پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

ارزش دهى خدا به اعمال در قيامت‏

ارزش دهى خدا به اعمال در قيامت‏

جبرئيل تعجب كرد، حضرت يوسف عليه السلام گفت: چه شد؟ گفت: كرم خدا مرا متحير كرد، آه از نهادم برآمد؛ چون كسى كه براى تو شهادت به حق داده، ببين براى او چه كار كردى؟ آن وقت بندگانش كه عمرى مى‏گويند: «أشهد أن لا اله الا الله» به وحدانيت او شهادت مى‏دهند، در قيامت براى آنها مى‏خواهد چه كند؟

اين نمازى كه در عمر خود مى‏خوانديم و در آن اين شهادت بوده، «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ» و «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» سجده و ركوع داشته، فكر مى‏كنيد در ترازوى قيامت كه قران است، چقدر سنگين است؟ روزه‏ها، گريه‏ها، رعايت خانواده و محبت به مردم چقدر سنگين است؟

من به خاطر فتنه زمان نمى‏خواهم در مسائل طورى وارد شوم كه خداى نكرده دل شما به قدرى دلگرم شود كه در عمل كم بگذاريد، شما را به خدا دلگرمى بيش از اندازه پيدا نكنيد.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

دو ركعت نماز شما را خدا قبول كند، دستور مى‏فرمايد كه پرونده‏اش را باز نكنيد، همين دو ركعت نماز او را نجات مى‏دهد. حديث در كتاب شريف «وسائل الشيعة» است. براى شما بايد ترازو بگذارند، نه براى ديو سيرتان، اهل ستم و نفهم‏هايى كه دين را به مسخره مى‏گيرند.

ورود به بهشت، بدون حسابرسى‏

حضرت يوسف عليه السلام خيلى وزن دارد. اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد: بعضى‏ها را در روز قيامت از شدّت سنگينى وزن نمى‏كنند؛ چون مى‏گويند: وزن اين آدم به اندازه خود ترازو يعنى قرآن است، ديگر نيازى به وزن كردن او نيست.

اما اينكه چه كسانى را وزن مى‏كنند؟ در روايتى آمده است كه اين روايت را اهل سنت نيز نقل كرده‏اند. اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: در قيامت فرزندم حسين عليه السلام و هفتاد و دو نفر يار او را وزن نمى‏كنند؛ چون اين‏ها به سنگينى ترازو هستند. «1» قرآن نيز چنين حرفى را مى‏زند و مى‏فرمايد: در قيامت عده‏اى را «بغير حساب» با آنها برخورد مى‏كنم و پرونده آنها را محاسبه نمى‏كنم؛ چون آنها خود حساب، نور و حقيقت هستند.

آدمى كو مى نگنجد در جهان‏

 

در سر خارى همى گردد نهان‏

     

يعنى اين آدم به قدرى عظيم شده است كه جهان گنجايش او را ندارد، بلكه مقام قرب گنجايش او را دارد. اين زليخا است كه از ديدگاه خدا در حدى است كه بر سر خار بيابان نيز گم مى‏شود؛ يعنى آن خار بيابان از او وزين‏تر و گنجايش آن بيشتر است. با اين همه خارى كه سر راه روح خود ريخته است.

اين همه افراد، عمرى است كه دارند روح بيچاره را از روى خارهاى خطرناكى مثل زنا، ربا، دروغ، فتنه و فساد عبور مى‏دهند و روح خود را تكه تكه و مجروح مى‏كنند لذا ديگر براى اين روح چيزى نمى‏ماند. هر قطعه‏اى بر سر يك خارى گير مى‏كند و تكه تكه مى‏شود.

منبع
  • پایگاه عرفان