در اين زمينه لطائف، اشارات و حقايقى بيان شد. تحليل ديگرى درباره عشق يوسف و زليخا وجود دارد كه ريشه اين مطالب در كتاب خدا، قرآن مجيد و حكمت حكيمان است.
صاحب دلان، اهل خدا، سالكان و آنهايى كه در حدّ خود راه انسانيت را در كنار خدا طى كردند، بر اين اعتقادند كه در جهان هستى سه نوع خورشيد وجود دارد.
وقتى كلمه خورشيد به زبان كسى جارى مىشود، همه ذهنها متوجه حرارت و روشنايى مىشود. البته هر موجودى كه در ارتباط با خورشيد است، به اندازه استعداد و ظرفيت خودش از نور و حرارت او استفاده مىكند و به اندازهاى كه نور و حرارت خورشيد را جذب كرده، كمالات در او ظهور مىكند.
البته اين كمالات، كمالات تكوينى است؛ يعنى نور و حرارت به موجود نيازمند مىرسد و او اين حرارت و نورى كه جذب مىكند، كمالاتى كه در او به صورت
استعداد نهاده شده، به ظهور مىرساند.
تشبيه حركت معنوى انسان به رشد نباتى
دانه زبر سياه و بسيار كوچكى را به خاك مىدهند. خاك اين دانه را قبول مىكند و با اراده پروردگار، اين دانه مىشكافد:
«إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى»
اين كار را به خود نسبت مىدهد و مىفرمايد: من اين دانه را در تاريكى و غيب خاك و زير اين بار سنگين مىشكافم.
از يك طرف اين دانه ريشه خود را به آغوش زمين فرو مىبرد تا اين فرزند از مادر تغذيه كند. از طرف ديگر، ساقه خاك را كنار مىزند و از اين قبر به صورت زنده بيرون مىآيد.
خدا در قرآن مجيد اين گياه را غير از اين كه زنده مىداند، با شعور نيز مىداند؛ يعنى وقتى كه از خاك بيرون مىآيد، غرق در شعور است؛ چون در حالِ تسبيح حركت خود را ادامه مىدهد:
«يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ» «2»
|
هر گياهى كه از زمين رويد |
وحده لا شريك له گويد |
|
اين خبر قرآن است. اما ما وقتى به دنيا مىآييم، چه مىكنيم؟
پيغمبر صلى الله عليه و آله مىفرمايند: گريه چهار ماه اول بچه «لا اله الا اللّه»، چهار ماه دوم، شهادت به رسالت و شهادت به ولايت و امامت عباد خاصّ پروردگار، يعنى ائمه طاهرين عليهم السلام و چهار ماه سوم دعا براى پدر و مادر است. هر چه به وجود مىآيد، با ارتباط با تسبيح خدا به وجود مىآيد. «1» وقتى دانه سر از خاك بيرون مىزند، ابتدا رخساره زردى دارد. اينجا ديگر با خورشيد سر و كار پيدا مىكند. در كلاسهاى دروس طبيعى اين را خوانديد كه گياه نور و حرارت خورشيد را جذب مىكند و يكى از كمالهاى او كه كلروفيل؛ يعنى سبزينه گياه است، از آن ظهور مىكند.
همين طور در اين هزينه كردن، به ساقهها و برگهاى آن اضافه مىشود و بعد از مدتى غنچهها از آن ظهور مىكند و زيباترين گل با انواع رنگها را تحويل مىدهد.
كافى است مدتى جلوى نور و حرارت خورشيد را بگيرند. تمام موجودات زنده بيمار، زرد و خشك شده و در نهايت مىميرند.