پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

فضيلت روزه‏داران‏

فضيلت روزه‏داران‏

منابع مقالہ : کتاب جلوه‏هاى رحمت الهى      نوشتہ : حضرت آیت اللہ حسین انصاریان

خداى تعالى سكوهايى براى پرواز معنوى و رسيدن به مقام قرب خود قرار داده است، زيرا با آلودگى نمى‏توان در جوار پاكان قرار گرفت.

روزه واقعى باطن را تطهير مى‏كند تا قدرت بهره‏گيرى از رحمت‏هاى حق و حالات معنوى را به دست آورد، وقتى روزه‏دار براى خدا از خواهش نفسانى خويش دست كشيد و دل به حق داد و پيرو فرمان او شد، خداى مهربان نيز بيشتر نوازشش مى‏كند.

امام اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد:

«نَومُ الصَّائِمِ عِبَادَةٌ، وَصَمتُهُ تَسبِيحٌ، وَدُعَاؤهُ مُستَجَابٌ، وَعَمَلُهُ مُضَاعَفٌ، إنَّ لِلصائِمِ عِندَ إفطَارِهِ دَعوَةً لا تُرَدُّ» «1».

خواب روزه‏دار عبادت و سكوتش تسبيح و دعايش مستجاب و عملش دو برابر است، بى‏ترديد براى روزه‏دار هنگام افطارش دعايش مستجاب است.

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:

«إنَّ لِلجَنَّةِ بَاباً يُدعَى الرَّيَّانَ، لَا يَدخُلُ مِنهُ إلّاالصَّائِمُونَ» «2».

براى بهشت درب ويژه‏اى است به نام ريّان كه هيچ كس جز روزه‏داران از آن وارد نمى‏شود.

 

فرزانگى لقمان حكيم‏

به حضرت لقمان در حالى كه به نصيحت مردم با سخنانى استوار و حكيمانه مشغول بود گفتند: مگر تو برده فلان خاندان نيستى؟ پاسخ داد: چرا.

پرسيدند: از چه راهى به اين مقام كه مى‏بينيم رسيدى و به اسرار زيادى واقف شدى و اسرار فراوانى را درك مى‏كنى؟

گفت: از طريق راست گويى و امانت‏دارى و فروگذاشتن آنچه سودى براى من نداشت و مربوط به من نبود و فرو هشتن چشم از نامحرم و حفظ زبان از حرام و خويشتن‏دارى در مورد خورد و خوراكم، پس هركه در رعايت اين امور كمتر از اين باشد از من پست‏تر است و هر كه بيش از اين رعايت كند از من فراتر است و هر كه به اين موارد عمل كند همتا و مانند من است‏ «3».

يكى از بزرگان مى‏گويد: خداى سبحان راه رسيدن به حكمت عبادات و اسرار جهان را فراسوى بندگان خود و سالكان الى اللَّه نصب كرده است و نيز راه‏هاى رسيدن به اين امور را يكى پس از ديگرى به ما آموخته است، به طور مثال: انسان در ماه مبارك رمضان احساس عظمت روحى و معنوى مى‏كند و به خود مى‏گويد: من بزرگ‏تر از آن هستم كه آلوده شوم و تن به گناه دهم، يافتن اين بزرگى بر اثر روزه است و از مقدمات اوليّه روزه دارى امساك و كم خورى است.

 

فضيلت كم خورى‏

از ارسطو پرسيدند: چرا كم غذا مى‏خورى؟ گفت: من مى‏خورم براى اين كه زنده بمانم و ديگران مى‏مانند براى اين كه بخورند.

افراد پرخور هم عمرشان از سايرين كمتر است و هم كمتر از ديگران به معارف و حقايق الهيه دسترسى دارند، به راستى پرخورى بلاى بزرگى است.

پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: جبرئيل از سوى حق اين پيام را براى من آورد:

«يَا مُحَمَّد! مَا أبغَضتُ وِعَاءً قَطُّ إلّابَطناً مَلان» «4».

اى محمد! هيچ ظرفى نزد من مبغوض‏تر نيست مگر شكمى كه پر است.

چون شخص پرخور مانند حيوان مى‏خورد و مانند جماد مى‏افتد.

براى راه‏يابى به حكمت و اسرار هستى چاره‏اى جز سبك‏بار شدن از خوراك و شهوت و معصيت و گناه نيست، از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده است:

«تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا» «5».

سبك شويد تا ملحق شده و برسيد.

اين در راستاى كلام خداست كه فرمود:

... وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‏ «6».

... و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته‏اند و سرانجام به شرف شهادت نايل مى‏شوند شادى مى‏كنند، كه نه بيمى بر آنان است ونه اندوهگين مى‏شوند.

جمله‏ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ‏ عدم و ملكه است يعنى: به كسانى كه در راه خدايند و مى‏توانند به شهيدان راه حق برسند مژده مى‏دهند، اما اگر كسى در راه نباشد، در مورد او چنين تعبيرى گفته نمى‏شود، مانند اتومبيلى كه در پاركينگ متوقف است و حركتى ندارد، اما اگر يكى از دو اتومبيل كه در جاده در حال حركت‏اند سرعت كمترى داشته باشد و در نتيجه ديرتر به مقصد مى‏رسد درباره آن گفته مى‏شود: «هنوز نرسيده است».

سبك بار شدن سبب رسيدن است، گاهى انسان آن چنان سبك‏بار مى‏شود كه هم به هدف مى‏رسد و هم مى‏رساند.

آتش سوزى يا سيلى در مدائن اتفاق افتاد، استاندار وقت جناب سلمان فارسى بود، جنس اندكى كه داشت همراه با قرآن و شمشيرى برداشت و از عرصه حادثه جان خود را نجات داد، ولى ديگران تا آمدند وسايل گسترده و فراوان خود را جمع كنند آسيب ديدند و گرفتار زيان و خسارت شدند، سلمان فرمود:

«هَكَذَا يَنجُوا المُخِفُّون» «7».

اينگونه انسان سبك‏بار در روز خطر نجات پيدا مى‏كند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

«يا عَلِىُّ نَجَى المُخِفُّونَ وَهَلَكَ المُثقِلُون» «8».

اى على سبك باران نجات مى‏يابند و سنگين باران هلاك مى‏شوند.

اميرالمؤمنين عليه السلام درباره آنانكه اموال مسلمين رابه غارت برده بودند و بار قيامتى خود را سنگين نموده بودند فرمود:

«بَينَ نَثِيلِهِ وَمُعتَلَفِهِ» «9».

زندگى آنان ميان آشپزخانه و محل قضاى حاجت سپرى مى‏شود.

نه خدمتى كردند و نه چيزى فهميدند و نه دانستند براى چه آمده‏اند و چه بايد انجام دهند.

 

نكوهش شكم بارگى‏

ماه مبارك رمضان فرصت مناسبى است براى پى بردن به حقايق و اين پى بردن با روزه و ذكر و ترك گناه و تهجد خالصانه شب ميّسر است و اصولًا بايد به مقدار غذايى كه نيروى انسان را تأمين مى‏كند قناعت كرد، زيرا هيچ كس با پرخورى به جايى نمى‏رسد.

حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

«مَا مَلأ آدَمِىٌّ وِعَاءً شَرّاً مِن بَطْنٍ» «10».

انسان هيچ ظرفى را بدتر از شكم پر نكرده است.

هنگامى كه شكم پر شود و انسان بيش از حد لازم بخورد، راه فهم مسدود مى‏شود. انسان پرخور چيز فهم نيست و هرگز به اسرار و باطن هستى پى نخواهد برد.

شكم‏بارگى، بى‏ارادگى و خمودى و سستى و تنبلى مى‏آورد و رعايت اعتدال در خورد و خوراك، سلامتى، طول عمر و نورانيت دل مى‏بخشد.

خوردن بيش از حد، هم روح را سرگرم مى‏كند تا غذاى زايد هضم شود و هم بدن را به سوخت و ساز بيشترى وادار مى‏كند و سرانجام انسان را زودتر از موعد از پا درمى‏آورد. نوعاً انسان‏هاى پرخور عمر طولانى ندارند. زياده روى در خوردن بر كسالت و خواب مى‏افزايد.

هنگامى كه اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله حضور آن حضرت شرفياب مى‏شدند حضرت از آنان مى‏پرسيد:

«هَل مِن مُبَشَّراتٍ» «11».

شب گذشته چه خوابى ديديد كه مايه بشارت باشد؟

انسان مى‏خوابد كه چيز بفهمد نه آنكه زياد بخورد تا بيشتر بخوابد.

شخصى در محضر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آروغ زد حضرت فرمود:

«قَصِّر مِن جَشائِكَ فَإنَّ أطوَلَ النَّاسِ جُوعاً يَوْمَ القِيامَةِ أكْثَرُهُمْ شِبْعاً فِى الدُّنيا» «12».

كمتر بخور، گرسنه‏ترين افراد در قيامت كسانى هستند كه در دنيا سيرترين افراد بودند.

در حالات اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است كه روزى حضرت به باغبانش فرمود: غذايى دارى؟ گفت: غذاى ساده‏اى دارم كه شايسته‏ شما نيست، از كدوى بى‏روغن خوراكى تهيّه كرده‏ام، حضرت فرمود:

حاضر كن، سپس دستانش را شست و آن غذا را ميل فرمود، آنگاه به شكم خود اشاره كرد و گفت: شكمى كه با اين غذاى ساده سير مى‏شود، بدا به حال كسى كه شكمش او را به آتش ببرد «13».

پی نوشت ھا:

______________________________

(1)- الدعوات: 27، حديث 45 و 46؛ بحار الأنوار: 90/ 360، باب 22، حديث 21.

(2)- معانى الأخبار: 409، حديث 90؛ وسائل الشيعة: 10/ 404، باب 1، حديث 13703.

(3)- تفسير القرآن العظيم: 3/ 453.

(4)- المحاسن: 2/ 446، باب 44، حديث 338؛ بحار الأنوار: 63/ 336، باب 5، حديث 26.

(5)- نهج البلاغة: 242، خطبه 167؛ غرر الحكم: 145، حديث 2633.

(6)- آل عمران (3): 170.

(7)- الدرجات الرفيعه: 215.

(8)- مكارم الأخلاق: 440، الفصل الثالث؛ بحار الأنوار: 74/ 55، باب 3، حديث 3.

(9)- نهج البلاغة: 48، خطبه 3؛ الأمالى، شيخ طوسى: 373، المجلس الثالث عشر، حديث 803.

(10)- مشكاة الأنوار: 325، باب 9؛ بحار الأنوار: 63/ 330، باب 5، حديث 4.

(11)- الكافى: 8/ 90، حديث الأحلام والحجة، حديث 59؛ بحار الأنوار: 58/ 177، باب 44، حديث 39.

(12)- المحاسن: 2/ 447، باب 45، حديث 345؛ بحار الأنوار: 73/ 57، باب 104، حديث 4.

(13)- الكنى والالقاب: 3/ 138.

 

منبع
  • پایگاه عرفان