ما انسانها اگر به صورت واقعى و با دقت عقلى رحمت حق و مهرورزى آن منبع كمالات و آثارش را بشناسيم و در عين حال خواهان سعادت ابدى و كرامت سرمدى باشيم ، بىترديد تمام حركات درون و برون خود را به كيفيتى نظام مىدهيم كه به رحمت حضرت محبوب متصل شود و از اين ميدان ، گوى سعادت برده و خوشبختى و نيكبختى خود را رقم خواهيم زد .حركات ناآگاهانه و جاهلانه ، نه اين كه ما را به جايى نمىرساند بلكه دچار خسارت ابدى و زيان هميشگى مىكند .اميرالمؤمنين عليه السلام در رابطه با حركت بر پايه معرفت به كميل بن زياد فرمود :« يَا كُمَيلُ ! مَا مِنْ حَرَكَةٍ إلاّ وَأنْتَ مُحتَاجٌ فِيهَا إلى مَعْرِفَةٍ » .اى كميل ! هيچ حركتى نيست مگر اين كه تو نسبت به آن نيازمند به معرفت و شناخت هستى .معرفت نسبت به هر حركتى انسان را از حق و باطل بودن آن حركت آگاه مىكند ، چنانچه انسان خواهان سعادت باشد ، حركت و عمل خود را اگر هماهنگ با حق باشد انجام مىدهد و زمانى كه آلوده به باطل شد ترك مىكند .اين معرفت تنها با اتصال به منابع پر فيض اسلام و توجه و دقت در فرهنگ نبى با كرامت اسلام و اهل بيت پاك آن حضرت و تعقّل و تدبّر در كتاب سراسر نور اسلام يعنى قرآن كريم ميسر خواهد بود كه حقايق عالم را با اتصال به اين چشمههاى پر فضيلت مىتوان درك كرد و به شناخت حقيقى و معرفت واقعى دست يافت .
مهرورزى نتيجه معرفت
دقت در پهن دشت هستى و موجودات آن و انديشه و تفكر در قرآن كه وحى الهى است و تعقّل و تفكّر نسبت به پيامبران و رسالتشان ما را به اين معنا آگاه مىكند كه همه و همه ، جلوه رحمت خدايند و خدا مىخواهد انسان به گونهاى حركت كند كه نهايتاً وجودش مطلع الفجر رحمت بىنهايت حق شود .به همين دليل لازم است انسان ، قرآن و نبوت و امامت را كه جلوههاى رحمتند بشناسد و حركاتش را بر اساس خواستههاى حق و پيامبران و امامان جهت دهد تا رحمت رحيميه از همه جوانب وجودش در دنيا و آخرت ظهور كند .انسانها از همه نعمتهاى حق بايد به گونهاى استفاده كنند كه آن نعمتها كه جلوه رحمت عاماند ، پس از مصرف شدنشان به وسيله انسانها تبديل به رحمت خاص به نفع آنان شود ، اين خواسته خدا ازانسان است ، خواستهاى كه براى انسان نسبت به آن تعهدآور و مسئوليتزاست .به عبارت ديگر : خداى رحيم ـ كه همه هستى و امور ظاهرى و در يك كلمه مجموعه آفرينش ، رحمت و مهر اوست و قرآن و پيامبران و امامان جلوههاى كامل رحمت و مهر اويند ـ مىخواهد انسان در عين اين كه مختار و آزاد است ، از اين اختيار و آزادى بهره مثبت برده ، در سايه عقل و خرد با هماهنگ كردن حركاتش با قرآن و نبوت و امامت ، هم كانونى از مهر و محبّت شود و هم كاسب مهر و رحمت و محبّت خدا گردد .جهان و همه موجوداتش ، سفره روزى خدا و همه نعمتهايش ، ظهور مهر خداوندى است و انسان در اين جهان و سر اين سفره نعمت ، چند روزى مهمان خداست كه بايد در اين مهمانى ادب و شرايط مهمان بودن را كه همانا گذران عمر و استفاده كردن از نعمتها بر اساس هماهنگى با خواستههاى صاحب جهان و مالك سفره است ، رعايت كند و كارگاه وجودش را از طريق تغذيه از سفره نعمتها تبديل به كانون مهر و محبّت نسبت به حق و به خلق نمايد و در عبادت خدا ـ كه مهرورزى عملى نسبت به اوست ـ و خدمت به خلق ـ كه مهرورزى عملى نسبت به آنان است ـ تا لحظه آخر عمر بكوشد و از پل مرگ با خيالى آسوده و دستى پر از عبادت و خدمت وارد جهان ابدى گردد و براى هميشه بر سر سفره بىنهايت حق كه در بهشت به عنوان پاداش براى عابدان خادم آماده شده ، بنشيند .هماهنگى همه حركات ظاهر و باطن با قرآن مجيد و نبوت و امامت ،در حقيقت هماهنگى با منابع مهر و رحمت و عشق و محبّت است .
بر گرفته از کتاب فرهنگ مهرورزی استاد حسین انصاریان