قرآن درباره علم حق در آيات متعددى مسائل مهمى را طرح مىكند ، از جمله مىفرمايد :
إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ [402] .
يقيناً خداست كه دانش قيامت فقط نزد اوست ، و [ تنها او ] باران را نازل مىكند ، و [ اوضاع و احوال ] آنچه را در رحمهاست مىداند .
درباره علم خداوند به تمام اعمال خوب و بد و كارهاى روا و نارواى مردم قرآن شريف مىگويد :
إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ [403] .
بىترديد خدا به آنچه انجام مىدهند داناست .
درباره علم پروردگار به سرائر و ضمائر مردم و اينكه خداوند از نيّات و افكار آنان آگاه است در قرآن مجيد آيات متعددى آمده است :
يَعْلَمُ خَائِنَةَ الأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ [404] .
[ او ] چشمهايى را كه به خيانت [ به نامحرمان ]مىنگرد و آنچه را سينهها پنهان مىدارند ، مىداند .
راوى حديث از حضرت صادق عليهالسلام معنى « خائنة الاعين » را پرسيد . حضرت در پاسخ فرمود :
آيا نديدهاى كه گاهى انسان چيزى را به طورى نگاه مىكند كه گويى آن را نمىبيند ، اين خائنه اعين است[405] .
محمد بن مسلم از امام صادق عليهالسلام معنى آيه يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفى [406] را پرسيد ، حضرت فرمود :
سر آن چيزى است كه در ضميرت وجود دارد و آن را پنهان نگاه مىدارى و اخفى آن چيزى است كه زمانى به دلت خطور كرده ، آن گاه آن را فراموش كردهاى[407] !
شما اگر بخواهيد به علم حضرت او آگاه شويد ، ابتدا بايد به قسمتى از هويت و هستى موجودات واقف گرديد و دنياى اعجابانگيز بعضى از مخلوقات را دقت كنيد ، سپس آن ها را نمونه كل هستى گرفته و با نظر به هستى و اينكه وسعت آن را تا قيامت و بعد از آن كسى آگاه نمىشود به دورنمايى بسيار دور از علم حق به موجودات آگاه شويد !!
عَنْ سُلَيْمانِ بْنِ سُفْيانِ ، قالَ : حَدَّثَني أَبُوعَليِّ الْقَصَّابِ قالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبي عَبْدِاللّهِ عليهالسلام فَقُلْتُ : أَلْحَمْدُ لِلّهِ مُنْتَهى عِلْمِهِ فَقالَ : لا تَقُلْ ذالِكَ فَإِنَّهُ لَيْسَ لِعِلْمِهِ مُنْتَهى[408] .
سليمان بن سفيان مىگويد : ابو على قصاب گفت : در محضر حضرت صادق عليهالسلام بودم ، پس گفتم : حمد خداى را به منتهاى علمش . حضرت فرمود : اينگونه مگو ؛ زيرا براى علم او نقطه منتها نيست .
امام صادق عليهالسلام بنابر نقل صدوق در كتاب «التوحيد» مىفرمايد :
خداوند به تمام كائنات قبل از آفرينش آسمان ها و زمين آگاه بود[409] .
براى درك صفات حق به خصوص علم ، قدرت و اراده ، قبل از رجوع به كتب فلسفى ، ضرورى است به قرآن مجيد و روايات اصيل اسلامى مراجعه كرد ، آن گاه براى پى بردن به نقص و عيب كلام بعضى از فلاسفه در صفات حضرت حق به كتب فلسفه مراجعه نمود .
براى درك اينگونه مسائل به نحو تفصيل به حكيمان و فيلسوفانى مراجعه كنيد كه تشنگى علمى خويش را از چشمه پر بركت علم انبيا و امامان عليهمالسلام سيراب كردهاند .
اين بزرگواران آنچه در كتب خود آوردهاند ، نتيجه زحمات و كوشش آنان ، در آيات قرآن و روايات و آيات آفاق و انفس است .
در هر حال به فرموده حضرت صادق عليهالسلام اسرار خود را به جناب او از باب عجز و شكستگى عرضه بدار و به يقين و حقيقت بدان كه بر حضرت او چيزى از آشكار و نهان پنهان نيست .
او در عين اينكه واقف به اسرار و تمام اوضاع كيفى و كمى موجودات است ، ولى علاقه دارد ، عبد در پيشگاهش به تضرع و زارى برخيزد و ملتمسانه به دربارش اشك بريزد و با زبان سرّ ، حال دل و روح خويش را به مولايش عرضه بدارد .
چنانچه به مسأله دعا در قرآن اشاره رفته و از بندگانش مىخواهد به درگاهش بنالند و در حال دعا و زارى و توبه و انابه باشند .
[ وَكُنْ كَأَفْقَرِ عِبادِهِ بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَخِلْ قَلْبَكَ عَنْ كُلِّ شاغِلٍ يَحْجُبُكَ عَنْ رَبِّكَ فَإِنَّهُ لا يَقْبَلُ إِلاَّ الأَطْهَرَ وَالأَخْلَصَ وَانْظُرْ مِنْ أَىِّ ديوانٍ يَخْرُجُ إِسْمَكَ ]
امام صادق عليهالسلام در دنباله روايت مىفرمايد :
چون به مسجد وارد شدى به حقيقت و راستى بايد اين معنى را نسبت به خود حس كنى كه تو نيازمندترين فقيران و محتاجان و نيازمندان به پيشگاه او هستى و دل از آنچه تو را از مولايت مانع مىشود و بين تو ومحبوبت پرده مىاندازد خالى كنى كه حضرت او جز پاكترين و خالصترين عباد و برنامهها را نمىپذيرد و مسأله مهم ديگر آن است كه ببينى عاقبت نامت از كدام دفتر و از كدام ديوان خارج مىشود ! ! ، دفتر و ديوان اهل سعادت يا دفتر و ديوان اشقيا .