پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

ظلم حكومت‏ها به شيعه‏

ظلم حكومت‏ها به شيعه‏


قاضى دادگاه مدينه براى پرونده‏اى شاهد خواست. قاضى ابى‏ليلى، قاضى بنى عباس بود. مظلوم پرونده از دادگاه بيرون آمد، به يكى از شيعيان ناب اميرالمؤمنين عليه‏السلام كه شيعه واقعى بود گفت: حق من دارد ضايع مى‏شود و به شاهد نياز دارم، آيا حاضر هستى به نفع من شهادت بدهى؟ گفت: بر من واجب است كه شهادت بدهم كه حقّ تو از بين نرود. كتمان شهادت از گناهان كبيره است و خدا به آن وعده عذاب داده است. كسى كه حقى را بداند، از او شهادت بخواهند و نرود شهادت بدهد، اهل جهنم است.

او را براى شهادت به دادگاه آورد، گفت: شاهد من اين آقا است. قاضى أبى‏ ليلى گفت: عجب شاهدى آوردى، اين دادگاه در پاكى، تقوا، ورع و كرامت، چنين شاهدى را كمتر به چشم ديده است، اما شهادت او قابل قبول نيست؛ چون اوشيعه است. دادگاه نمى‏تواند شهادت او را قبول كند، برو شاهد ديگرى بياور.

اين مظلوميت امام على عليه‏السلام و امام حسن عليه‏السلام است. شاهد در دادگاه مانند مادر داغديده شروع به گريه كرد. أبى‏ليلى به او گفت: براى چه گريه مى‏كنى؟ گفت:

براى اين كه تو در مسند اين قضاوت هستى دارم اشك مى‏ريزم. گفت: مگر من چه كسى هستم؟ گفت: تو دروغگو هستى. گفت: من چه دروغى گفتم؟ گفت: همين الان دروغ گفتى، تو به من گفتى كه شيعه هستم. سلمان، ابوذر، مقداد و عمار شيعه هستند. آيا مرا شيعه مى‏گويند؟ من از على عليه‏السلام خجالت مى‏كشم كه به من شيعه بگويند. من دوست على عليه‏السلام هستم، نه شيعه ايشان. كسى كه صددرصد شيعه بود، ولى مى‏گفت: من شرم مى‏كنم كه بگويم شيعه هستم، اما بعضى‏ها مشروب مى‏خورند، لاابالى‏گرى مى‏كنند، هر گناهى را علنا مى‏كنند و مى‏گويند: همه جرم‏هاى ما را به خاطر على عليه‏السلام مى‏بخشند. از كجا اين حرف‏ها را در آورده‏اند؟ نمى‏دانم.

منبع
  • پایگاه عرفان