اگر روح را بخواهيم تعريف كنيم- البته ذات روح را نمىتوانيم بفهميم- اين است:
«وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»
به كجا وصل است؟ در قرآن چه چيزهايى را با «ياء» نسبت آورده و به خودش نسبت داده است؟
«أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ»
خانهام كه چهار ديوارى سنگى است نه كاخ سفيد آمريكا كه ميلياردها دلار خرج ساختن آن شده است و در قرآن اهلش را لعنت مىكند و آن خانه و هر كاخى را كه براى ظلم ساخته شده باشد خانه لعنت مىداند و فرداى قيامت هر دينار دينارش را بايد جواب بدهند.
اما خانهاى كه حضرت ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام ساختند، با دستى كه به روح خدايى وصل بوده ساختند و روحى كه جلوه گاه اسماى خدا بوده، اسمائى كه به پروردگار عالم و حتى به ذات پروردگار ربط دارند، آن دست كه اين خانه را ساخت، خدا آن خانه را مىگويد: «بَيْتِيَ» چون روح حضرت ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام در آن تجلى دارد.
ارزش بدنهاى مسخّر روح
بنا به فرموده امام صادق عليه السلام كه سفارش كردند: گاهى در نمازها سوره فجر را بخوانيد:
«وَ الْفَجْرِ* وَ لَيالٍ عَشْرٍ»
حضرت علتش را مىفرمايد: چون آيه آخرش گفتگوى خدا با امام حسين عليه السلام است و اين سوره دو اسم دارد؛ «سورة الفجر» و «سورة الحسين» آيه آخر را نگاه كنيد:
«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً* فَادْخُلِي فِي عِبادِي* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي» «3»
حسين من! نزد خودم بيا.
اضافه كردن به خودش: بندگانم، بهشتم. اينجا بدنها در تسخير روح است. آن وقت همين بدن مسخّر شده روح را در مملكت ما، در خراسان دفن مىكنند، ما كه روح ايشان را زيارت نمىكنيم، ما بر سر قبر ايشان مىرويم، در آن قبر كه روح
نيست، بدن است، روح حدود ندارد كه در آنجا جا بگيرد.
به امام صادق عليه السلام عرض كرد: ما به كربلا مىرويم، قبر را زيارت مىكنيم، ايشان نيز در قبر هست، يا بدن ايشان فقط در قبر است؟ امام عليه السلام فرمود: شما برويد زيارت كنيد، حسين ما «عِنْدِ اللَّهِ» است. «1» ما نمىدانيم يعنى چه؟ آن وقت اين بدنى از آن بدنها است كه در تسخير روح است. اين را شيخ طوسى نقل مىكند. ما وقتى از شيخ طوسى حديثى مىگوييم؛ يعنى حرف صد در صد صحيح مىگوييم چون علماى بزرگ شيعه صد سال جرأت علمى نداشتند كه كتابهاى شيخ را رد كنند و حرفى بزنند، مىگفتند: هر چه شيخ گفته است مورد قبول است.