يك ميليارد نفر مسلمان اكنون اسير فرهنگ بنىاميه هستند. از زمان خودشان تا به حال، چند ميليارد نفر را به اسارت گرفتند و به جهنم فرستادند، خدا مىداند. در دنيا، چقدر از جوانان اسير ماهواره، ترياك، قرصهاى مخدر جديد و بىدينى هستند؟ اينها كه آزادى نيست، بلكه تمام آن اسارت است.
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:«الناس» يعنى همه مردم اسير هستند، اما شما اگر مىخواهيد آزادگان را ببينيد: «مَن أَحَبَّ أَن يَنظُرَ الى عُتَقاءِ اللّه من النار فَلينظُر الى المُتَعَلّمين» حضرت آزادگان را به «الله» وصل كرده، خيلى حرف مهمّى است. از ميان مردم اسير، اگر مىخواهيد آزادها را ببينيد، چه كسانى را بايد ببينيد؟ آنهايى كه براى پيدا كردن راه صحيح زندگى، دارند نزد عالم مىروند تا بفهمند آگاه شوند.
كسانى كه قبل از كسب، حلال و حرام، كسب را مىفهمند. قبل از ازدواج، حلال و حرام آن را مىفهمند. قبل از بچهدار شدن، راه تربيت بچه را مىفهمند. در برابر دشمن اسير كننده، مقاومت مىكنند.
ارزش فراگرفتن علم و دانش
در اينجا پيامبر صلى الله عليه و آله قسم سنگينى مىخورند: «فَوَالَّذى نَفسِى بِيَدِه» قسم به خدايى كه اختيار جان من در دست اوست. او به من جان داده و او جان مرا مىگيرد:
«مَا مِنْ مُتَعَلّمٍ يَختَلِفُ الى بابِ العالم الّا كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ قدمٍ عِبادةَ سَنَةٍ» هيچ دانش اندوزى و دنبال كننده معرفت و بصيرتى، براى فهميدن و پيدا كردن راه صحيح زندگى، دربِ خانه عالم نمىرود، مگر اين كه هر قدمى كه برمىدارد، خدا ثواب يك سال عبادت را در نامه اعمالش مىنويسد. آن هم عبادت قبول شده. «1» در جمله بعد مىفرمايد: «و هى تسَتَغفِرُ لَه» قدمى از روى زمين برنمىدارد، مگر اين كه براى هر قدم او، زمين از پروردگار براى او طلب آمرزش مىكند. مگر زمين زنده است؟ اگر زمين زنده نبود، ما زندهها از كجا در آمديم؟ اگر زمين زنده نبوده، پروردگار در قرآن نمىفرمود: آسمانها و زمين و تمام موجودات، تسبيح گوى پروردگار هستند. مگر موجودى مىتواند خود را بىحيات نشان بدهد. وجود و هستى، حاكم بر كل عالم است. خود زمين براى او طلب مغفرت مىكند.
جمله بعد: «يُمسِى وَ يُصبِحُ مَغفوراً لَه» شب كه مىخوابد و صبح كه بيدار مىشود، تا شب كه مىخواهد بخوابد، اين بيست و چهار ساعت، اين شخص متعلّم، مورد آمرزش پروردگار است. مگر فرار از اسارت جهل و نادانى كم چيزى است؟ آزادى به اين معنا، عين عبادت، مغفرت و آمرزش است.