گناه تا آخر عمر در حال هجوم به سوى انسان است، همان گونه كه به تمام انبيا و ائمه طاهرين عليهمالسلام هجوم داشت. يعنى آنها را نيز استثنا نمىكرد.
چيزى كه هست، هجوم هر گناهى به انبيا و ائمه طاهرين عليهمالسلام با شكست كامل مواجه مىشده است. يعنى اين هجوم توان ورود به فضاى فكر آنها را نداشت كه انبيا حتى فكر گناه كنند. انبيا و ائمه طاهرين عليهمالسلام هر هجومى از گناه را در همان لحظه اول مىشكستند و نابود مىكردند.
اما انسانها زمينه قبول، ايجاد مقدمات، مرتكب شدن و فكر گناه و صبر در برابر آن را دارند. خدا مىخواهد كه فشار درونى، عصبى و فشار تلخ گناه و لذيذترين لقمه سفره شيطان را از انسان دور كند. اين خيلى ارزش دارد.
امام باقر عليهالسلام در مورد اين مقاومت مىفرمايند: صبر بر گناه مقاومتى است كه درهاى بهشت از ميان اين مقاومت به روى انسان باز مىشود. اين مطلب را اميرالمؤمنين عليهالسلام و رسول خدا صلىاللهعليهوآله نيز به شكل ديگرى مطرح مىكنند. خدا در قرآن مجيد مىفرمايد:
«أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِىَ الْمَأْوَى» بيشترين آيات و روايات در باب رسيدن انسان به بهشت، مربوط به همين دفع گناه است كه با صبر و تحمل دفع مىشود.
بىمحلى كردن و فراهم نكردن مقدمه گناه و خود را حفظ كردن، خيلى براى انسان تلخ است. انبيا نيز مىدانستند كه تلخ است، اما اين صبر، تحمل اين تلخى و مقاومت در مقابل گناه، كليد باز كردن درهاى بهشت است. اين تلخى زلف انسان را با بهشت گره مىزند؛ يعنى گره خوردن انسان به بهشت، به دست صبر در مقابل گناه است.
كسى كه مىخواهد در مقابل گناه صبر كند، لازم است ديدگاه پروردگار عالم، انبيا و ائمه طاهرين عليهمالسلام را نسبت به گناه بشناسد. ببيند، بفهمد و لمس كند كه دين، گناه را به چه كيفيتى مىبيند.
فرض كنيد پول حرام از هر راه حرامى كه به دست بيايد؛ «2» مكر، حيله، رشوه، غصب، اختلاس، دزدى، تقلّب در جنسى كه به مردم فروخته مىشود و پولهايى كه اميرالمؤمنين عليهالسلام از فروش خرمايى كه خودش كاشته، از خريدار مىگيرد، از نظر ظاهر كه فرقى نمىكنند، چون هر دو سكّه، طلا، نقره و يا اسكناس مىباشند.