وجود مبارك رسول خدا صلى الله عليه و آله به فرموده اميرالمؤمنين عليه السلام شجاعترين انسانهاى روزگار بود كه به «أشجع الناس» تعبير مىكنند. اما اين «أشجع الناس» مىفرمايد: «أخافُ على أُمتى ثلاثاً»
از سه چيز كه به سر امت من بعد از من مىآيد، ترس و نگرانى، دغدغه، دلهره، رنج باطن، ترس، بيم و وحشت دارم.
اول: «ضلالة الأهواء» خواستههاى گمراه و نامعقولى كه بر امت من چيره مىشود.
دوم: «و اتِّباع الشَّهَوات فى البُطُون وَ الفروجِ» شهوت شكم و غريزه جنسى كه آنها را به نابودى و هلاكت مىكشد و از امت من بيرون مىبرد. جزء يهودىها و مسيحىهاى زمان خود مىشوند؛ چون همين كارهايى كه بيشتر مسلمانان در كشورهاى اسلامى و تعدادى در ايران نسبت به شكم و شهوت دارند، همانهايى كه اسرائيلىها، صهيونيسم و مسيحىها در اروپا و آمريكا دارند.
سوم: «وَ الْغَفْلَةُ بَعْدَ المَعْرِفة» «1» بعد از اين كه شناخت به خدا، قيامت و اهل بيت عليهم السلام داشتند، اين شناخت را از دست بدهند و درگير فساد، مادّيت و دنياگرايى شوند كه دين از ياد آنها برود.
شهوت شكم و غريزه جنسى، دو خطرى است كه پيغمبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله را نسبت به امت ترسانده بود كه فرمود: براى امت بعد از خودم مىترسم. در روايت ديگرى پيغمبر عظيم الشأن اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: «إيّاكم و الهَوى فَانّ الهَوى يُصِمُّ و يُعْمِى» از پيروى هواى نفس بپرهيز، كه اگر دچار هواى نفس و خواستههاى نامعقول شويد، شما را كر و كور مىكند. شما را كور مىكند، طورى كه غير از خود، هيچ چيزى را نمىبينيد. فقط مىگويد شكم و شهوتم. در اين عالم، غير از شكم و شهوت، ميلياردها حقيقت وجود دارد. اما او ديگر نه خدا را مىبيند، نه قيامت و آينده با سعادت را. نبوت انبيا، امامت امامان، آيات قرآن را نمىبيند و خودبين مىشود، آن هم در محدوده شكم و شهوت خود.
بانوى كاخ، چنين گرفتاريى داشت. او شوهر خود را نمىديد، حساب نمىكرد كه اگر اين جوان حاضر شود كام او را جواب دهد، به شوهر خيانت كرده است. او آبروى خود و اين جوان و آينده و قيامت را نمىديد.
او شنوايى و بينايى نداشت؛ چون «يصم و يعمى» بود. حضرت يوسف عليه السلام هفت سال به او مىگفت: اين كار نامشروع، خلاف انسانيت و اخلاق، ظلم به شوهر و خيانت به خانواده است، اما او نمىشنيد.
«إيّاكم و الهَوى فَانّ الهَوى يُصِمُّ و يُعْمِى» اين خواستههاى نامعقول و حرام، شما را كور و كر مىكند.