كجا مى‏فهميم؟ از كلمه «من» كه بر سر «الحرام» آمده است. «مَنْ أَكَلَ مِنَ الحرامِ»
هر كسى كه مقدارى از حرام را بخورد،
1- خطر مرگ قلب‏
خطر اول سنگين‏ترين خسارت و زيان است. متن فرمايش رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره سنگينى خطر اول اين است:
خطر اول: «مات قلبه»
به آرامى حيات الهى از قلب حرام خوار خارج مى‏شود و قلب او مى‏ميرد. ممكن است فرد حرام خوار صد سال زندگى كند. منظور از مرگ قلب، مرگ آن قلبى است كه صفاتى همچون: رقت، عاطفه و ايمان را از دست بدهد.
اميرالمؤمنين عليه السلام در «نهج البلاغه» مى‏فرمايد:
 «فالصورة صورة انسان و القلب قلب حيوان» قيافه آدميزاد است ولى قلب گرگ است. امام زين العابدين عليه السلام در «مناجات‏  تائبين» مى‏فرمايند: «امات قلبى عظيم جنايتى» خدايا! اين گناه بزرگ، قلبم را نابود كرده است. به علت تعفّن باطنى، صاحب قلب مرده، بخيل، مغرور، حسود، متكبر، كينه توز و دورو مى‏شود، اينها تعفّن‏هاى قلب مرده است. اين يك خطر است.
2- خطر كهنه شدن دين‏
خطر دوم: «خرق دينه»
دين انسان حرام خوار كهنه مى‏شود. تعبير بسيار عجيبى است. دين ديگر براى او تازگى ندارد، در جواب آن‏ها كه مى‏پرسند: چرا بى‏دين شدى؟ مى‏گويد: روزگار تمدن است، اين حرف‏ها ديگر كهنه شده، من اگر ديندار بودم از قافله تمدن و متجدد بودن عقب مى‏ماندم، دنياى الكترونيك است، ديگر دنياى نماز، روزه، مسجد، روضه، گريه، حلال و حرام نيست. دين كهنه مى‏شود.
3- خطر ضعف يقين‏
خطر سوم: «ضعف يقينه»
باورش هم سست مى‏شود. مى‏گويد: نمى‏دانم قيامت واقع مى‏شود يا نه، نبوت انبيا و امامت على عليه السلام را قبول بكنم؟
4- خطر سست شدن در بندگى‏
خطر چهارم: «قلّت عبادته»
در بندگى خدا، كند مى‏شود. نماز اول وقت به آخر وقت و آخر وقت هم رو به نابودى مى‏رود. روزه ماه رمضان را با بهانه‏هاى واهى نمى‏گيرد.
5- خطر مستجاب نشدن دعا
خطر پنجم: «حُجِبَتْ دعوته»
انسان ممكن است انواع گرفتارى‏ها را پيدا بكند و كليد حل گرفتارى‏هاى او، پول، پارتى، وكيل، وزير، رئيس، سرهنگ و سرتيپ نباشد، تنها راه حل، دعا به درگاه خداوند است. ولى پيغمبر به اميرالمؤمنين مى‏فرمايد: «حُجِبَتْ دعوته»
هر چقدر دعا كند، خدا دعاى او را مستجاب نمى‏كند، خداوند مى‏فرمايد: آنقدر در گرفتارى بمان تا نابود شوى. دعايت براى من ارزش ندارد.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏

منبع
  • مرکز علمی تحقیقاتی دارالعرفان الشیعی