از چهل قبيله، چهل نفر انتخاب شدند كه در خانه پيامبر صلىاللهعليهوآله بريزند ايشان را قطعه قطعه كنند. پيامبر صلىاللهعليهوآله به اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: خداوند به من امر كرده است كه بايد به مدينه مهاجرت كنى، ولى كسى بايد در رختخواب من بخوابد كه
آنها خيال كنند من بيرون نرفتهام تا مرا دنبال كنند. «عبدا مؤمناً» وقتى پاى جان در ميان باشد، نبايد عقبنشينى كند.
گفت: يا رسول الله! اگر من در جاى شما بخوابم، شما به مدينه سالم مىرسيد؟ فرمود: بله، گفت: من يك جان دارم، آن را امشب فداى شما مىكنم، اى كاش هزار جان داشتم و با شما معامله مىكردم.
نگاه حضرت على عليهالسلام به پيغمبر صلىاللهعليهوآله، نگاه به معلم و استاد بود، نه اينكه براى جلب نظر پيغمبر صلىاللهعليهوآله بخوابد. پيغمبر صلىاللهعليهوآله از مكه خارج شدند. در آن تاريكى شب، اين آيه نازل شد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَآءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ» جان على عليهالسلام را در مقابل مرضات خود خريدم، نه در مقابل بهشت، چون جان او با بهشت قابل مقايسه نيست. على عليهالسلام و پيغمبر صلىاللهعليهوآله با هدايت ما بهشت ساز شدند.