پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

بازگشت به دنیا برای جبران اعمال!

بازگشت به دنیا برای جبران اعمال!

در بسیاری از اوقات در زندگی بعد از انجام بعضی کارها، پشیمان می شویم. خوشبختانه در اکثر موارد راه برگشت و اصلاح وجود دارد و می توانیم کمبود ها و کاستی ها را جبران کنیم.اما این نکته را باید همیشه در خاطر داشته باشیم که این قانون، همیشگی وثابت نیست.

یکی از مواردی که این قانون را نقض می کند، عالم قیامت است، به طوری که درقیامت، هیچ راه بازگشت واصلاحی وجود ندارد ؛ به عبارتی هرآنچه در این دنیا انجام دهیم، بازتابش را در قیامت خواهیم دید و هیچ تغییر و بازگشتی برای اعمال وجود نخواهد داشت.

● سیمای سوره ی سجده

سوره سجده، سی آیه دارد و در مکّه نازل شده است.  این سوره یکی از ۲۹ سوره ای است که با حروف مقطّعه آغاز و پس از آن از قرآن تجلیل شده است.  این سوره یکی از چهار سوره ای است که در آن آیه سجده ی واجب آمده است که به وقت خواندن یا شنیدن آن، سجده کردن واجب است.
جایگاه هایی در قرآن که سجده واجب می شود:
در مجموع قرآن مجید در پانزده محل، آیه سجده آمده است، بعضی می گویند سجده در همه آنها مستحبّ است ولی بعضی سجده را در همه آنها واجب می دانند. به عقیده شیعه در چهار محل از آنها سجده واجب و در بقیه مستحبّ می باشد و آن چهار آیه عبارتند از: آیه پانزدهم از سوره سجده، آیه سی هفتم از سوره فصلّت، آیه شصت دوم از سوره و النجم، آیه نوزدهم از سوره علق.
طبق حدیثی که در مجمع البیان آمده، رسول اکرم (صلی اللَّه علیه و آله) هر شب قبل از خواب این سوره را با سوره ی مُلک تلاوت می فرمودند.

● محتوای سوره سجده

همانند دیگر سوره های مکّی، در این سوره نیز مباحث گسترده ای در مورد مبدأ و معاد و سرانجام کافران آمده است تا موجب تقویت ایمان مؤمنان و پایداری آنان در برابر فشار دشمنان گردد.  در آیه ۱۵، از رکوع و سجده به هنگام شب که مردم در خواب هستند، به عنوان ویژگی مؤمنان راستین یاد شده و قرائت این آیه نیز سجده واجب دارد.  در حدیثی از امام جعفر بن محمد الصادق (علیهم السلام) چنین نقل شده: « هر کس سوره سجده را درهر شب جمعه بخواند، خداوند نامه اعمال او را به دست راستش می دهد، و گذشته او را می بخشد، و از دوستان محمد (صلی اللَّه علیه و آله) و اهل بیتش خواهد بود» فضیلت تلاوت سوره سجده
در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (صلی اللَّه علیه و آله) چنین آمده است: « من قرأ الم تنزیل و تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ، فکانما احیا لیلة القدر: کسی که سوره " الم تنزیل" و " تبارک" را بخواند مانند آن است که شب قدر را احیا گرفته باشد.» (مجمع البیان، جلد هشتم، صفحه ۳۲۴)
در حدیث دیگری از امام جعفر بن محمد الصادق (علیهم السلام) چنین نقل شده: « من قرأ سوره السجدة فی کل لیلة جمعه اعطاه اللَّه کتابه بیمینه، و لم یحاسبه بما کان منه، و کان من رفقاء محمد (صلی اللَّه علیه و آله) و أهل بیته: هر کس سوره سجده را درهر شب جمعه بخواند، خداوند نامه اعمال او را به دست راستش می دهد، و گذشته او را می بخشد، و از دوستان محمد (صلی اللَّه علیه و آله) و اهل بیتش خواهد بود.» (" مجمع البیان"، جلد ۸، صفحه ۳۲۵)
از آنجا که در این سوره بحثهای گسترده ای از مبدء و معاد و مجازاتهای مجرمان در روز رستاخیز و درسهای هشدار دهنده ای مربوط به مؤمنان و کافران آمده است، بدون شک تلاوت آن، (ولی تلاوتی که سرچشمه اندیشه، و اندیشه ای که مبدء تصمیم گیری و حرکت بوده باشد) می تواند آن چنان انسان را بسازد که مشمول این همه فضیلت و افتخار گردد و اثر بیدار کننده اش همچون احیاء شب قدر و نتیجه اش قرار گرفتن در صف اصحاب الیمین، و رسیدن به افتخار دوستی پیامبر و آلش گردد.

● مأمور قبض روح

« قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ ؛ بگو: فرشته ی مرگ که بر شما گمارده شده، جانتان را می گیرد، سپس به سوی پرودگارتان برگردانده می شوید.» (سجده ۱۱)
کلمه ی « توفی » به معنای باز پس گرفتن کامل چیزی است. با توجّه به اینکه بدن مرده پس از مرگ در جای خود باقی می ماند، پس مراد از گرفتن به طور کامل، گرفتن روح است که حقیقت انسان است که اگر رفت، انسان به طور کامل رفته است.
قرآن درباره ی شیوه ی قبض روح، سه تعبیر دارد:
الف) در یک جا می فرماید: فرشتگان، جان و روح آدمی را می گیرند: «تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ» (نحل، ۲۸)
ب) در آیه ی مورد بحث، مأمور قبض روح را فرشته ای به نام ملک الموت معرّفی کرده است.
ج) در آیه ی ۴۲ سوره زمر این کار را به خداوند نسبت می دهد: «اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ»  در جمع این سه آیه شاید بتوان گفت: فرشتگان، روح را می گیرند و آن را به ملک الموت تحویل می دهند و او به خدای متعال تحویل می دهد. چنان که امام صادق (علیه السلام) در پاسخ این سؤال که در اطراف جهان افراد زیادی در آنِ واحد می میرند، چگونه ملک الموت در یک لحظه در همه جا حضور دارد ؟
فرمودند: او یارانی از فرشتگان دارد که روح مردم را از اطراف می گیرند، سپس ملک الموت ارواح را از فرشتگان تحویل می گیرد. (تفسیر نور الثقلین )
شاید هم درجات مردم سبب تفاوت قبض روح آنان می شود به این معنا که مردم عادی را فرشتگان، مردم با تقوا را ملک الموت و اولیای خدا را خداوند قبض روح می کند. « قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ ؛ بگو: فرشته ی مرگ که بر شما گمارده شده، جانتان را می گیرد، سپس به سوی پرودگارتان برگردانده می شوید» برداشت هایی از آیه:
۱) شبهات را بدون پاسخ نگذارید:«قالُوا... قُلْ»
۲) حقیقت انسان روح اوست، همین که روح قبض شد گویا انسان قبض شده است: «یَتَوَفَّاکُمْ»
۳) فرشتگان از انجام مأموریّت، شانه خالی نمی کنند: «مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ»
۴) کار فرشتگان، طبق مأموریّتی است که به آنان واگذار شده است: «وُکِّلَ بِکُمْ»
۵) مرگ انسان و دفن او، گامی برای زنده شدن اوست، همان گونه که دفن بذر گامی برای سبز شدن می باشد: «ثُمَّ إِلی رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ»
۶) همان خدایی که جان ها را می گیرد، روزی با یک اراده، همه انسان ها را به سوی خود «تُرْجَعُونَ»

● چه صحنه ی دلخراشی!

« وَ لَوْ تَری إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناکِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ ؛ و (چه صحنه ی دلخراشی است) اگر ببینی مجرمان را هنگامی که نزد پروردگارشان سرهای خود را به زیر افکنده (می گویند:) پروردگارا! دیدیم و شنیدیم (آنچه را وعده کرده بودی)، پس ما را (به دنیا) بازگردان تا کار نیکو انجام دهیم، همانا ما به یقین رسیدیم.» (سجده ۱۲)
گرچه در این آیه، مجرمان تقاضای بازگشت به دنیا و انجام عمل صالح دارند، امّا چنان که در آیه ۲۸ سوره ی انعام می خوانیم: آنها اگر به دنیا نیز برگردند باز تخلّف خواهند کرد: « وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ »
و (چه صحنه ی دلخراشی است) اگر ببینی مجرمان را هنگامی که نزد پروردگارشان سرهای خود را به زیر افکنده (می گویند:) پروردگارا! دیدیم و شنیدیم (آنچه را وعده کرده بودی)، پس ما را (به دنیا) بازگردان تا کار نیکو انجام دهیم، همانا ما به یقین رسیدیمپیام های آیه:
۱) سرکشی امروزِ مجرمان، سرافکندگی فردای قیامت را در پیش دارد، و این مایه ی تسلّی پیامبر و مؤمنان است: «وَ لَوْ تَری »
۲) قیامت، روز سرافکندگی و شرمندگی مجرمان است: «الْمُجْرِمُونَ ناکِسُوا رُؤُسِهِمْ»
۳) روز قیامت، روز اقرار است: «رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا»
۴) روز قیامت، روز کشف حقایق و باز شدن چشم ها و گوش ها است. (کسانی که چشم و گوش خود را بر دیدن و شنیدن حقّ بسته بودند، در آن روز می گویند: «أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا»
۵) آنچه در قیامت سبب نجات است، تنها عمل صالح است که جای انجام آن تنها در دنیا می باشد: «فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً»
۶) دلیل جرم و گناه، باور نداشتن قیامت است: (آن جا می گویند: «إِنَّا مُوقِنُونَ» ولی چه سود؟)

● نتیجه گیری

بنا بر آیات قرآن کریم، روح آدمی دارای اصالت و استقلال بوده و باقی است و در قیامت همین روح با ملحق شدن دوباره به جسم، برانگیخته خواهد شد.
پس کاری انجام ندهیم که در روز قیامت سرافکنده بوده و از فرط پشیمانیاز انجام بعضی از کارها، سرهایمان را به زیر انداخته و خجالت زده باشیم.

 منابع:

۱ تفسیر نور، ج۹
۲ تفسیر احسن الحدیث، ج۸
۳ تفسیر نمونه، ج۱۷
۴ تفسیر نور الثقلین
۵ " مجمع البیان"، جلد ۸، صفحه ۳۲۵

منبع
  • پایگاه آفتاب