پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

صبر و زحمت تحصيل ملا مهدى نراقى‏

صبر و زحمت تحصيل ملا مهدى نراقى‏


ايام طلبگى ملا احمد در سختى نبوده است، اما ملا مهدى در سختى كامل بود و مى‏شود گفت: او مظهر صبر بوده است. مرحوم ملا مهدى با اين درخت صبر منافع بسيارى به جهان شيعه داده است و عزّت خود را در آن مشكلات عجيب حفظ كرد.

او وقتى وارد اصفهان شد، مدارس آباد اصفهان، مانند مدراس چهار باغ، خواجو، صدر و نيماورد، حجره نداشتند كه به او بدهند و كسى او را نمى‏شناخت.

او با پاى برهنه و لباس كهنه كه به نظر علماى متولى به چهره او نمى‏آمد كه در علوم حوزوى پيشرفت نمايد، وارد اصفهان شده بود.

دين به ما مى‏گويد: به ظاهر افراد نگاه نكنيد، چون درون انسان دريايى از جوشش و هيجانات روحى و فكرى است. به اين خيمه روى روح، قد و چهره سياه نگاه نكنيد، درون انسان را نگاه كنيد كه با جرقه‏اى كه انبيا و اولياى الهى به اين انبار بزنند، موجودى درست مى‏شود كه به عرش خدا مى‏رسد.

به مرحوم نراقى حجره ندادند. مدرسه‏اى را پيدا كرد كه نيمه ويرانه بود و بعضى از اتاق‏هاى او كه مقدارى قابل اعتماد بود و طلبه‏هاى ساده و غريبه ساكن آن بودند.

مرحوم نراقى در يكى از اين اتاق‏ها سكونت كرد و چون براى غذا پول نداشت، در وقت خلوت غروب يا صبح زود، به كوچه‏هاى اصفهان مى‏رفت تا كسى او را نبيند، نان خشك، پوست هندوانه و خربزه‏اى كه مردم دور ريخته بودند را پنهانى جمع مى‏كرد و زير عبايش مى‏گرفت و به حجره مى‏آورد، پوست خربزه و هندوانه‏ها را مى‏شست و تميز مى‏كرد و نان خشك‏ها را آب مى‏پاشيد تا قابل خوردن شوند. چند سالى به اين شكل صبر كرد و درس خواند تا به اين مقام والاى عالم تشيع رسيد و دين را به ما منتقل كرد.

ايشان براى مطالعه درس، اول شب در يكى از دستشويى‏ها كه چراغ موشى پردود در آن روشن بود مى‏آمد، در را مى‏بست و در توالت مى‏ماند وايستاده درس مى‏خواند و مطالعه مى‏كرد.

ما زير قيمتى‏ترين چراغ‏ها، روى فرش دستباف، با احترامى كه به ما مى‏گذارند، مى‏آييم دين و حلال و حرام خدا را به اين راحتى ياد مى‏گيريم و بهشت را به راحتى مى‏خواهيم به دست بياوريم و نمى‏دانيم كه اين دين را چگونه و با چه زحماتى به اينجا رسانده‏اند.

 

منبع
  • پایگاه عرفان