پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

بالاترين وصف روح‏

بالاترين وصف روح‏

اگر روح را بخواهيم تعريف كنيم- البته ذات روح را نمى‏توانيم بفهميم- اين است:

«وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي»

به كجا وصل است؟ در قرآن چه چيزهايى را با «ياء» نسبت آورده و به خودش نسبت داده است؟

«أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ»

خانه‏ام كه چهار ديوارى سنگى است نه كاخ سفيد آمريكا كه ميلياردها دلار خرج ساختن آن شده است و در قرآن اهلش را لعنت مى‏كند و آن خانه و هر كاخى را كه براى ظلم ساخته شده باشد خانه لعنت مى‏داند و فرداى قيامت هر دينار دينارش را بايد جواب بدهند.

اما خانه‏اى كه حضرت ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام ساختند، با دستى كه به روح خدايى وصل بوده ساختند و روحى كه جلوه گاه اسماى خدا بوده، اسمائى كه به پروردگار عالم و حتى به ذات پروردگار ربط دارند، آن دست كه اين خانه را ساخت، خدا آن خانه را مى‏گويد: «بَيْتِيَ» چون روح حضرت ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام در آن تجلى دارد.

ارزش بدن‏هاى مسخّر روح‏

بنا به فرموده امام صادق عليه السلام كه سفارش كردند: گاهى در نمازها سوره فجر را بخوانيد:

«وَ الْفَجْرِ* وَ لَيالٍ عَشْرٍ»

حضرت علتش را مى‏فرمايد: چون آيه آخرش گفتگوى خدا با امام حسين عليه السلام است و اين سوره دو اسم دارد؛ «سورة الفجر» و «سورة الحسين» آيه آخر را نگاه كنيد:

«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً* فَادْخُلِي فِي عِبادِي* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي» «3»

حسين من! نزد خودم بيا.

اضافه كردن به خودش: بندگانم، بهشتم. اينجا بدن‏ها در تسخير روح است. آن وقت همين بدن مسخّر شده روح را در مملكت ما، در خراسان دفن مى‏كنند، ما كه روح ايشان را زيارت نمى‏كنيم، ما بر سر قبر ايشان مى‏رويم، در آن قبر كه روح‏

نيست، بدن است، روح حدود ندارد كه در آنجا جا بگيرد.

به امام صادق عليه السلام عرض كرد: ما به كربلا مى‏رويم، قبر را زيارت مى‏كنيم، ايشان نيز در قبر هست، يا بدن ايشان فقط در قبر است؟ امام عليه السلام فرمود: شما برويد زيارت كنيد، حسين ما «عِنْدِ اللَّهِ» است. «1» ما نمى‏دانيم يعنى چه؟ آن وقت اين بدنى از آن بدن‏ها است كه در تسخير روح است. اين را شيخ طوسى نقل مى‏كند. ما وقتى از شيخ طوسى حديثى مى‏گوييم؛ يعنى حرف صد در صد صحيح مى‏گوييم چون علماى بزرگ شيعه صد سال جرأت‏ علمى نداشتند كه كتاب‏هاى شيخ را رد كنند و حرفى بزنند، مى‏گفتند: هر چه شيخ گفته است مورد قبول است.

منبع
  • پایگاه عرفان