پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 عقل مسموع و اثرات آن‏

عقل مسموع و اثرات آن‏

آن وقت اين عقل را با فرهنگ انبيا، وحى، قرآن و امامت كه جلوه‏اش، دوازده امام معصوم هستند، تقويت كرد و به تعبير اميرالمؤمنين عليه السلام «عقل مسموع» به دست آورد؛ يعنى بايد گوش را وقف صداى سازنده انبيا، وحى، قرآن و زبان ائمه عليهم السلام كرد، تا اين انرژى‏هاى بسيار عظيم ملكوتى، با عقل متحد شوند و عقل مسموع به وجود بيايد. طبع دارنده چنين عقلى اقتضا مى‏كند كه تمام وجود و عمر را براى باز كردن تمام درهاى خير و بستن همه درهاى شرّ به روى خود، هزينه كند. البته در اين زمينه خيرشناس و شرّشناس كاملى نيز مى‏شود. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و هم چنين وجود مبارك اميرالمؤمنين عليه السلام از اين گروه در دو جمله خيلى جالب تعريف مى‏كنند: «الخَيرُ مِنهُ مَأمُولُ وَ الشَّرُّ مِنهُ مَأمُونٌ»  شما از اين طايفه هر خيرى را توقّع داشته باشيد ولى هيچ شرّى را توقع نداشته باشيد، چون شرّ ندارند. خير، همه ظاهر و باطن اين‏ها را پر كرده است و كريم نيز هستند. هيچ وقت خير را اسير نمى‏كنند، بلكه خيرى كه به دست مى‏آورند، كريمانه انتقال مى‏دهند. براى آنان فرقى نمى‏كند كه آن فقيرى كه بايد خير به او انتقال پيدا كند، كيست. هر كس مى‏خواهد باشد. بايد ديد كه آن فقير اين خير را قبول مى‏كند يا نه؟ اگر اين تهيدست خير را قبول كند، او نيز سرمايه‏دارى مانند اين شده، اهل هدايت و ارزش‏ها مى‏شود. او خيرش را كريمانه خرج مى‏كند. غلام سياه غيرمشهور مى‏آيد، اين خير را قبول مى‏كند و مى‏فهمد كه خير است، لمس مى‏كند و اين انديشه را در حدّ خودش داشته است كه آن چه كه اين منبع، دارد انتقال مى‏دهد، خير است، لذا خير را قبول مى‏كند و مانند بلال حبشى مى‏شود. بعد به جايى مى‏رسد كه پروردگار در حق او مى‏فرمايد: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَيكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ»
اگر فقير و تهيدست است، اما منبع خيرش بخل، امساك و دريغى ندارد. با دلسوزى انتقال مى‏دهد، مگر اين كه كسى خودش بگويد نمى‏خواهم. اين‏ها شرّى ندارند كه به كسى برسانند، چون تمام وجود آنان پر از خير است و از پر بودن خير نيز گذشته‏اند. انسان‏هايى كه كوردل هستند، نمى‏فهمند و فكر نمى‏كنند، فقط متكبرانه و مغرورانه مى‏گويند: نمى‏خواهيم، يعنى از بس كه كور هستند، احساس تهيدستى نمى‏كنند. و مغرورانه خير را قبول نمى‏كند. اين‏ها مانند ابوجهل مى‏ميرند. در تمام جوامع،- بلال‏ها و ابوجهل‏ها- هستند.
سعدى در آن شعر آدميت، باز نتوانسته مطلب را برساند، چون انسان از اين نيز بالاتر مى‏رود. او مى‏گويد
رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند             بنگر كه تا چه حد است مكان آدميت

منبع
  • پایگاه عرفان