پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

مخلصين، در حاشيه امن پروردگار

مخلصين، در حاشيه امن پروردگار

قرآن مجيد درگيرى بين زليخا و حضرت يوسف عليه السلام را با اين كلمات شروع مى‏كند: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَآ أَن رَّءَا بُرْهنَ رَبّهِ»  آخر درگيرى بود كه اين عاشق كر و كور، عصبانى شده بود و خيز برداشت تا به معشوق خود حمله كند، براى اين كه معشوق را به كارى كه مى‏خواهد وادار كند، خدا اين جمله را براى آن لحظه بيان كرده است. در آخر آيه پروردگار مى‏فرمايد: مى‏دانيد چرا اين جوان كه در قلّه شهوت و غريزه قرار داشت، اين زن نتوانست به او دسترسى پيدا كند و شهوات او را تحريك كند؟
چون:«إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الُمخْلَصِينَ»
«انّه» علت و سبب است و در اينجا به معناى زيرا است. مى‏دانيد چرا زليخا با هفت سال به دنبال حضرت يوسف عليه السلام دويدن، ناز، غمزه، طنّازى، فتنه‏گرى، جلوه‏گرى، خودآرايى و خودنمايى كه هر يك از اين‏ها كافى است كه ميليون‏ها مرد را از پا بياندازد و دل و عقل آنها را اسير كند، تمام حيله‏هاى لازم را به كار برد، اما نشد، بعد با او درگير شد، اما مى‏دانيد كه چرا نتوانست به اين جوان دسترسى پيدا كند؟ چون:
 «إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الُمخْلَصِينَ» نه «من عبادنا المخلِصين» بلكه مى‏گويد: «مخلَصين» يعنى در سنّ پانزده سالگى، مقام باطنى او مانند مقام حضرت نوح، ابراهيم، موسى، عيسى و همه انبيا عليهم السلام بود؛ چون اين‏ها «مخلَصين» هستند. حضرت يوسف عليه السلام در مقام «مخلَصين» بود، مقامى كه شياطين در پيشگاه پروردگار قسم خوردند:«قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الُمخْلَصِينَ»
ما به همه جا مى‏توانيم دست اندازى كنيم، الّا اين كه ما به مخلَصين عالم دسترسى نداريم.
اين اوج مقام اين جوان است. فرداى قيامت، در ترازوى عدالت، همه جوان‏ها را با وزن سنگين اين جوان مى‏سنجند. جوان‏ها به پروردگار چه جوابى مى‏دهند؟ امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: در ترازوى قيامت، وزن تمام جوانان را با حضرت يوسف عليه السلام مى‏سنجند.

منبع
  • پایگاه عرفان