فلسفه تعليم حقايق اسما اين بوده كه روح آدم رنگ تمام اسما را به خودش بگيرد. به عبارت سادهتر: اين موجود، متخلّق به اخلاق الهى شود كه در اين تخلّق، ديگر بين انسان در جهت روحى با موجودات ديگر عالم مساواتى نيست، بلكه اين انسان تجلّى دهنده «اخلاق الله» از طريق «اسماء الله» شده و «افضل من ملك مقرّب» شده است.
طبق روايتى كه حضرت رضا عليه السلام از پدران بزرگوارش نقل مىكند، تا به پيغمبر صلى الله عليه و آله مىرسد كه وزن و ارزش چنين انسانى، از جبرييل و ميكائيل نيز بيشتر است.
اين تعليم اسماء، مربوط به كجاى بدن ما است؟ يعنى تزريق حقيقت اسماء به استخوانها شده است؟ استخوان، غير از شيره مواد غذايى، چيز ديگرى را نمىگيرد. آيا گوشت در بدن اين جاذبه را دارد؟ او چه چيزى را جذب مىكند؟
همانهايى كه در معده هضم شده است و براى رسيدن به اعضاى بدن، تميز و پاكيزه و اضافهاش نيز نجس و متعفّن است و بدن از خودش بيرون مىكند.