اميرالمؤمنين عليه السلام در «نهج البلاغه» مىفرمايد: با كتابهايى كه پروردگار از جانب خود نازل كرده است و در آنها دلايل آشكار خود را بيان و آيات ظاهر خود را قرار داده است، ديگر چه عذرى براى كسى در روز قيامت باقى مىماند كه خود را به خاطر ورشكستگى معنوى و براى اين چند روز دنيا، معذور نشان دهد؟
تنها اين زندانبان نبود كه در خلوت دفتر زندان، به صقر بن ابى دلف مىگويد:
مولاى بر حق من امام هادى عليه السلام است، نه متوكل، متوكل كيست؟ مگر شخص شيطان صفت، مفسد، آلوده و گنهكار، حقّ ولايت بر مردم را دارد؟ فاسد كه نمىتواند مقام مولويت بر عباد خدا را عهدهدار باشد:
«النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»
ولايت از آنِ پاكان عالم، انبياى خدا، ائمه طاهرين، فقهاى واجد شرايط الهى و اسلامى است.