پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

رشد و نمو كشت زارع‏

رشد و نمو كشت زارع‏

اكنون سه آيه در اين زمينه عنايت كنيد كه چگونه خدا كاشته انسان را رشد و نمو- مادى و معنوى- مى‏دهد:
 «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ»
اين قيد «فى سبيل الله» بايد باشد و الا اگر نباشد، آدم در شوره زار دارد مى‏كارد، كه چيزى در نمى‏آيد.
آنان كه در راه خدا انفاق مى‏كنند؛ يعنى عمر خويش را هزينه كرده، پول درآورده و دايم درآورده را مطابق شأن خود خرج كرده و بقيه را نيز براى خدا كاشته است. كار آنان مانند دانه‏اى است كه وقتى به من داده مى‏شود، چون كشاورز دانه را در زير زمين كاشته و رفته است، من چند ماه بعد، اين دانه را به هفت خوشه تبديل مى‏كنم: «فِى كُلّ سُنبُلَةٍ مّاْئَةُ» كه در هر خوشه‏اى، صد دانه هست. كشاورز دانه‏اى زير زمين گذاشت و رفت، اما من آب آن را از آسمان دادم، خورشيدش را من تاباندم، من هوا را به دانه رساندم تا يك عدد را به هفتصد عدد تبديل كردم: «وَاللَّهُ يُضعِفُ لِمَن يَشَآءُ»  و شما هر كار خيرى را در اين عالم بكاريد، من اضافه‏اش مى‏كنم كه منفعتش ابدى و محصول آن دايمى مى‏شود. «مَن جَآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا»
اگر شما يك خوبى انجام دهيد، من ده برابر به شما برمى‏گردانم. ده برابرِ تمام نشدنى. همه حرف قرآن اين است. اگر ما به قرآن اعتماد آن را باور كنيم: «إِنَّ الْمُصَّدّقِينَ وَ الْمُصَّدّقتِ وَ أَقْرَضُواْ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا»
مردان و زنان صدقه دهنده و آن كسانى كه به خدا قرض مى‏دهند. وام را به خودش نسبت مى‏دهد كه هركسى وام مى‏دهد، به من مى‏دهد؛ يعنى كارى به وام گيرنده ندارد، اينجا وام دهنده دارد با خدا معامله مى‏كند:
 «يُضعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ أَجْرٌ كَرِيمٌ»  وام او را چند برابر مى‏كنم و پاداش با ارزشى به آنها عنايت مى‏كنم.
اهل تعقل و هزينه صحيح سرمايه عمر
انسان بيدار، هوشيار، با فكر و انديشه و سرمايه‏هاى مختلفى كه در اختيار او است و از همه مهمتر، سرمايه عمر، همه را هزينه شنيدن حق و به اجرا گذشتن آن در همه شئون زندگى مى‏كند و خود را به زارعى تبديل مى‏كند كه در اين عالم مى‏كارد و روز قيامت نيز به صورت محصول ابدى درو مى‏كند، البته كسى كه وارد اين فضا شود و اين گونه زندگى كند. چون خيلى‏ها در اين عالم، اسير هستند و در اسارت، دست و پاى انسان بسته است و فقط سلسله حركاتى از او صادر مى‏شود كه يا براى هواى نفس است، يا شكم، يا شهوت، يا شيطان. اما شخص هوشيار اسير نمى‏شود و در آزادى نيز هر كار مثبتى را كه مى‏تواند، انجام مى‏دهد و عمر خويش را صحيح خرج مى‏كند تا زارع خدايى شود.
 ز دام طبيعت پريدن خوش است                    گل از باغ ناسوت چيدن خوش است‏
 مى عشق نوشيدن از دست يار                      از آن باده جان پروريدن خوش است‏
نسيمى وزد گه ز باغ وصال                        از آن، جامه بر تن دريدن خوش است‏
 از آن شهر و اين خانه تا كوى دوست             چو آهوى وحشى دويدن خوش است‏
همه شب به اميد صبح وصال                        چو نى ناله از دل كشيدن خوش است
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته‏

منبع
  • پایگاه عرفان