پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نيكى به پدر و مادر

نيكى به پدر و مادر

 نيكى به پدر و مادر، وظيفه‏اى اخلاقى است كه در واجب بودن شكر منعم ريشه دارد. انسان فطرتا شاكر و سپاسگزار كسى است كه به او نيكى كرده است.
سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسى كه به پدر و مادر خود نيكى مى‏كند، از فطرت خود پاسدارى كرده است. اهميت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزارى از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:
و وصينا الانسان بوالديه حملته امه و هنا على و هن و فصاله فى عامين ان اشكر لى و لوالديك الى المصير؛
و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏يابد .او را سفارش كرديم كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت همه به سوى من است.
همان طور كه كسى نمى‏تواند شكر پروردگار به جاى آورد، شكرگزارى از پدر و مادر نيز بسيار دشوار و در حد محال است.
از پيامبراكرم(ص) روايت شده است: لن يجزى ولد عن والده حتى يجده مملوكا فيشتريه و يعتقه؛
هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمى‏كند، مگر آن كه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.
و نيز از ايشان روايت شده است:
بر الوالدين افضل من الصلوة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد فى سبيل اللَّه؛
نيكى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست. نيكى به پدر و مادر چنان اهميتى دارد كه حتى پدر و مادرى كه از نظر عقيده دچار انحراف هستند و يا به فرزند خود ظلم كرده‏اند بايد مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نيكى كند.
مادر حق ويژه‏اى دارد و نيكى به او مقدم است. امام صادق(ع) فرمودند: شخصى نزد پيامبر اكرم(ص) آمد و پرسيد اى پيامبر! به چه كسى نيكى كنم؟ فرمودند: مادرت پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت. باز پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت، دوباره پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به پدرت.
وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر
خداوند در قرآن كريم نيكى به پدر و مادر را وظيفه‏اى واجب معرفى فرموده است؛ وظيفه‏اى كه پس از توحيد در پرستش ذكر شده است: و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما؛
پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر خود احسان كنيد؛ اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها حتى اف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.
مطابق اين آيه به پدر و مادر امرى واجب وكوچك‏ترين بى‏احترامى به آنان ممنوع است.اين وجوب و ممنوعيت چنان كه گفتيم پس از بيان وجوب يگانه پرستى ذكر شده است و اين گواه اهميت حقوق والدين است.
اهانت و بى‏احترامى نسبت به والدين به هيچ روى پذيرفته نيست؛ حتى كوچك‏ترين رفتار يا گفتارى كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است.
امام رضا (ع) فرمودند: اگر لفظى كوتاه‏تر و سبك‏تر از “اف” وجود داشت خداوند آن را در آيه ذكرمى‏فرمود
و در روايت ديگرى آمده است كه مقصود از اف كمترين ازار است و اگر كلمه‏اى وجود داشت كه بر آزارى كوچك‏تر دلالت مى‏كرد، خداوند از آن نهى مى‏فرمود..
روايات بسيارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر(ع) از پيامبر اكرم(ص) نقل فرموده‏اند:
اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لا يجدها عاق...
از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوييده مى‏شود، ولى آزار دهنده پدر و مادر آن را نمى‏يابد. آزار والدين حتى اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق(ع) فرمود:
من نظر الى ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم يقبل اللَّه تعالى له صلوة؛
كسى كه به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمى‏پذيرد.
فروتنى در برابر والدين
فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نيكى به پدر و مادر است و نشانه‏اى از روح شكرگزارى به شمار مى‏رود:  واحفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب رحمهما كما ربيانى صغيرا
دو بال فروتنى خويش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خردى پروردند.
از اين بخش از آيه كه فرمود: و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا مى‏توان دريافت كه طلب رحمت و بخشايش براى والدين نيز ريشه در احساس شكرگزارى انسان دارد.
امام صادق(ع) فرمودند: لا تملا عينيك من النظر اليهما الا برحمة و رقة، و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما، و لا يدك فوق ايديهما، و لا تقدم قدمهما؛
چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدايت را از صداى آنان بلندتر مكن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پيشى مگير.
وظيفه فرزند پس از درگذشت والدين
فرزند حتى پس از آن كه پدر و مادرش از دنيا مى‏روند. همچنان وظيفه‏اى اخلاقى دارد. او بايد براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برايشان درخواست رحمت و مغفرت كند. از امام باقر(ع) روايت شده است:
ان العبد ليكون باراً بوالديه فى حياتهما ثم يموتان فلا يقصى عنهما دينهما و لايستغفر لهما فيكتبه اللَّه عاقاً و انه ليكون عاقا لهما فى حياتهما غير بار بهما فاذا ماتا قضى دينهما و استغفر لهما فيكتبه اللَّه باراً؛
هر آينه كسى كه نسبت به پدر و مادر خود نيكوكار بوده پس از مرگ آنها دين آنان را ادا نمى‏كند و براى آنان استغفار نمى‏نمايد پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار مى‏دهد. و بسا كه كسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حياتشان به آنان نيكى نمى‏كرده است ولى پس از مرگ آنها دين آنها را ادا كرده و برايشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نيكى كنندگان به والدين قرار مى‏دهد.
از اين روايت فهميده مى‏شود كه اولا: وظيفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمى‏يابد و ديگر اين كه خداوند راه را براى جبران كوتاهى‏هاى فرزند خطا كار باز گزارده است.
خواهر و برادر
رابطه ميان فرزندان يك خانواده رابطه‏اى حساس است. عاطفه‏اى كه ميان والدين و فرزندان وجود دارد در رابطه خواهرى و برادرى رقيق‏تر مى‏شود. از طرف ديگر خواهران و برادران با يكديگر به اندازه‏اى كه پدر و مادر با فرزندان مدارا مى‏كنند، مدارا نمى‏نمايند؛ به همين دليل اصطكاك و برخورد سليقه‏ها و اراده‏ها ميان آنان بيشتر است.
فرزندان خانواده در روابط متقابل خود به تدريج آماده ظاهر شدن در جامعه مى‏شوند؛ آنها روابطى را برقرار مى‏كنند كه عواطف شديدى همچون رابطه والدين و فرزندان در آنها نيست. كودك در رابطه با پدر و مادر خود بسيارى از مشكلات اين رابطه را به سبب محبت پدر و مادر از سر مى‏گذراند و به سبب اعتمادى كه به آنها دارد قادربه ايجاد رابطه مثبت با آنان است. اما در جايى كه چنين اعتمادى نيست و چنان محبتى هم وجود ندارد طرف مقابل گذشت كمترى مى‏كند و براى ايجاد ارتباط تشخيص درست انسان‏هاى صالح و درستكار از بدكاران را ضرورى است.
اگر كودك از كنار پدر و مادر خود ناگهان به جامعه منتقل شود، در واقع از فضايى كه محبت و اعتماد در آن فراوان بوده است به فضايى منتقل مى‏شود كه اين دو عنصر بسيار كمتر است اين انتقال دفعى او را با مشكلاتى در برقرارى رابطه مواجه خواهد ساخت؛ اما اگر در خانواده فرصت ايجاد رابطه با خواهران و برادران خود را داشته باشد حالت ميانه‏اى را تجربه مى‏كند كه متوسط رابطه والدين و فرزند و رابطه عمومى شهروندان است. بنابراين رابطه خواهرى و برادرى بسيار اهميت دارد. تجربه نيز نشان مى‏دهد كه فرزندان خانواده‏هاى تك فرزند به اندازه كسانى كه خواهر و برادر داشته مهارت برقرارى رابطه با همسالان و همكاران را ندارند.
به ميزانى كه رابطه اعتماد و محبت ميان خواهران و برادران كمتر از اعتماد و محبت ميان والدين و فرزندان است، حقوق آنان نيز بر يكديگر كمتر است. در عين حال خواهران و برادران حقوق زيادى نسبت به يكديگر دارند و وظايف اخلاقى آنان بسيار با اهميت است. رعايت حقوق خواهران و برادران رابطه عاطفى آنان را تقويت مى‏كند و تقويت اين رابطه در واقع نيكى به پدر و مادر است؛ زيرا والدين همواره دوست دارند فرزندانشان رابطه‏اى محبت‏آميز با هم داشته باشند و اگر اين خواسته خود را برآورده ببينند، خشنود خواهند شد.
براى آشنايى با حق خواهران و برادران به رسالة الحقوق امام زين العابدين (ع) رجوع مى‏كنيم:
و اما حق اخيك فتعلم انه يدك التى تبسطها و ظهرك الذى تلتجى اليه و عزك الذى تعتمد عليه و قوتك التى تصول بها فلاتتخذه سلاحا على معصية اللَّه و لا عدة لظلم بحق اللَّه و لاتدع نصرته على نفسه و معونته على عدوه و الحول بينه و بين شياطينه و تأدية النصيحة و الاقبال عليه فى اللَّه، فان انقاد لربه و احسن الاجابة له و الا فليكن اللَّه آثر عندك و اكرم عليك منه؛
و اما حق برادر تو اين است كه بدانى كه او برايت چون دستى است كه مى‏گشايى و پشتوانه‏اى است كه به آن پناه مى‏برى و عزتى است كه به آن تكيه مى‏كنى و نيرويى است كه به وسيله آن چيرگى مى‏يابى. پس او را وسيله‏اى براى معصيت خدا و كمكى براى ستم به حق خداوند مگير و در يارى او كوتاهى مكن و او را در برابر دشمنش يارى كن و ميان او و شياطينش فاصله انداز و او را نصيحت كن و در راه خدا به او روى آور. پس اگر مطيع فرمانبر پروردگارش بود با او باش و گرنه بايد كه خداوند در نزد تو محبوب‏تر و بزرگ‏تر از او باشد.
از اين جملات در مى‏يابيم كه در نسبت برادرى اصل بر آن است كه برادران دو وظيفه را نسبت به هم انجام مى‏دهند:
1 - يار و حامى يكديگر باشند.
2 - در راه خدا ناصح و خير خواه يكديگر باشند.

منبع
  • پایگاه دارالهدی