پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

عشق حق به عبد

عشق حق به عبد

   منابع : کتاب عرفان اسلامی جلد یک   نوشته: استاد حسین انصاریان  

قرآن كريم انسانى را كه به پاك كردن خود از گناهان و شستشوى باطن از آلودگيها اقدام كند محبوب خدا برشمرده است:

[إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ‏] «1».

يقيناً خدا كسانى را كه بسيار توبه مى‏كنند، و كسانى را كه خود را [با پذيرش انواع پاكى‏ها از همه آلودگى‏ها] پاكيزه مى‏كنند. دوست دارد.

[فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ‏] «2».

______________________________
(1)- بقره (2): 222.

(2)- توبه (9): 108.

در آن مردانى هستند كه خواهان پاكيزگى [و طهارت جسم و جان‏] هستند و خدا پاكيزگان را دوست دارد.

و آنان كه به دروغ ادّعاى محبّت خدا مى‏كنند و خيال مى‏كنند خدا هم آنان را دوست دارد، معذّب بودن آنان را ردّ بر آن ادّعا دانسته و مى‏فرمايد:

[قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ‏] «1».

پس چرا خدا شما را به گناهانتان عذاب مى‏كند؟

اگر شما محبوب خداييد چرا به خاطر گناهانتان به جهنّم عذاب وجدان دچار مى‏شويد اين گرفتارى شما به عذاب دليل بر اين است كه خدا شما را دوست ندارد، علامت محبّت حق به عبد، توبه عبد است و از شرايط محبّت حق به عبد غفران اوست چنانچه فرموده:

[قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ‏] «2».

بگو: اگر خدا را دوست داريد، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بيامرزد.

شما كه مى‏گوييد: عاشق خداييم از برنامه‏هاى الهى كه به وسيله پيامبر صلى الله عليه و آله به شما رسيده پيروى كنيد؛ تا خدا شما را دوست داشته و گناهانتان را ببخشد. توبه يكى از مهمترين فرمان‏هاى حق است كه عاشق خدا براى اجراى آن قيام كرده و به وسيله آن تمام نواقص خود را رفع و آلودگى‏هاى خويش را پاك مى‏كند. و از اين طريق است كه محبوب حق مى‏شود.

______________________________
(1)- مائده (5): 18.

(2)- آل عمران (3): 31.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أَنَّ اللّهَ يُعْطى الْمالَ الْبِرُّ وَالْفاجِرُ وَلا يُعْطى الإيمانَ إلّامَنْ احَبَ‏ «1».

پيامبر بزرگ صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند دنيا را به هركه دوست دارد و دوست ندارد عطا مى‏كند. ولى ايمان وعشق را فقط به كسى كه علاقه دارد عنايت مى‏كند.

البته در اين زمينه بايد توجّه داشت كه سعى و ظرفيّت و شايستگى عبد شرط است، در صورت كوشش و يافتن ظرفيت و شايستگى، عنايت الهى متوجّه انسان مى‏گردد و خداوند عبد را به نور ايمان منوّر مى‏كند. اين نور دليل بر محبّت خدا به عبد است.

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِذا أَحَبَّ اللّهُ تَعالى عَبْداً ابْتَلاهُ فَإِنْ أَحَبَّهُ الْحُبَّ الْبالِغِ اقْتَناهُ، فَقالُوا: وَما مَعْنا اقْتَناهُ، قالَ: لا يَتْرُكْ لَهُ مالًا وَلا وَلَداً «2».

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه خدا به بنده‏اش محبّت ورزد او را مبتلا مى‏كند و هنگامى كه عشق حق به عبد به درجه نهايى برسد او را به دست خواهد گرفت، عرضه داشتند: يعنى چه؟ فرمود: برايش اهل و مالى باقى نخواهد گذاشت. (كنايه از اين كه وضع عبد به جايى مى‏رسد كه ذكر و فكرى و عمل و اخلاقى و حركت و سكونى جز او نخواهد داشت و هرچه در اختيار اوست فداى محبوب مى‏كند).

و به قول فيض بزرگوار، آن فقيه ربّانى:

گرفتم ملك جان الحمد للّه‏

 

گذشتم از جهان الحمد للّه‏

     

______________________________
(1)- المحاسن: 1/ 217، باب 9- الدين، حديث 112؛ بحار الأنوار: 65/ 204، باب 22، حديث 9.

 

(2)- ارشاد القلوب: 1/ 26، الباب الرابع فى ترك الدنيا.

 

چه جا و چه جهان چه ملك و چه ملك‏

 

شدم تا جان جان الحمد للّه‏

مكان را در نور ديدم به همت‏

 

شدم تا لا مكان الحمد للّه‏

برون كردم سر از عالم نهادم‏

 

قدم بر آسمان الحمد للّه‏

     

زمهر فانيان دل بر گرفتم‏

 

شدم از باقيان الحمد للّه‏

زمحكومان بريدم رو نهادم‏

 

سوى آن حكمران الحمد للّه‏

زچاه طبع يوسف‏وار رفتم‏

 

به سوى مصر جان الحمد للّه‏

زخوف عقل يونس‏وار جستم‏

 

به صحراى عيان الحمد للّه‏

زبود فيض و نابودش برستم‏

 

نه اين ماند و نه آن الحمد للّه‏

     

قالَ النَّبىُّ صلى الله عليه و آله: إذا أَحَبَّ اللّهُ عَبْداً ابْتَلاهُ فَإِنْ صَبَرَ اجْتَباهُ وَإِنْ رَضِىَ اصْطَفاهُ‏ «1».

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هرگاه خدا بنده‏اى را دوست داشته باشد، او را دچار آزمايش مى‏كند، اگر در برابر آزمايش‏هاى ربّانى استقامت ورزد او را به عنوان بنده اختيار مى‏كند و چون راضى به برنامه‏هاى الهى شد، او را مخصوص خود مى‏گرداند.

منبع
  • پایگاه عرفان