در اين تجارت كه عمر، بدن، قلب، عقل و وجدان انسان هزينه مىشود و طرح هزينه شدنش نيز قرآن كريم و فرهنگ اهلبيت عليهم السلام است، نقشه اين تجارت، قرآن، فرمايشهاى پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه طاهرين عليهم السلام است، انسان در اين دنيا نيز حيات طيبه پيدا مىكند.
من حيات طيبه را معنى كنم: زندگىاى كه در فضاى آن، انسان ميلى به پايمال كردن كمترين حقى از هيچ انسان و حيوانى ندارد و در چارچوب اين حيات، انسان با كمال آرامش به تدبير و اجراى آن توسط خدا قانع است. قافيه اين شعر بسيار تنگ است، شعرش را نمىتوانم با فصاحت و بلاغت برايتان بسرايم، يعنى ديگر م نمىدانم چه بگويم كه در فضاى حيات طيبه انسان چه مىشود كه همچون اميرالمؤمنين قسم «والله» بخورد كه اگر هفت فلك عالم رابا آن چه كه زير اين افلاك است، به من بدهند، بگويند: مورچهاى پوست جويى را در دهان گرفته و دارد به لانه مىبرد، برو اين پوست جو را از دهان او بيرون بكش و دور بيانداز. و الله اين كار را نمىكنم. قناعت از اين بالاتر؟ قناعت به تدبير خدا كه نخواهيم به اين مورچهاى كه پوست جو را به لانهاش مىبرد، ظلم كنيم، چون خدا به ما اجازه نمىدهد كه اين پوست جو را بگيرم و ما هفت افلاك را در مقابل اين ظلم معامله نمىكنيم. بعد از اين حيات طيبه، چه مرگ زيبايى به سراغ ما مىآيد. البته در اينجا بايد بگويم: انتقال از دنيا به آخرت، به تعبير اميرالمؤمنين عليه السلام مانند عبور از روى پل است. مانند خود حضرت كه دنيا را در شصت سال با حيات طيبه پشت سر گذاشت، اكنون كه مىخواهد از روى اين پل قدم بردارد و به آن طرف برود، گذشته و آيندهاش را ببيند و در دالان مرگ فرياد بزند: «فُزْتُ وَ رَبِّ الكَعبَة». ما برزخ ايشان را نمىدانيم و روز قيامت نيز به تصور ما نمىآيد كه پروردگار عالم با امثال اينها چه مىكند.
اين تجارت بىخسارت است كه كسادى در آن راه ندارد، تجارتى با منفعت، جاويد و ابدى.
هر كه آيين حقيقت نشناسد ز مجاز خواجه در حلقه رندان نشود محرم راز
يا كه بيهوده مبر نام محبت به زبان يا چو پروانه بسوز از غم و با درد بساز
مگذارى قدم بيهده در وادى حق كاندرين مرحله بسيار نشيب است و فراز
آن قدر حلقه بزن بر در درگاه خدا تا كند صاحب اين خانه به رويت در باز
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته