وجود مقدس او كه مالك آسمانها و زمين و دنيا و آخرت، و همه امور است، و مالكيت او در روز جزا با باطل شدن همه مالكيتها و ملكيتهاى مجازى ظهور مىكند و همه شئون آن روز را در سيطره مىگيرد:
وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ وَ هُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ:
روزى كه در صور دميده مىشود فرمانروائى و مالكيت و حاكميت مطلق فقط ويژه اوست، داناى نهان و آشكار، و تنها او حكيم و خبير على الاطلاق است.
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ ....
آن روز حاكميت و فرمانروائى ويژه خداست، ميان همه مردم داورى مىكند.
ولى آن روز فقط و فقط به عدل و انصاف و بودن اين كه به كسى از ناحيه قدرت و پادشاهى او ستم شود داورى مىكند، آنان كه به حقيقت شايسته نجات و قرار گرفتن در بهشت و رضواناند بر اساس داورى عادلانه و منصفانه او در بهشت قرار مىگيرند و در آنجا از فضل و احسان حضرتش كه مافوق عدالت است بهرهمند مىگردند، و غير آنان كه راه كفر و انكار پيمودند باز به داورى عادلانه او در آتش قرار مىگيرند.
فَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ:
پس آنان كه باطنشان به ايمان زينت يافت، و ظاهرشان به اعمال شايسته آراسته شد در بهشتهاى پرنعمت و جاويد قرار دارند.
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَأُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ:
و آنان كه باطنشان را به كفر آلوده كردند، و به تكذيب و انكار آيات ما برخاستند، براى آنان عذابى خواركننده است.
آرى او قدرتمند و سلطان و مالك و فرمانروائى نيست كه مالكيت و سلطنتش آميخته با ستم باشد، سند استوار عدالت پيشگى او به ويژه در روز جزا كه اغلب مردم از آن در هراساند اين آيه شريفه است:
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ
شَيْئاً ...
و براى قيامت ترازوهاى عدالت را مىنهيم و به هيچ كس هيچ ستمى نمىشود.
توجه به مفهوم و معناى مالك يوم الدين راه رشتهاى از تربيت الهى و دينى را به روى انسان مىگشايد، و وى را وادار مىكند كه نسبت به اعمال و رفتار و اخلاق خود، كه روزى در دادگاههاى قيامت محاسبه مىشود، و متناسب با هريك پاداش يا كيفر لازم داده مى شود مراقبت و مواظبت نمايد، و نهايتاً همه حركات باطن و ظاهرش را با خواستههاى حق و قوانين شرع هماهنگ نمايد.
اعتقاد و ايمان به قيامت يكى از پرقدرتترين وسايل اصلاح درون و برون، و از مهمترين عوامل باز دارنده در برابر هواها و هوسها و شهوات حرام، و خواستههاى شيطانى است.
ميان آنان كه اعتقاد و ايمان به قيامت دارند در همه اطوار و شئون زندگى و در اخلاق و اعمال و در نوع برخورد با ديگران، و كسانى كه منكر اين حقيقت هستند فرقهاى اصولى وجود دارد.
معتقد به قيامت بر اساس آيه شريفه
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ:
تلاش مىكند كه هيچ عبادتى در پيشگاه حق از او فوت نشود، و هيچ خدمتى به خلق خدا گرچه اندك باشد از دستش نرود، او مىكوشد كه بدن و جان و مالش را در بندگى خدا و خدمت به بندگانش هزينه كند، تا در قيامت به پاداش عظيم كوششهاى مثبت خود در رابطه با خدا و بندگان خدا برسد.
ولى كسى كه بر اثر جهل و غفلت، يا كبر و غرور منكر قيامت است محرك درونى براى انجام عبادت و خدمت به خلق ندارد، به همين خاطر همه عمرش با محروم نمودن خويش از بندگى خدا، و خدمت به بندگان خدا چون حيوانات كه تمام همتشان شكم و شهوت است زندگى مىكند، و به اندازه يك ديوار كهنه و خشتى كه سايهاش براى گرمازدگان مفيد است، و خود ديوار براى تكيه دادن خستگان سودمند است، منفعت و سودى براى كسى ندارد.
كسى در سايه لطفت نياسود
به عالم كار ديوارى نكردى مؤمن به قيامت بر پايه آيه كريمه وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
سعى مىكند در هيچ زمينهاى آيات حق او و بعثت پيامبران را و امامت امامان را تكذيب نكند، و به انكار حقايق برنخيزد، و حقى از حقوق الهى را پايمال ننمايد، و ذرهاى به كسى ستم نورزد، و حقوق مالى و خانوادگى و اجتماعى مردم را مورد تجاوز قرار ندهد.
ولى كسى كه منكر روز قيامت است، چون در درونش باز دارندهاى وجود ندارد، از انكار حقايق، و تجاوز به حقوق مردم در هر زمينهاى كه باشد امتناع نمىكند، و چون گرگى درنده و شيطانى سركش در ميان مردم زندگى مىكند، و هر لحظه با اعمال خلافش و اخلاق حيوانىاش مزاحم ديگران است.