اينان در نماز خود، علاوه بر آنچه اهل شريعت و طريقت دارند، به حقايقى ديگر آراستهاند كه انسان از دانستن آن حقايق مبهوت مىشود، چه رسد به اينكه با توفيق حضرت دوست به آن حقايق برسد.
قيام اين بزرگواران به نماز قيام به استقامت در صراط مستقيم توحيدى است و انجام مأموريت جانانهايست كه در آيه شريفه آمده:
[فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ].
پس همان گونه كه فرمان يافتهاى ايستادگى كن.
اين استقامت و پابرجايى، استقامت كامل در مقام تكميل وجود است و استقامت در سير باللّه پس از اتمام سير الى اللّه و سير فى اللّه است.
و اين قيام، عبارت از برداشتن توجه از حضرت فعليت و وصفيت و متوجه شدن به حضرت احديت ذاتيت است كه قبله عارفان و كعبه محققان است، به نيت اينكه در وجود جز او را مشاهده نكند.
به قول حكيم، الهى قمشهاى:
|
روى از خدا مگردان كز غير بىنيازى |
هر گه به ياد اويى پيوسته در نمازى |
|
|
معشوق هر دو عالم آن شاهد دل آراست |
بگسل علاقه عشق از عالم مجازى |
|
|
سلطان به عدل و احسان دريافتقرب سبحان |
شايسته بهشت است هر بىنوا نوازى |
|
|
اى شاه ماهرويان دل را نويد وصلى |
اى شاهد نكويان جان را جفا و نازى |
|
|
گفتى الهى از يار روزى رسى به ديدار |
اى ماه لن ترانى جان مىدهم به نازى |
|
تكبيرة الاحرام در نماز آنان به معناى بستن تمام درها به روى خود الا درِ اوست و حرمت هر فعلى الا آنچه موجب خشنودى اوست.
[وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ].
من به دور از انحراف و با قلبى حقگرا همه وجودم را به سوى كسى كه آسمانها و زمين را آفريد، متوجه كردم و از مشركان نيستم.
حمد در نماز آنان تجلى حضرت او و ملكوت سماوات و ارض در صفحه قلب و جان آنان است، چنانچه قرآن مجيد فرموده:
[وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ].
و اين گونه فرمانروايى و مالكيّت و ربوبيّت خود را بر آسمانها و زمين به ابراهيم نشان مىدهيم تا از يقينكنندگان شود.
ركوع اينان تجلى حقيقت تواضع است، تواضعى كه همراه آن ملك و ملكوت به خضوع برخيزند، چرا كه انسان كامل خليفه حضرت حق در ملك و ملكوت است و وقتى خليفه و نايب مناب به ركوع رود، به دنبال او بايد تمام اشيا به ركوع روند.
آرى، انسان خالص بر ملك و ملكوت داراى اشراف است و تمام اشيا با حقيقت او در هماهنگى و هم سويى است.