پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

احساس نياز به درگاه بى نياز

احساس نياز به درگاه بى نياز

قبل از اين‏كه انسان با معارف عاليه الهيّه روبرو شود و با تذكرات بسيار پر ارزشى كه در آن معارف متوجه انسان است روبرو شود ، اگر اندكى تأمل و مختصرى فكر در حق خود كند در مى‏يابد كه به هيچ وجه مالك ملكى نيست و به هيچ وجه براى او به اندازه سر سوزنى قدرت و قوت نمى‏باشد .

از هنگام ولادت تا وقت خروج از دنيا غرق در فقر محض و آغشته به نياز صرف و محكوم احتياج به ديگرى است .

نه در خلقت و آفرينش خود ، او را اختيارى است و نه خروجش از دنيا به دست اراده اوست و نه آنچه در اين مبدأ و منتها بر او مى‏گذرد ، مايه‏هاى اولى و استعدادهاى اصلى‏اش در اختيار اوست .

اين همه كه در خط تاريخ ، در خود احساس غنا كرده‏اند ، غنايى كه متولد از حالات ابليسى است ، غنايى كه منبع شرور و معاصى و گناهان و تخلفات و پستى‏هاست ، همه و همه ناشى از غفلت انسان نسبت به خويش و خداى خويش است .

انسان اگر خود را بشناسد و اگر اندكى معرفت به خداى مهربان خويش پيدا كند هرگز در هيچ امرى احساس غنا و بى‏نيازى نمى‏كند ، بلكه به اين معنى واقف مى‏شود كه در كمال فقر و در اوج نيازمندى و در نقطه كمال احتياج است .

چون به اين حقيقت واقف شود و به اين معنى برسد كه از خود ، منيت و خوديتى ندارد و هويت و شخصيتش از او نيست ، بلكه مملوك ضعيف و مسكينى ناتوان و نيازمندى دردمند و گدايى بى‏چيز در برابر مالكى قوى و آقايى عزيز و بى‏نيازى جميل و صاحب غنايى بزرگ است ، به آن جناب متوسل شده و براى بيشتر شناختن فقر خود و مالك غنى خويش دنبال معارف الهيّه رفته و با تمام وجود به توفيق حضرت دوست به آنچه بايد برسد ، مى‏رسد و آن حجاب و پرده كه بايد از خانه قلبش كنار رود ، كنار مى‏رود ، آن زمان است كه تمام لحظاتش متوجه حضرت يار شده و با تمام هستى و وجودش به پيشگاه مقدس او عرضه مى‏دارد:

خداوندا چو توفيقم فزودى همى‏خواهم بدين راهم بدارى كه تا گردد نهانى‏ها عيانم به نورحق چوبينا شد مرا چشم به حكمت‏ها مزين كن دلم را گشاده كن تمامت مشكلم را[410]

ره تحقيق را با من نمودى به فضل خويش آگاهم بدارى به فضل خويش گويا كن زبانم نيايد باطلم ديگر فراچشم گشاده كن تمامت مشكلم را[410] گشاده كن تمامت مشكلم را[410]

چون وارد درياى معرفت شود ، با تمام وجود خود گوش گشته و صداى دلرباى يار را در قرآن مجيد و فرقان حكيم مى‏شنود كه حضرت دوست به تمام انسان ها خطاب مى‏فرمايد :

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ [411] .

اى مردم ! شماييد نيازمندان به خدا ، و فقط خدا بى‏نياز و ستوده است .

اين زمان است كه براى جبران فقر و شكستگى و ضعف و مسكنت و ذلت و حقارت و ندارى و پستى به دامن حضرت جانان مى‏آويزد و آن دامن پر مهر و مرحمت و پر لطف و عنايت را رها نمى‏كند ، تا مولاى مهربان و آقاى بزرگوارش نداى او را به غناى خود جبران نمايد .

اين زمان است كه دگرگونى عجيبى در او پديد مى‏آيد و دل و قلب و جان و روحش حال ديگرى پيدا كرده و از چيزى جز اتصال به حضرت دوست و مناجات با او لذت نمى‏برد و در اين زمان است كه جز او نخواهد و جز او نگويد و براى غير او كارى نكند و به هر كارى دست بزند به عشق او دست بزند .

براى يافتن فقر و مسكنت خويش ، به دعاى با عظمت عرفه امام حسين عليه‏السلام و دعاى ابوحمزه ثمالى در ارتباط با سحر ماه رمضان و دعاى كميل مراجعه كنيد كه در اين سه دعا عاشقان حق و شيفتگان حقيقت ، وضع انسان را آن طورى كه هست بيان كرده‏اند .

منبع
  • برگرفته از کتاب عرفان اسلامی جلد چهارم تالیف: استاد حسین انصاریان