پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

تأمين مصالح ساختمان انسانيت با وحى‏

تأمين مصالح ساختمان انسانيت با وحى‏

وحى، مصالح اين ساختمان را تأمين كرد. نبوت پيامبران و راهنمايى‏هاى حكيمانه و دلسوزانه انبيا عليهم السلام از يك طرف و امامت امامان بزرگوار نيز از طرف ديگر مصالح اين ساختمان را تأمين كرد.

اين مصالح خرما فروشِ گمنام را به ساختمان عظيمى از انسانيت چون ميثم تمّار  تبديل مى‏كند. همچنين اين مصالح كاسب معمولى را به صفوان بن‏

يحيى‏  و بزّاز گمنامى را به ابن ابى عمير «2» تبديل و گمنام‏هايى را در ملكوت‏

معروف مى‏كند. به قدرى اين ساختمان عظيم است كه ارتفاع معنوى آن، سر از عرش بيرون مى‏آورد.

رسيدن به اوج يقين‏

شيخ كلينى شخصيت عظيمى است و كتابش چون نزديك به عصر امام عسگرى عليه السلام نوشته شده است، از اعتبار ويژه‏اى برخوردار است و اين روايت را در كتابش نقل مى‏كند:

وقتى بعد از نماز صبح پيغمبر صلى الله عليه و آله به حارثة بن نعمان مى‏فرمايد:

«كَيْفَ أَصْبَحْتَ؟»

حال شما چطور است؟- به پيغمبر صلى الله عليه و آله كه نمى‏شود دروغ گفت او عالم به حقيقت است- اين جواب را داد:

«أَصْبَحْتُ يا رسولَ اللَّهِ مُوْقِناً»

اين حال من است: تمام حقايق عالم را كه از طريق وحى انبيا و شما به من رسيده است، با همه وجود باور و يقين دارم.

اين ادعاى خيلى مهمى است. چهل سال درس خواندن و غلطيدن در دليل، برهان، فلسفه، حكمت و عرفان مى‏خواهد تا كسى به مقام باور و يقين برسد، گاهى نيز نمى‏رسد.

او خيلى راحت گفت: من در اوج باور هستم و هيچ شكى نسبت به هيچ حقيقتى ندارم.

يقين اين جوان را در كلام حضرت زهرا عليها السلام مشاهده مى‏كنيم.

«الحَمْدُ لِلهِ الَّذى لَمْ يَجْعَلْنى جاحِداً لِشَى‏ءٍ مِنْ كتابِهِ وَ لامُتَحيّراً فى شَى‏ءٍ مِنْ أمَرِهِ» «1» خدا را شكر مى‏كنم كه نسبت به هيچ حقيقتى ترديد ندارم و نسبت به هيچ واقعيتى سرگردان نيستم.

اين حالى كه حارثة بن نعمان گفت، حال همه انبيا و امامان عليهم السلام است.

منبع
  • پایگاه عرفان