ما با توجه به يكى از آيات كريمهى قرآن به اين معنا پى مىبريم كه آفريدههاى حق و نعمتهاى حضرت او در مرحلهاى است كه به شماره و عدد نيايد و شماره كنندگان هر چند از قدرت و توان شگرفى برخوردار باشند، از شمارش آنها عاجز و ناتوانند.
«وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ».
اگر در روى زمين آنچه درخت است قلم گردد و آب دريا به اضافهى هفت درياى ديگر مركب شود، شمارش آفريدههاى حق پايان نگيرد، همانا خداوند مقتدر و حكيم است.
در آفرينش خود انديشه كنيد و در ساختمان ظاهر خود با ديدهى عقل بنگريد، تا اين حقيقت بر شما روشن شود كه نعمتهاى حضرت محبوب قابل شماره نيست.
قرآن دربارهى خلقت انسان مىفرمايد:
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ».
ما انسان را از مايهى گل خالص آفريديم.
«ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ».
سپس او را نطفهاى در محل استوار قرار داديم.
«ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ».
آن گاه نطفه را خون بسته، خون بسته را پاره گوشت قرار داده و آن پاره گوشت را استخوان، و استخوانها را با گوشت پوشانديم، سپس خلقى ديگر به وجود آورديم، آفرين خداى را كه بهترين آفرينندگان است.
نطفه با گذشت از اين مراحل و منازل، تبديل به انسانى كامل و موجودى جامع شد.
اكنون در موجوديت و ساختمان اسرار آميز خود و آن چه در اين ساختمان از تعداد سلولها و دستگاه گوارش و گردش خون و كارگاه تنفس و دستگاه مغز و اعصاب و چشم و گوش و بينى و ساير اعضا و جوارح وجود دارد انديشه كنيد تا معلوم گردد كه نعمتهاى حضرت او در چهارچوب همين جسم عنصرى به شماره نيايد.
مگر نه اين است كه دانشمندان بدن شناس مىگويند: اگر انسانى به طور شبانهروزى و بدون تعطيل برنامه، در هر ثانيه هزار عدد از سلولهاى بدن را شماره كند، بر شمردن آنها سيصد هزار سال زمان مىخواهد.
مگر نه اين است كه اهل فن مىگويند: موادى كه در معده، اين آزمايشگاه شگرف شيميايى، تجزيه و تركيب و تهيه مىشود بيش از موادى است كه آزمايشگاههاى مصنوع دست انسان مىتواند تهيه كند. از مواد و مصالحى كه به اين آزمايشگاه مىرسد متجاوز از يك ميليون نوع ذرات مختلف تهيه مىشود و غالب اين مواد از نوع سموم كشنده است.
مگر نه اين است كه دانشمندان نشان دادهاند قلب به اندازهى يك مشت بسته بيشتر نيست، ولى از قدرت و نيروى عظيمى برخوردار است كه در هر دقيقه 70 بار باز و بسته مىشود و در مدت سى سال، بيش از يك ميليارد مرتبه اين برنامه انجام مىگيرد و با هر يك دقيقه كه به وسيلهى مويرگهاى ظريف كه از مو نازكترند دو بار خون را در بدن گردش مىدهد، بيش از ده ميليون ميليارد سلول بدن را شستشو مىدهد!
به اين واقعيت، تعداد اتمهاى اكسيژن، هيدروژن، ازت و اتمهاى تشكيل دهندهى خاك، ريشه، بدنه، شاخ و برگ درختان، ميوهها و آنچه در آسمانها و زمين است و به نوعى در خدمت انسان به كار گرفته شده است را بيفزاييد، سپس دقت كنيد كه آيا نعمتهاى خداوند كه در كارگاه هستى، كارگزاران حيات انسان هستند قابل شمارهاند؟
مشتى خاك را به دقت بنگريد، خواهيد ديد خاك خالص و تنها نيست، بيشتر خاكها از مواد معدنى تشكيل يافتهاند كه به صورت ذرات كوچك سنگ درآمدهاند. اين ذرات خرد شده و تراشيده شده از سنگهاى بزرگترى هستند كه تحت اثر نيروهاى طبيعى تشكيل يافتهاند، خاك موجودات زندهى بسيارى دربردارد، يك مشت خاك ممكن است شامل ميليونها موجود ميكروسكوپى به نام باكترى باشد، علاوه بر باكتريها بسيارى از كپكها و جلبكها و انواع مختلف جانوران در خاك يافت مىشوند، بسيارى از اين موجودات زنده، خاك را متخلخل مىكنند و بدين طريق آن را براى رشد گياهان آمادهتر مىسازند.
استعداد انسان براى جذب خوراكيها و نوشيدنيها از طريق دهان، دندان، زبان، غدد بزاقى، حلق، مرى، معده، لوزالمعده، اثنا عشر، رودهى بزرگ، رودهى كوچك و فعاليت هر كدام از آنها در هضم و جذب و دفع، داستانى ديگر از نعمتهاى الهى به انسان است.
مسألهى بسيار مهم پالايش و گردش خون توسط سرخرگها، سياهرگها، مويرگها، آئورت، دهليز راست قلب، دهليز چپ، بطن راست قلب، بطن چپ، گلبولهاى قرمز و سفيد خون، تركيب خون، رنگ خون، روانى خون، حرارت بدن، پوست بدن، گوش و عناصر آن، چشم و طبقات آن، قصهاى عجيب و برنامهى شگرف ديگرى از نعمتهاى الهى است.
فضاى عالم بالا و خدماتى كه توسط پخش نور، و گردشها، و جذب و انجذاب، و جزر و مدها در حيات انسان دارد، و كثرت عناصر آن، به طورى كه اگر بتوانيم در هر دقيقه سيصد ستاره در آسمانى كه در محاصرهى ديد ماست بشماريم، 3500 سال عمر لازم است كه شب و روز، اين ستارهها را به شمار آريم، چرا كه تاكنون به وسيلهى دوربينهاى طيف ياب تعداد آنها را بيش از صد هزار ميليون تخمين زدهاند، كه زمين ما به منزلهى يك دانهى ناچيز از آنهاست و بهتر است بگوييم تعداد آنها براى ما انسانها قابل شمارش نيست.
فضايى كه ستارگان در آن قرار دارند، به قدرى پهناور است كه از يك طرف آن به طرف ديگرش پانصد هزار سال نورى است.
خورشيد و منظومه چون ذرهاى در يكى از شاخههاى خارجى دستگاه آسمانى با سرعت 400 كيلومتر در ثانيه در حركت است، و حدود (000/ 000/ 200) دويست ميليون سال طول مىكشد تا يك دور به دور مركز خود بگردد!
نظام شگفتانگيز عالم بالا و تأثيراتش بر سطح و عمق زمين، و زمينه سازى آن براى حيات موجودات زنده بخصوص انسان، به اين سادگى قابل درك نيست. هر قطرهى آبى كه انسان مىنوشد محتوى هزاران جانور زندهى مفيد است، و در هر ميلى متر مكعب خون، 7500 گويچهى سفيد و پنج ميليون گويچهى قرمز است.
اينجاست كه به عظمت قرآن مجيد، كتابى كه قرنها قبل به قلب نورانى پيامبر نازل شده، و حقايق را آنچنان كه هست بيان نموده پى مىبريم، و از جملهى آن حقايق اين است كه نعمتهاى حق را غير قابل شمارش مىداند!
«وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ».
اگر بخواهيد نعمتهاى خدا را شماره كنيد، قدرت شماره كردنش را نداريد، همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.