در رابطه با هدايت جامعه انسانى نيز پروردگار عالم در آيه شريفه «لو» به كار گرفته است:
«فَلَوْ شَآءَ لَهَدَيكُمْ أَجْمَعِينَ» اگر مىخواستم، تمام انسانها را در مدار هدايت قرار مىدادم، آن وقت در كره زمين، غير از خير، درستى و سلامت نفس، هيچ چيز ديگرى پيدا نمىشد. اگر ميليونها سال نيز چراغ برمىداشتيد و سرگردان به دنبال يك گناه صغيره مىگشتيد، پيدا نمىكرديد.
اما چرا خدا اين كار را نكرد؟ چون اگر خود خدا براى هدايت بندگان وارد ميدان شود، اين هدايت، اجبارى مىشود و هدايت اجبارى، نه قبول مىشود و نه به كار گرفتنش، جنبه عبادت دارد و چون جنبه عبادت ندارد، ارزشى نخواهد داشت.
پس پاداش نيز ندارد.
آن وقت ديگر نيازى به زندگى دوم- آخرت- نداشتيم، چون ديگر پاداشى در كار نبود، آن وقت ما مانند همه حيوانات زنده روى زمين، عمر محدودى داشتيم، مىخورديم و مىخوابيديم و مىمرديم، بعد نابود مىشديم، اما منِ خدا زندگى شما را اين گونه طراحى نكردم.
نمىخواستم بندگانم مانند حيوانات باشند. من از اول اراده كردم كه براى شما دو زندگى قرار بدهم؛ حيات دنيا و حيات آخرت. از اول اراده كردم كه يك طرف حيات شما را مانند خودم، ابدى قرار بدهم و مىخواستم به خودم وصل باشيد.
من اين گونه طرح وجود شما را اراده كردم. اگر كسى از اين طرح من ناراضى است، خداى ديگر و طرح ديگرى را انتخاب كند، چون من از رأى و طرحم برنمىگردم. اين مطلب ريشه دار و مسأله مهم و دقيق، از طريق آيات قرآن بيشتر روشن مىشود.
بنابراين اگر هدايت اجبارى بود، آنچه كه اكنون مقرر است، ديگر مقرر نبود و ما حيوان منظمى مىشديم، بعد مىمرديم و تمام مىشد. روز قيامت، بهشت، بعثت انبيا، فعاليت عقل، علم و تمدن، هيچ چيزى نبود.
اگر اين گونه بود كه خيلى از ارزشها خلق نمىشد. اما اراده ما بر اين تعلق گرفت كه پذيرفتن هدايت را به صورت اختيارى قرار دهيم تا با اين اختيار و انتخاب هدايت به دست خودتان، اين هدايت داراى ارزش و اجر داشته باشد و به دنبالش برزخ نورانى و قيامت آباد و به دنبال آن نيز
«عِيشَهٍ راضيَهٍ» و به دنبال آن عمر ابدى داشته باشد. اينها محصول هدايت اختيارى است.