پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

اخلاق عامل اجراى احكام

اخلاق عامل اجراى احكام

هنگامى كه زمينه هاى مكارم اخلاقى فراهم شود به راحتى مى توان مردم را به اجراى احكام حق ـ چه در مرحله ى عبادت و چه در مرحله ى خدمت به خلق ـ وادار كرد .زمانى كه متكبّر را از بيمارى كبر علاج كنند و باطنش را به تواضع بيارايند چون دعوت به نماز و روزه و حج و ديگر عبادات شود ، به خاطر تواضع و خاكسارى و فروتنى اش در مدار نماز و روزه و حج و ديگر عبادات قرار مى گيرد .نيز اگر دعوت شود كه حقوق پدر و مادر و زن و فرزند و اقوام و خويشان و ديگر مردم را رعايت كند ، قطعاً رعايت خواهد كرد . ديگر جهات مثبت و منفى اخلاق هم به اين صورت است . بر مربيان جامعه و معلمان نيك سيرت و انديشمندان و دانشمندان و علماى ربانى بايد معلوم و روشن باشد كه بدون تزكيه ى نفس مردم ، نمى توان آنان را به اجراى حقايق و عمل به فرايض و رعايت حقوق واجب وادار كرد .آنان كه آراسته به مكارم اخلاقى نيستند نمى توانند با حق و با قيامت و با پيامبران و با امامان و نهايتاً با بهشت پروردگار و خشنودى و رضاى حق پيوند داشته باشند . پيوند با همه ى اين حقايق در سايه ى تواضع و خشوع و انصاف ميسّر است .پيامبر بزرگ اسلام و اهل بيت گراميش رذايل اخلاقى را ريشه ى كفر مى دانند . چگونه مى توان كسى را كه آلوده به ريشه هاى كفر است در مدار عبادت حق و خدمت به خلق قرار داد ؟!قَال أبوعَبدالله (عليه السلام) أصولُ الكُفرِ ثَلاثَةٌ : الحِرصُ وَالإستكبارُ وَالحَسَدُ .فَأمَّا الحِرصُ فَإنّ آدَمَ حينَ نُهِىَ عَن الشَّجَرةِ حَمَلَهُ الحِرصُ عَلى أنْ أكَلَ مِنهَا ; وَأمّا الاِستِكبارُ فَإبلِيسُ حَيثُ أُمِرَ بِالسُّجودِ لآدَمَ فَأبَى ; وَأمَّا الحَسَدُ فَابْنَا آدَمَ حَيثُ قتلَ أحدُهُما صَاحِبَهُ.امام صادق (عليه السلام) فرمود : ريشه هاى كفر سه چيز است : حرص و كبر و حسد ;و اما حرص ، آدم با اين كه از خوردن ميوه ى درخت ممنوعه نهى شده بود ولى حرص او را به خوردن آن وادار كرد ;و اما كبر ، ابليس با اين كه به سجده بر آدم دعوت شده بود ولى كبر باعث خوددارى او از سجده شد ;و اما حسد ، قابيل به خاطر حسد خون برادرش هابيل را ريخت .اگر آدم دچار حرص نبود يقيناً به آن درخت نزديك نمى شد ; واگر ابليس برخوردار از فروتنى بود بى ترديد همراه فرشتگان به آدم سجده مى كرد ; و اگر قابيل آلوده به حسد نبود قطعاً برادرش را نمى كشت .من گمان نمى كنم بتوان اسلام و حقايق نورانى اش را در فرد و خانواده و جامعه اى كه دچار رذايل اخلاقى است پياده كرد .دلسوزان ابتدا بايد نفوس مردم را به مكارم و ارزش هاى اخلاقى بيارايند تا گوهر احكام الهى و حقايق اسلامى بر صفحه ى نفوسشان جاى گيرد و از بركت مكارم اخلاقى ثبات و دوام يابد .سعدى در اين زمينه چه زيبا مى گويد :

زمين شوره سنبل برنيارد *** در آن تخم عمل ضايع مگردان

آرى ، در شوره زار رذايل اخلاقى دانه هاى پرقيمت و پرمحصول عبادات و حالات ملكوتى فاسد مى شود و از قابليت رشد ساقط مى گردد .
چه بسيار اتفاق افتاده كه كسانى در ابتداى كار ، نفسى سالم و باطنى درست و قلبى پاك داشتند ، و به خاطر سلامت نفس و باطن درست و قلب پاكشان به همه ى احكام الهى و حقوق انسانى توجه عملى نمودند ، و ساختمانى از حقايق اسلامى را در سرزمين وجود خود ساختند ; ولى در پايان كار به برخى از رذايل اخلاقى دچار شدند و آن رذايل سبب شد كه همه ى محصولات عبادتى و خدمتى خود را از دست بدهند و ساختمان حقايق را به دست تخريب بسپارند و به زيان دنيا و آخرت دچار شوند كه از بارزترين نمونه هاى اين گونه مردم طلحه و زبيرند !!

برگرفته از کتاب زیباییهای اخلاق استاد حسین انصاریان