پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

چهره با عظمت نماز

چهره با عظمت نماز

نماز، محكم‏ترين رشته الفت بين بندگان و خداست و واى بر آن بدبختى كه از اين پيوند با صفاى الهى جدا باشد و حيات و زندگيش از نور اين عبادت، بى‏بهره بماند.

نماز، واقعيتى است كه خداى مهربان عشق و محبت از انسان خواسته و نورانى‏ترين عمل در شبستان حيات بشر است.

نماز، ريسمان اتصالى است كه همه هستى و موجوديت آدمى را، به ملكوت پيوند داده و مانند اين منبع فيض، برنامه‏اى بهتر براى ايجاد ارتباط بين بشر و حق مطلق نمى‏توان يافت.

نماز، پناه بى‏پناهان، سنگر دردمندان، گلستان روح‏افزاى عاشقان، چراغ پرفروغ نيمه شب مشتاقان، صفاى دل مستان و سير و سلوك آگاهان است.

نماز، برتر از همه عبادات، منعكس كننده تمام واقعيت‏ها، منبع بركات و كليد گشاينده مشكلات و شستشو دهنده خطرات از قلب و نور و روح عارفان و خالصان است.

نماز، زنده كننده جان، صفابخش حيات جاودان، روشنى راه رهروان، تكيه‏گاه سالكان، راز و نياز عارفان، سرمايه مستمندان، دواى درد بى‏درمان، شعله دل بيداران، نواى قلب بى‏دلان، دليل گمراهان، اميد اميدواران، مايه شادى سحرخيزان، سوز جان سوختگان، حرارت روح افسردگان، مايه بقاى جان دستگير انسان به موقع خطر و منجى بشر از تمام بدبختى‏هاست.

نماز، عمود دين، عصمت يقين، در رأس احكام دين، آيت مبين، نور جبين، زداينده اندوه غمين، برطرف كننده شرم شرمگين، دلگرمى دل مسكين و شادى جان اندوهگين است.

نماز، مايه قرب الهى است كه بدون آن، جلب فيض خاص از پيشگاه با عزت ربوبى براى هيچ‏كس امكان ندارد.

نماز، حقيقتى است كه كيمياى حيات بدون آن بى‏سود است، بى‏خبران از نماز بى‏خردانند و محرومان از اين مقام اسير دست شيطانند، ثروتمندان بى‏نماز، تهيدستند و فقيران با نماز، ثروتمندان بزم وجودند.

نماز، روزنه‏اى به سوى بهشت و انسان فاقد آن هيزم جهنم است، ميدان زندگى بدون نماز هم‏چون منطقه‏اى بدون خورشيد و خانه‏اى كه خالى از اين حقيقت باشد، از رحمت خاص حضرت دوست جدا است، دل بى‏نماز جايگاه كبر و غرور و جان بى‏نماز تراكمى از ظلمت‏ها و پستى هاست.

نماز، حقيقت بندگى، اصل پايندگى، نبود آن مايه شرمندگى و سستى در آن علت سرافكندگى و نور آن حرارت بخش زندگى و فرار از آن ريشه شر و افسردگى‏

و اجراى آن عين آزادگى و اتصال به آن رها شدن از بردگى و وجود آن در ميدان حيات عين سازندگى و نمازگزار واقعى دور از هر آلودگى است.

نماز، راهبر به سوى خوبى‏ها، ظاهر كننده درستى‏ها، نجات دهنده از پستى‏ها، علاج كننده نادرستى‏ها، شفاى مستى‏ها و درمان همه دردها است.

نماز، راهبر است كه انجام آن وسيله قرب به داور و نسبت به عبادات ديگر هم‏چون جوهر و در دنيا و آخرت ناصر و ياور و بر تمام خوبى ها مصدر و واجب بر جمله افراد بشر است.

نماز، براى زندگى بهترين حاصل و فاقد آن موجودى ناقابل و كشتى‏نشينان حيات را ساحل و براى رهروان راه بهترين منزل و دل عشّاق حقيقى به آن مايل و روح پرواز را محمل و شمع روشنى بخش هر محفل و ثروت و غناى سايل و بين انسان و عذاب فردا حايل است.

نماز، در فرهنگ الهى ريشه و بنيان و براى صورت حيات به منزله جان و بهترين دستور و حكم قرآن و امر واجب حضرت سبحان و اجرايش بر همه كس سهل و آسان و نور صفابخش دل با ايمان و ميوه باغ عرفان و از جانب حق به بندگان عالى‏ترين احسان و صحيفه حق را بهترين عنوان و دردها را علاج و درمان و راه انسان به سوى رضوان اللّه اكبر است.

نماز، عين هدايت، مغز ولايت، بهترين عنايت، برترين كفايت، محكم‏ترين وصايت، عالى‏ترين روايت، ريشه درايت، قابل رعايت، از عذاب الهى هر كس را كفايت، قرآن مجيد را شديدترين آيت، رساننده انسان به حقيقت بى‏نهايت و برپا دارنده آن داراى قابليت است.

مو شكافى و تحليل از حقيقت نماز، نياز به نگاشتن كتاب‏ها دارد، انسان گويى با برخورد به نيت، تكبيرةالاحرام، حمد، سوره، ركوع، سجود، تشهد و سلام، به‏

دريايى بيكران و بحرى بى‏ساحل برخورد كرده است.

تنها براى سوره مباركه حمدش كتاب‏ها نوشته شده كه هنوز به كنه با عظمت آن نرسيده‏اند!!

شرح و توضيح حقايق نماز و اين سير پرارزش معنوى فقط درخور پيامبر عزيز صلى الله عليه و آله و امامان با كرامت عليهم السلام است و دست ما تهيدستان از ميوه اين حقيقت كوتاه است.

اين فقير ناچيز، علاقه داشت كه نماز را با همه گستردگى‏اش به رشته تحرير درآورد، اما كم‏مايگى و عجز قلم مانع از نوشتن است.

نماز را يك انسان منور به نور الهى و يك متصل به ملكوت عالى و يك آراسته به تحليه، تخليه و تجليه و يك شربت عشق او چشيده و يك نمازگزار واقعى بايد تجزيه و تحليل كند، تهى‏دست بى‏نوا را كجا رسد كه چهره اصلى و ملكوتى اين عبادت را نشان دهد؛ بايد گفت كه اين نوشتار، فقط راهنمايى به ظاهر نماز و دورنمايى از چشمه پرفيض خداست.

اميد است همان گونه كه سالار شهيدان، حضرت حسين بن على عليهما السلام در ظهر عاشورا، لحظه‏اى كه ابو ثمامه صيداوى از حضرت خواست نماز ظهر را در آن باران اسحله به جماعت اقامه كند و آن جناب به او فرمود: خداوند تو را جزء نمازگزاران محسوب بدارد، همه ما وفرزندان ما را موفق به نماز واقعى و در قيامت كبرى در صف نمازگزاران قرار دهد.

منبع
  • برگرفته از کتاب عرفان اسلامی جلد پنجم تالیف: استاد حسین انصاریان