پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

خدمت رسانى و خوبى به مردم

خدمت رسانى و خوبى به مردم

اهتمام در رفع مشكلات مردم امرى لازم و واجب است و اين مسئوليت بيشتر به عهده افرادى است كه باحمايت و مجاهدت اقشار مختلف اين ملت شريف به مقام و موقعيتى عالى دست يافته‏اند. جامعه‏اى كه رهبران و مسئولان دينى و اجتماعى در آن پيشگام خدمت رسانى باشند مصداق جامعه قرآنى است، زيرا در بينش توحيدى، بزرگان هر ملتى طبيبان دوّارى هستند كه شيفتگان خدمت اند نه تشنگان قدرت. از روى آورى به مشكلات مردم، دل خسته و ملول نمى‏شوند بلكه با شتاب و عدم اتلاف وقت زمينه اعتماد و خوش‏بينى را در مردم به وجود مى‏آورند.
امام خمينى (ره) بارها مسئولين نظام را در راه خدمت و نيكى به مردم تشويق كردند واز اين كه خود خدمت گزار ملت باشد اظهار رضايت مى‏نمود. ايشان در دستورالعملى چنين به فرزند خويش نگاشته‏اند:
آنچه گفتم بدان معنا نيست كه خود را از خدمت به جامعه كناركشى و گوشه‏گير و كلّ بر خلق اللّه باشى كه اين از صفات جاهلان متنسّك است يا درويشان دكان دار... از زير بار مسئوليت انسانى، كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالى مكن.
اين تعبير امام خمينى (ره) از نگرشى ژرف سرچشمه مى‏گيرد كه انسان حقيقت جو خدمت به خلق را جداى از بندگى خالق نمى‏بيند و در واقع مردم را عيال خدا مى‏داند و از خدمت به آنها سرباز نمى‏زند.چنان چه اين ديد به صورت فرهنگ درآمده و مسئولان با عزمى راسخ در پى انجام وظايف محوله گام بردارند مردم با دل گرمى بيشتر در امر حفاظت از نظام در صحنه حاضر مى‏گردند.
امام على (ع) درباره نيكى و خدمت به خلق مى‏فرمايد: اين را بدان كه در جلب خوش بينى مسئولان نسبت به كارمندان و زير دستان و شهروندان چيزى كار سازتر از خدمت به آنان و كاستن هزينه‏هاىزندگيشان و حذف تحميل هانيست. پس در اين زمينه طورى رفتار كن كه با تكيه برآن خوش بينى و اعتماد زير دستانت فراهم شود.
خدمت رسانى
در فرهنگ اسلام موضوع خدمت رسانى به مردم؛ خصوصاً صالحان و مؤمنان از جايگاه ويژه‏اى برخوردار است. اولياى الهى همواره در خدمت به خلق پيش قدم بوده و به پيروان خويش سفارش نموده‏اند كه در انجام اين فريضه مهم كه از عالى‏ترين درجات ديندارى است همت گماشته و در نفع رسانى به مردم ولو با خدمتى اندك از هيچ كوششى دريغ نورزند. اين عمل چندان با اهميت است كه پيامبر اكرم (ص) ميزان محبوبيت نزد خدا را وابسته به آن دانسته و مى‏فرمايد: بهترين مردم كسى است كه براى ديگران سودمندتر باشد.
از ديگر وجوه خدمت به خلق، بُعدِ عبادى آن است، زيرا عبادت تنها به روزه گرفتن و نمازخواندن محدود نمى‏شود و چنان چه فكر، قلب و اعضا در خدمت حق باشند و اعمال خالصانه در راه رضاى خدا انجام پذيرد داشتن روحيه خدمت گذارى نيز زمينه ساز عبادت پروردگار است.
در آموزه‏هاى دينى خدمت به مردم وظيفه هر فرد مسلمان و جزء برنامه‏هاى اصلى پيامبران و اساس اخلاق اسلامى است. اهميت اين مطلب به حدى است كه پيامبر اكرم (ص) كسانى را كه با بى توجهى و غفلت از پذيرش اين مسئوليت شانه خالى مى‏كنند، مسلمان نمى‏داند: «من اصبح لايهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم؛
كسى كه در هر صبحگاه به امور مسلمين همت نگمارد و در انديشه كارهاى آنان نباشد از آنها نيست و كسى كه بشنود مردى فرياد مى‏زند و كمك مى‏طلبد و به او كمك نكند مسلمان نيست». از آن جا كه زندگى اجتماعى بر پايه ارتباطات سنجيده و در سايه خيرخواهى وعلاقه به هم نوع، پايه ريزى گرديده و بر اساس تعاون و خدمت به هم قوام مى‏يابد، لازم است افراد به فكر منفعت خويش نباشند و در پى ارضاى غرايز شخصى قدم برندارند، بلكه به نفع ديگران نيز گام بردارند، درد آنها را درد خود دانسته و در درمانش بكوشند. چنين انديشه مثبتى موجب مى‏شود تيرگى‏ها و مشكلات از آسمان زندگى انسان‏ها كنار رفته و درد دردمندان به داروى جانبخش طبيبان دوّار (خدمت گزاران) درمان شود و به مدد دست‏هاى تواناى آنها جامعه‏اى پيشرو، سالم و سربلند به وجود آيد.
خوبى و احسان
احسان به مردم ويژگى‏اى است پسنديده كه بارها قرآن كريم انسان‏ها را به انجامش ترغيب نموده است. خداوند متعال نيكوكاران را دوست دارد و آنها را به پاداشى عظيم مژده داده است. دست‏گيرى از مردم و كمك در حل مشكلات مادى ومعنوى آنها و شادكردن قلوب مؤمنين جلوه‏هايى از احسان است. نيكى به مردم خصلتى است ارزشمند كه با ايمان به خدا موقعيتى را به وجود مى‏آورد كه انسان با تكيه بر فضل پروردگار، با شور و علاقه، خوبى راترويج كند وباعشق و ايثار در برداشتن موانع از سر راه ديگران لذت آسوده زيستن را به كامشان گوارا كند. در پرتو احسان، عدالت اجتماعى و انصاف پديدار مى‏گردد و فرمان قرآن كريم تحقق مى‏يابد: «انّ الله يامر بالعدل و الاحسان؛  خدا فرمان مى‏دهد به عدل و احسان.
از ثمرات احسان، رفع كدورت‏ها، حذف دشمنى‏ها و به وجود آوردن فضايى است كه همه از احساس يك رنگى و همدلى لذت مى‏برند. اين انديشه كه انسان در افق ديدش بندگان خدا را نيز جاى دهد، برخاسته از طبعى عالى و جوهره انسانى است كه خداوند به بشر ارزانى داشته است. وقتى دردى از مسلمانان وجوان آدمى را بيدار مى‏كند و او را با آغوشى باز و نيرويى خستگى‏ناپذير به مساعدت هم نوعان مى‏كشاند، انسانيت معنا مى‏يابد كه:
بنى آدم اعضاى يك ديگرند
كه در آفرينش زيك گوهرند
چوعضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
كسانى كه استطاعت دارند ولى در دستگيرى از مستمندى قدمى بر نداشته و كوچك‏ترين زحمتى را تقبل نمى‏كنند و حتى از اقداماتى كه در اين زمينه صورت مى‏گيرد ممانعت به عمل مى‏آورند افرادى فرومايه و بى احساسند كه خداوند آنها را به عقوبت سخت مبتلا مى‏گرداند، زيرا خداوند همان گونه كه خود با فضل و رحمت با مردم رفتار كرده از انسانها نيز خواسته تا با هم به نيكى برخورد كنند و فضل و بخشش را فراموش نكنند: «ولا تنسوا الفضل بينكم».
پاداش احسان
پروردگار عالم مظهر هر خير و خوبى است. او انسان‏ها را با احسان پرورش مى‏دهد و در مدرسه بندگيش الفباى نيكى مى‏آموزد. اگر بنده‏اى توفيق يافت تا به بندگان احسان كند بايد بداند كه خداوند به لطف خويش او را برگزيده تا با الهام از سرچشمه فيض ربوبى زيبايى احسان را درك نمايد و آن گاه به واسطه او نعمت‏هاى الهى بر مردم نازل شود. اين سعادتى والاست كه امام سجّاد (ع) نيز در دعاى مكارم‏الاخلاق از خدا مى‏طلبد: «واجرى للناس على يدى الخير ؛ با دست‏هاى من به مردم خير برسان.» در فرهنگ قرآنى پاداش نيكى به ديگران برگشت آن عمل به خود است و بى توجهى به نيازهاى مردم و كم لطفى در رفع احتياجات آنها ظلم به خويشتن است؛ چنان چه قرآن مى‏فرمايد:«ان احسنتم احسنتم لانفسكم و ان اسأتم فلها».
اگر نيكى كنيد به خود كرده‏ايد و اگر بدى كنيد به خود كرده‏ايد.
در شرع مقدس از عمل نيك به معروف تعبير شده و نيكوكاران اهل معروفند، يعنى خوبى كرده و به خوبى فرمان مى‏دهند و اين از بالاترين فضايل و كمالات انسانى است. امام باقر (ع) فرمود:
«محبوب‏ترين مردم پيش خدا كسى است كه معروف را دوست بدارد و خودش هم به مردم نيكى كند».
در روايات آمده است كه در بهشت درى است كه فقط نيكوكاران از آن وارد مى‏شوند، افرادى كه در دنيا مازاد ثروت خويش را در جهت رفع مشكلات قشر آبرومند جامعه صرف مى‏كنند و با باران خير و نيكى كوير عطشناك جان‏هاى نيازمند را سيراب مى‏سازند و با اين عمل، خدا و پيامبرش را خرسند مى‏گردانند. نيكوكاران در دنيا عزيز و سربلندند و در آخرت نيز از خوبان هستند. پيامبر اكرم (ص) فرمود:
«نيكوكاران در دنيا در آخرت نيز نيكوكار شناخته مى‏شوند، زيرا در عرصه محشر كه كفّه حسنات و اعمال خير آنها در ميزان  سنجش سنگينى مى‏كند از ثواب‏ها و حسنات خود مقدارى را به گناه كاران مى‏بخشند و باعث رهايى آنها مى‏شوند».‏
به چه كسى نيكى كنيم
در احاديث و متون دينى به ارزش ذاتى احسان و خدمت به مردم اشاره شده و آن را به زمان و كان و يا اشخاص خاصى محدود نكرده‏اند. هرچه دامنه اين عمل پسنديده گسترش يافته و در شعاع تابش آن انسان‏هاى بيشترى قرار گيرند، خداوند بر نزول بركت و رحمت خويش مى‏افزايد. پيامبر اكرم (ص) در اين باره فرمود:
«پس از ايمان به خداوند سرآمد تمام اعمال عاقلانه، مهربانى و نيكى با مردم است؛ چه خوب باشند چه بد».
گرچه در احسان نمودن مرزى وجود ندارد و در پرتو آن انسان‏هاى خوب و بد بهره‏مند و سيراب مى‏شوند، اما نبايد از نظر دور داشت كه كمك به ظالمين و ستم گران در حيطه وظايف مسلمين نمى‏باشدو چنان چه شخصى از كمك رسانى به كافر خوددارى كرد مورد مؤاخذه قرار نمى‏گيرد، در حالى كه كوتاهى در مورد انسان‏هايى كه مسلمان، مؤمن و نيازمند هستند مذمت شده و عذاب الهى به دنبال خواهد داشت.
امام سجّاد (ع) در اين باره به فرزندش فرمود:
هركس تقاضاى خير و نيكى از تو نمايد، از احسان به او دريغ مكن، زيرا اگر تقاضا كننده لايق آن نيكى باشد تو به حقيقت دست يافته‏اى و اگر شايستگى آن را نداشته باشد تو در پاسخ به خواسته‏اش مراتب بزرگوارى خود را ابراز داشته‏اى. احسان و خدمت به خلق تنها بخشيدن مال و رفع دردهاى مادى و دنيوى نيست، بلكه بخشش و كمك‏هاى معنوى و اصلاح امور اخلاقى و اجتماعى مردم از عالى‏ترين نوع احسان است. راهنمايى و نجات اشخاصى كه به بيراهه رفته‏اند و دست‏گيرى از آنها به اميد رهايى و هدايت، ارزنده‏ترين كارى است كه نيكوكاران انجام مى‏دهند.
انواع احسان
نيكى بر حسب حالات احسان كننده واحسان شونده گوناگون است ؛ مثلاً انسانى كه به حكم فطرت در مقابل احسانى كه به او شده احسان مى‏كند طبيعى‏ترين عكس العمل را نشان داده، زيرا ناسپاسى در پاسخ عمل نيك بسيار زشت و نكوهيده است. قرآن كريم در اين باره مى‏فرمايد: «هل جزاء الاحسان الاّ الاحسان».
آيا پاداش نيكى جز نيكى است؟» قسم ديگر احسان آن است كه انسان به كسى نيكى كند كه او را نمى‏شناسد و قبلاً نيز خير ونيكى از او دريافت نكرده است. اين خوبى كه يك طرفه و بدون مقدمه است، احسان ابتدايى گويند. خداوند متعال در گستره‏اى بى نهايت اين گونه به بندگانش نيكى مى‏كند. او آغاز كننده هر احسانى است، بدون آن كه بندگانش احسانى كرده ويا استحقاق آن را داشته باشند.
بالاترين مرتبه احسان در بين مردم اين است كه نسبت به شخصى كه بدى كرده نيكى شود.خداوند اين برخورد كريمانه را به پيروان مكتب اسلام توصيه كرده و فرموده: هميشه بدى را به بهترين شيوه - خير و نيكى - پاداش ده.
بدى‏ها را با خوبى پاسخ دادن سبب مى‏شود كه دشمنى و كدورت از بين برود و دوستى و مهربانى در روابط انسان‏ها حاكم گردد. امام صادق (ع) نيز در كسب اين اخلاق شايسته فرموده است: مى‏خواهيد شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت راهنمايى كنم؟ يكى اين كه اگر كسى به تو ظلمى كرده او را ببخشى و اگر كسى با تو قطع رابطه كرد با او رفت و آمد كنى و با كسى كه به تو بدى كرده احسان ورزى.
آداب احسان
در سيره معصومين (ع) احسان كردن با نكاتى بسيار ظريف و دقيق همراه است كه رعايت آنها سبب ارتقاى عمل و مقبوليت آن مى‏شود كه برخى از آنها عبارت اند از:
الف - شتاب در نيكى:
يكى از آداب احسان، شتاب در اين عمل است. از دست دادن وقت و منتظر نگه داشتن نيازمندان، سبب پشيمانى و حسرت مى‏شود و آدمى را از پاداش شايسته و آرامش وجدان محروم مى‏سازد. شتاب در احسان همانند ميوه‏اى بر درخت است، همان طورى كه درخت پس از ميوه دادن گوارايى و سودش بر همگان آشكار مى‏گردد، احسان در وقت نيازمندى هم لذت بخش و گواراست. امام على (ع) مى‏فرمايد:
«برطرف كردن نيازهاى مردم پايدار نيست مگر به سه چيز: 1- كوچك شمردن خدمت، تا خدا آن را بزرگ نمايد،2- پنهان داشتن آن، تا خدا آن را آشكار سازد، 3- شتاب در برآوردن نياز، تا براى محتاج گوارا و مسرت بخش باشد».
ب - منع منت گذارى
از جمله آفات احسان و خدمت به مردم منت گذارى است كه با اين كار ماهيت عمل، باطل مى‏گردد. خداوند متعال در سوره بقره آيه 264 مى‏فرمايد: «ولا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى»؛ صدقات خود را با منت و اذيت از بين نبريد. بزرگان دين كه در موقعيت‏هاى مختلف به رفع مشكلات و گرفتارى‏هاى مردم اقدام مى‏كردند به پيروان خويش آموخته‏اند كه براى حفظ آبروى اشخاص در پنهان احسان كرده و از منت گذارى بپرهيزند. اگر انسان درك كند كه به خاطر حضور حاجت‏مندى كه بر او وارد شده و مورد احسان واقع گرديده به چه مقام و فضيلتى در بارگاه الهى نائل مى‏گردد هيچ گاه نيكى‏هايش را با منت ضايع نمى‏كند.

منبع
  • پایگاه دارالهدی