پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

خورشيدِ هدايتگر انسان‏ها

خورشيدِ هدايتگر انسان‏ها

 اما خورشيد دوم: اين خورشيد نيز در قرآن مطرح شده است. سوره‏ «عَمَّ يَتَساءَلُونَ» اسم ديگر اين خورشيدِ فلك را «سراج وهّاج» گذاشته است:

«وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً» 

چراغ افروخته و چراغى كه نور و حرارت خود را خودش توليد مى‏كند. سوره‏

مباركه احزاب، خورشيد را كه وجود مربّى، معلّم خيرخواه، دلسوز الهى و ملكوتى است تا نور و حرارتى همراه او كرده‏اند كه اين نور و حرارت را رايگان در اختيار خواهندگان بگذارند. براى اين كه خواهنده اين نور بسته، سياه و كوچك است و با حرارت و نور اين خورشيد الهى شكافته و شاخه انسانيت از زمين بشريت او ظهور كند تا به شجره طيّبه تبديل شود:

«أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ» 

اين موجودِ زمينىِ دربسته كه زمانى نطفه‏اى كمتر از يك ميلى گرم بوده و بيشتر آن نطفه نيز از بين رفته، اين نور از وجود اين بشر خاكىِ بسته، درخت انسانيت را بروياند و تمام اين گِل وجود او را به گُل ملكوت تبديل كند.

اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله هدايتگر بى‏نظير

چه آيه عجيبى است. دلم مى‏خواست در طول ماه رمضان فقط اين آيه را بگويم:

«إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً* وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً» «2»

همان طور كه خورشيد و فلك را گفت: «جعل» يعنى خدا قرار داده است، اينجا مى‏فرمايد: «إِنَّا»، درباره خورشيد فلك مى‏فرمايد: من، اما درباره خورشيد مربّى الهى مى‏فرمايد: ما، يعنى تمام صفات و اسماى خود را در ظهور اين خورشيد به كار گرفته‏ايم. اينجا فقط قدرت، اراده و عناصر را به كار گرفتم، اما آنجا اسما و صفات را.

«إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً»

من تو را به عنوان شاهد فرستاده‏ام. شاهد چه چيز و چه كسى؟ يعنى اگر مردم مى‏خواهند بدانند كه عالم خدايى دارد، با اسما، صفات، جلال، جمال و كمالات بى نهايت، خورشيد وجود تو را نگاه كنند، تا تو شاهد بر خدا شوى.

«شاهِداً وَ مُبَشِّراً»

من تو را فرستاده‏ام تا به بندگانم رحمت، رضوان، بهشت، مغفرت، كرم، احسان و كرامت مرا بشارت دهى كه اگر به تو اقتدا كنند و از نور تو بهره بگيرند، من همه اين‏ها را به آنها عطا خواهم كرد.

«مُبَشِّراً وَ نَذِيراً»

تو را فرستاده‏ام كه بندگانم را هشدار دهى كه خود را گرفتار جهنم و عذاب فردا نكنند.

«وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ»

تو را فرستاده‏ام كه دست اين زمينيان را بگيرى و در دست من بگذارى. آيا ما از شدت عشق و محبت، دست دراز كرده‏ايم تا به ما دست بدهند؟ خدا در اين آيه مى‏فرمايد: نه، من دست دراز كرده‏ام و به شما مى‏گويم: با من دست بدهيد.

تو را فرستاده‏ام كه روى بندگانم را به جانب من برگردانى و آنها را با من آشنا كنى.

واسطه‏اى از اين بالاتر؟ بعد از آن گفته است: همه كارهاى خود را رايگان انجام بده و هيچ توقعى از بندگان من نداشته باش. همه را به من و به بهشت برسان. 

همه از روى تقوى با هم برابر و به هم پيوسته و متواضع بودند، افراد بزرگتر را احترام مى‏كردند و به اطفال مهربانى مى‏نمودند و افراد حاجتمند را بر خود ترجيح داده و افراد غريب را پناه مى‏دادند.

پرسيدم: رفتارشان با همنشينان خود چگونه بود؟ فرمودند: دائما خوشرو و ملايم بوده و خوش برخورد بودند.

سخت‏گير و خشن، داد و فرياد كن و بد زبان نبودند، نه عيبجوئى مى‏كردند و نه حمد و ثناى كسى را مى‏گفتند، در مقابل آنچه كه دوست نمى‏داشتند، خود را به غفلت ميزدند و به روى خود نمى‏آوردند، كسى از ايشان نااميد نمى‏شد و آرزومندانشان محروم نمى‏شدند. سه كار را كنار گذاشته بودند: بحث و جدل، زياده روى و آنچه كه به ايشان مربوط نمى‏شد. و سه كار را در مورد مردم انجام نمى‏دادند: كسى را مذمّت و تقبيح نميكردند، لغزش ها و مسائل پنهانى افراد را دنبال نمى‏كردند و در موردى تكلّم مى‏فرمودند كه اميد ثواب داشتند، وقتى صحبت ميكردند همه ساكت بودند و كسى كوچكترين حركتى نميكرد و هر گاه سكوت ميفرمود، ديگران صحبت مى‏كردند.

منبع
  • پايگاه عرفان