صد و چهارده مرتبه در قرآن «بسم اللّه» آمده، ديدگاهى كه اهل كشف و شهود- اعم از پيامبر و ائمه و اولياء- به قرآن مجيد داشتهاند، مىفرمايند: معنى «بسم اللّه» سوره حمد با «بسم اللّه» سوره بقره فرق مىكند. هر دو با معناى «بسم اللّه» در سوره آل عمران فرق مىكند. تكرار در قرآن مجيد نيست و دو لفظى كه داراى يك معنا هم باشد وجود ندارد.
آنجا كه مىفرمايد: «عَذَابٌ مُّهِينٌ» با آنجايى كه مىفرمايد: «عَذَابٌ عَظِيمٌ» با آنجا كه مىفرمايد: «عَذَابٌ أَلِيمُ» با آنجا كه مىفرمايد: «لَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيمٌ» فرق مىكند و فرق هم به خاطر اين است كه بين مجرمين تفاوت است.
درباره نيكان هم همين طور است كه گاهى مىفرمايد: بهشت براى بندگان من است، گاهى مىفرمايد: فردوس از بندگان مناست، گاهى مىفرمايد: جنات نعيم براى بندگان من است. تفاوت آنها در ارتباط با تفاوت افراد نسبت به وجود مقدس حضرت حق است.
در قبول تكليف و در اجراى تكليف يك نفر كه واقعا زحمت كشيده كسب معرفت واقعى كرده است، خدا را آنچنان كه هست شناخته نه آنچنان كه خودش درك كرده، فرق مىكند، درك او با واقعيتى كه در خارج از خود او در عالم هست تفاوت دارد. خدا را آنطورى كه هست شناخته، اين معرفت براى هر كسى مولد يك عشق حاكم و گسترده و بىنهايت نسبت به وجود مقدس حضرت حق است.
چنان اين معرفتى كه مولد عشق است، انسان را در حضرت حق غرق مىكند كه اگر تمام كششهاى دنيا در مقابل انسان بخواهند يك لحظه او را به سوى خود بكشند تا يك لحظه از مقام حضرت پروردگار دور بماند، قدرت نخواهد داشت كه عاشق از معشوق يك لحظه دور بماند.