پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

عظمت زمین

عظمت زمین

قرآن عظيم زمين را با تمام عواملش كه براى آسايش بشر و زندگى او مقرر شده يكى از نشانه هاى بزرگ حق مى داند.كره زمين كه حقيقت بشر زاييده اوست، از نظر وضع وجوديش بسيار دقيق و منظم است، و اگر غير از اين بود زندگى در آن از براى موجودات زنده بسى دشوار ومشكل مى نمود.مساحت زمين   509 ميليون كيلومتر مربع ،حجم   1083 ميليارد كيلومتر مكعب ، وزن   5980 ميليارد تن ، فاصله از خورشيد   150 ميليون كيلومتر تقريباً، عمر   درحدودچهارميلياردوپانصد ميليون سال قسمت بيشترى از سطح زمين را درياها فرا گرفته و به وسيله همين درياها تمام نقاط زمين به يكديگر وصل مى شود. علاوه بر اين، موجوداتى در آبهاى زمين زندگى مى كنند كه وجود آنها از هر جهت براى بشر سودمند است. مقدار زيادى از آبهاى دريا به وسيله حرارت خورشيد بخار شده و سپس به صورت ابر درآمده، آنگاه بر زمين مى بارد تا دانه هاى نباتى براى ادامه حياتِ موجودات زنده به ثمر برسد. فاصله زمين تا خورشيد به قدرى دقيق و حساب شده است كه ادامه حيات بر روى اين گاهواره پرنعمت كارى ساده و آسان است، بطور حتم اگر اين فاصله بيشتر بود كليه موجودات زمين از حيات بى بهره بودند و اگر كمتر بود نيز سخنى از حيات و زندگى به ميان نبود. زمين كروى شكل است و كروى بودن و حركت به دور محورش باعث پديد آمدن شب و روز است، زيرا هميشه نيم آن روبروى خورشيد است روشن، و نيم ديگرش تاريك است، و اگر غير از اين بود يك طرفش هميشه روز و طرف ديگرش شب بود، آن گاه بااين وضع زندگى درآن جز با ملالت و خستگى چيزى ديگر نبود، يا زندگى امكان نداشت. گردش زمين به دور خورشيد پديد آورنده چهار فصل است، و نبايد منافع چهار فصل از احدى پوشيده باشد. كوهها چون ميخهايى محكم بر پشت زمين استوار شده، و اگر وجود كوهها نبود زمين در حال گردش به دور خود و خورشيد هميشه دچار حركتهاى عجيب و غريب بود، و زندگى بر روى آن امرى محال مى شد، پستيها و بلنديها داراى منافع فوق العاده ايى است و برنامه اى در زمين عبث و بيهوده نيست.
 « خورشيد »    
حجم   1 ميليون و سيصد هزار برابر زمين تقريباً  ، درجه حرارت خارج آن   6 هزار درجه  ، درجه حرارت مركزى   17 ميليون درجه  ، حيات و زندگى موجودات زنده مديون نور خورشيد است، خورشيد تقريباً سرچشمه تمام انرژى ها است، بى نور خورشيد گياه رشد نمى كند و مواد غذايى فراهم نمى شود، و چون زندگى جانداران بستگى به گياه دارد پس بى نور خورشيد جاندارى ادامه حيات نمى دهد. چوب، زغال، و نفتى كه هر روز مصرف مى كنيم كار مايه را در اعصار قديم از خورشيد گرفته و در خود نهفته اند.
 «هوا»
اگر به شما بگويند كه ما هم از بعضى جهات مانند ماهيهاى اعماق دريا هستيم شايد اين مقايسه به نظر شما عجيب باشد، ولى حقيقت همين است كه ما در عمق يك اقيانوس بزرگ، اقيانوسى از هوا كه چند بار از دريا عميق تر است زندگى مى كنيم. در اين اقيانوس بزرگ و عميق كه آن را هوا مى گويند، بسيارى از گياهان و جانداران زندگى مى كنند كه بدون هوا زندگى برايشان امكان ندارد، زيرا هوا شامل موادى است كه براى حيات موجودات زنده ضرورى است، و مهم ترين اين مواد اكسيژن است كه براى تمام موجودات لازم است.
 « آب »
انسان مانند ساير موجودات زنده به آب احتياج دارد، شبانه روز بايد مقدار شش تا هفت ليوان آب بياشامد تا جانشين آب از دست رفته در بدن گردد، انسان مرتباً از بدن خود آب دفع مى كند و با هر يك نفس مقدارى بخار آب به هوا مى فرستد، از اين رو از آشاميدن آب براى ادامه حيات نياز شديد دارد. آب همراه سبزيها و ساير غذاها به بدن ما مى رسد، آب ماده حيات است و بدون آن زندگى امرى محال است.  علاوه بر اينها عوامل گوناگون ديگرى در عالم خلقت به كمك يديگر وسائل زندگى را فراهم مى آورد تا از مواد بى جان نطفه جاندار ساخته شود و آن نطفه به صورت انسانى زنده قدم به سفره هستى گذارد انسانى سراسر پر از عجايب و اسرار كه در خطوط زير به برخى از تشكيلات وجوديش آشنا مى شويد.
 « تشكيلات بدن »
پا    2 عدد  تنه   1عدد ساق   2 عدد   سر   1 عدد ،ران   2 عدد   اسكلت   243 عدد
دست   2 عدد   روابط اسكلت   150 عدد
بازو   2 عدد   عضلات   450 جفت
آرنج   2 عدد   قلب   داراى 4 حفره
باز و بسته شدن در شبانه روز   110 هزار مرتبه
تحويل خون به بدن در 24 ساعت   معادل 10520ليتر
قدرت فعاليت قلب   به اندازه آسانسورى كه 3 سرنشين را    به ارتفاع صدمتر بالا ببرد.
باز و بسته شدنش در70 سال   3 ميليارد مرتبه
شبكه لوله كشى بدن بهوسيله رگها   560 ميليون متر
گلبول خون   25 ترليون
مجموع گلبولهاروى هم به صورت يك ستون   37ميليونو500هزار متر.
كليه   داراى 200 ميليون حفره
هر حفره   5 سانتى متر
طول مجموع حفره ها   100 كيلومتر
تصفيه خون بهوسيله كليه در شبانه روز   معادل 500 ليتر
ريه   داراى 350 ميليون حفره
عمل اكسيژن گيرى شبانه روز   700 ليتر
پوست   5/1 متر مربع
در هر سانتى متر مربع پوست   5000 دگمه عصبى
مجموع مراكز عصبى   4 ميليون
روده كوچك   8 متر
در هر سانتى متر مربع   4000 غده
هر غده   داراى 3000 سلول
هر سلول   داراى 100 لوله تنفس
مغز   14 ميليارد سلول
شبكه سيم كشى ومخابرات   480 ميليون مترمعادل12مرتبه دور كره زمين
گوش   24 هزار عامل عصبى
و... و.. خداى بزرگ در قرآن مجيد مى فرمايد: اگر بخواهيد نعمتهاى مرا كه به شما ارزانى داشته ام بشماريد از عهده شما خارج است. راستى نعمتهايى كه در بوجود آوردن انسان و ادامه حياتش در كارند، قابل شمارش نيست، اينجاست كه بايد توجه خوانندگان عزيز را به چند سؤال معطوف داشته و بپرسم با تمام اين مراتبى كه در سطور گذشته خوانديد، آيا انسان كه در تمام برنامه هاى حياتيش در سيطره قانون و اراده حق است، مى تواند در زندگى خانوادگى و اجتماعى بى نياز از قانون الهى باشد؟
آيا آزاد است هر چه دلش بخواهد انجام دهد، و هر عملى خواسته باشد پياده كند، گر چه به نظام زندگى ديگران ضرر وارد كند؟
آيا عوامل عالى حياتى و آنچه در كارند بى هدف و بى نتيجه در كارند؟
آيا انسان جز خوردن و آشاميدن و اعمال شهوت تكليف ديگرى ندارد؟
آيا زندگى مفهوم واقعيش همين است كه گروهى بى بند و بار پنداشته اند؟
آيا صلح و صفا، و اخلاق پسنديده در سايه هر مكتبى پديد مى آيد؟
آيا بشر در پيروى از برنامه هاى مناسب با حياتش محتاج به خداوند نيست؟
آيا جز آفريدگار جهان كسى عالم و آگاه به تمام مصالح و مفاسد است؟
آيا روش پيامبران عالى قدر و انسان دوست نبايد مورد عمل قرار بگيرد؟
آيا در سايه قوانين غير حق زندگى آرامى بدست مى آيد؟
آيا برنامه اى منظم و حساب شده عالم دليل بر آفريدگار جهان نيست؟
و آيا...
اگر از طرف انسانها اقدام به زنده كردن معارف در وجودشان نشود، و ثروت درونى خود را آشكار نسازند، و فشارى كه زندگى فعلى در درون آدمى مى آورد احساسس نكنند، روح در درون آنان همچون سنگ مى شود و انسان به صورت  ماده بى جانى درمى آيد.
زندگى انسان و حيات جاودانى رو به پيش او بسته به اين است كه با واقعيتى كه روبروى اوست ارتباط برقرار سازد، و آنچه اين ارتباط را برقرار مى سازد معرفت است،و معرفت همان ادراك حسى است كه به وسيله فهم حالت كمال و پختگى پيدا كرده باشد. ميوه معرفت يك زندگى به تمام معنى سالم و صحيح است كه در پرتو انسان به تمام حقوق انسانيتش دست پيدا كرده و ديگران هم در سايه زندگى آدمى به حقوق خود مى رسند. البته در ميان تمام مكتب هايى كه براى نگه داشتن انسان در اصول انسانى پديد آمده مكتبى زنده تر و اصولى تر همانند مكتب انبياء نيست، زيرا تمام افكار و نتيجه افكار آن بزرگ مردان از وحى سرچشمه گرفته و با فطرت و طبيعت بشر هماهنگ است. آنان انسان را به پاسخ دادن به نداى فطرت و طبيعت دعوت كردند، و در اين راه تربيت شدگانى بوجود آوردند كه نظير آنان را در هيچ مدرسه اى نمى يابيم.

بر گرفته از کتاب لقمان حکیم  استاد حسین انصاریان